بروس لی

功夫

Gōngfu

کونگ فوی چینی (هنرهای رزمی چین یا همان چیزی که عموما ووشو یا در زبان چینی گونگ فو نامیده می شود) یک سری شیوه‌های مبارزه است که طی مدت بسیار طولانی در چین توسعه یافته و پیشرفت کرده است. امروزه این هنر به عنوان یک ورزش سنتی و باستانی در چین شناخته می شود که روز به روز به محبوبیت آن اضافه می شود و حتی به نوعی نماینده فرهنگ چین در دنیا است.

شیوه ‌های مختلف این هنر که شاولین، تَیچی و چی‌گنگ هستند، دنبال‌کننده ‌های زیادی در سرتاسر دنیا دارند. بعضی از افراد در دیگر کشورهای دنیا فکر می کنند تمام چینی‌ها استاد کونگ‌فو هستند که این درست نیست اما این میراث باستانی شیوه حضور خاص خود را دارد و تاثیر زیادی روی مردم گذاشته است.
اگرچه کونگ ‌فو یک شیوه رزم است، اما نماینده آرامش و صلح است و نه جدیت و خشونت. این ارزش بزرگ این هنر است که نسل به نسل بر سینه‌ها حمل شده است. با استفاده از یک سری حرکات، شیوه‌های مشت زنی، مهارت‌های استفاده از اسلحه، و یک سری حرکات خاص رزمی، کونگ‌فو همیشه ماهیت اصلی خود یعنی دفاع شخصی را حفظ کرده‌است. اگرچه ارزش بدنسازی و تناسب اندام در این هنر همواره مورد تجدید بوده ‌است.

 

تاریخچه

功夫历史

Gōngfu lìshǐ

کونگ فو، شناخته شده ترین ریشه ی هنر های رزمی است. پیدایش و فلسفه کونگ فو ،ازجمله پیچیده ترین مسائلی است که می توان به آن پاسخ داد و علاقمندان به راحتی نمی توانند اطلاعات مستندی ازچگونگی شکل گیری این هنر رزمی بدست بیاورند.
کونگ فو یک نگرش است بر دنیای جدید، ضمن اینکه دارای تاریخچه ای قدیمی می باشد . سرگذشت کونگ فو هم زمان با تاریخچه ی انسان اندیشمند است که در دوازده هزار سال پیش سابقه اولین حرکات فکر وجسم برای اولین بار برای مقابله با محیط زیست و بقای خود ،داشته است.
اولین کسانی که پی به این نیروی اسرار آمیز بردند، نژاد زرد بودند و چون بعدها فقط از نیروی تن استفاده کردند، اصول و مبانی علمی این راه فراموش شد . اصولاً در سبک های رزمی کسانی بوده اند که دانش پیشینیان را با اندوخته تجربی خویش در آمیخته اند و به مقتضای شرایط زمانی و محیطی خود، بیش از دیگران درمعرفی و ارائه یک شیوه رزمی خاص موفق بوده اند. ذکر نام و سبک ایشان یادی است برای آنها که می دانند و تذکری برای آنان که نمی دانند . هیچ استادی تا شیوه کلاسیک و اصولی را بطورکامل و دقیق نیاموخته، سبکی را معرفی نکرده است . یاد و خاطره اساتید ، همیشه شوق هنرجویان را برمی انگیزد و این همان چیزی است که مایه پیشرفت می شود .
«اشتیاق آموختن و دانستن » بسیاری از این پیشگامان را دیگران نمی پسندند ، برخی به دلایل درست وگروهی دیگر به علل نادرست . اما به هر تقدیر قضاوت، قله های کوهی است که دامنه اش شناخت درست نامیده می شود. «هرچند همیشه افرادی هستند که در رسیدن به قله ، هلی کوپتر را به کوهنوردی ترجیح میدهند.» اگر هرکسی درهر درجه ای از مهارت رزمی، عمر شاگردی بیشتری داشته باشد ، استاد بهتری خواهد بود .
مطلب در زمینه ی بیانگذاران و بنیگذاری، بسیار است و درحوصله این مقاله نمی گنجد ، اطمینان داریم اساتید فاضلی نیز هستند که به ازای تدریس یک درس یا مطلب ،ده درس را تفهیم و تمرین می کنند و از وجود خود ، پلی می سازند که نسل های آینده با عبور از آن به شناخت دقیق تری دست یابند.
تامو بنیانگذار قدیمی ترین شیوه شناخته شده متعارف در کشور چین و جهان است که کونگ فو نام دارد.
لغت کونگ فو به معنی : انجام بیشترین کار در کمترین زمان است وکسی که این هنر رزمی را می آموزد ، مرد ماهر و تصویری ازکار پیوسته و جدی را با خود دارد. گفته می شود کونگ فو حدود ٢۵٠٠ سال پیش در کشور چین توسط مردی به نام درایاما تائیشی یا «تامو» یا «بودهی دارما» یا «دات مور» یا «بودا آدها » کاشف اندیشه برتر و نفوذ روح توانا عرضه شد. درایاما ثابت کرد که انسان قبل از اینکه به مسائل دنیای خارج خود بیاندیشد بهتر است به خود بیاندیشد و همین فکر بود که جامعه ی قرن بیستم را با تکان شدید به مکتب خود رهنمون کرد و هم اکنون میلیون ها انسان از کلیه جوامع، مفتون این اندیشه شده اند.
درایاما در ابتدا شاگردان را به گرد اندیشه فرو برد و پس از سالیان زیاد ریاضت درتوانایی اندیشه، دانست که نیروی اندیشه توانا است ولی تن بی حرکت است . از همین جا بود که به منظور نمایش نفوذ اندیشه ی برتر ، حرکاتی ازدست و پا ابداع نمود.
حرکات درایاما با تحول های بسیار بصورت دست و پا و بالاخره متکی به نیرو های دوران بطریقه ی علمی امروز به آن پرداخته می شود، آمیخته ای از هنر تن و روان است که نام آن را کونگ فو نهاده اند.
درسال ١٩٠٠ استادانی از نژاد زرد بگرد هم جمع شدند و اصولی بر ضربات علمی و فنی به نام هنرهای مبارزه ای تنظیم کردند و مربیانی نیز به کشور های مختلف جهان اعزام داشتند. برخی اعتقاد دارند درایاما ازهندوستان وارد چین شده ،اما پژوهش های دقیق تاریخی در حوزه فنون رزمی، وجود شیوه مبارزاتی شبیه به فنون وی را در هندوستان آن زمان تأیید نمی کند.
دراین میان نظر «پال پیلوت» مورخ فرانسوی وگروهی دیگر از محققان که معتقدند وی از ایران به چین رفته است، به حقیقت نزدیکتر به نظر می رسد . وجود معابدی که در غرب چین میان کوهستان ها و بعضاً در غارها بنا شده و نقش نماد ماه و خورشید «که از مبانی دیدگاه مانی و سایر مخالفین سلسله ساسانی است » بر دیوار آن ها، همچنین مطالب تخصصی مطرح شده در مکاتب کونگ فو درباره ی ماه و اشاره اساتید این سبک به ماه و معنی آن در سبک های «پاشی ین چین ، نگو چوچوآن» وسایر سبک ها و تلفظ چینی کلمه فارسی «تاماه » که همان « تاموست » به همراه خیلی دلایل دیگر بنیانگذار کونگ فو شاولین که شناخته شده ترین ریشه سایر هنرهای رزمی جهان است را یک ایرانی معرفی می کند. به هر تقدیر ، درایاما ازغرب به چین آمد و به «بودتور »رفت و پس از طی مراحل و منازعاتی ، امپراتور، آن معبد را دراختیار وی گذاشت تا تعلیمات خود را درآنجا بنیاد نهد. این معبد پس از چند دوره تخریب و آتشسوزی و بازسازی، بعدها در زمان سلسله «تانگ» شاولین نام گرفت .
درهنگام استقرار تامو در این معبد ، هنرجویان وی از فشار خستگی و تمرکز شدید اثنای تمرینات فکری و روحی به ضعف جسمانی شدیدی مبتلا شدند که درایاما را مجبورکرد تمرینات بدنی خاصی را برای جلوگیری از فساد سلولی و افزایش قدرت جسمانی به ایشان عرضه کند .قسمتی از این تمرینات
« شی آر لوهان شو» یا «آی کی کین کیو» نام دارد که امروزه نیز اگر درست تدریس شود، جزء مفید ترین و سنگین ترین تمرینات بدنی موجود دردنیا است .درایاما دو کتاب به جای مانده که یکی «یی جین چینگ» نام دارد و در ارتباط باتقویت نیروی جسمانی است و دیگری «شیه سویی جینگ»گفته می شود که ناظر بر تمرینات فکری و تعلیمات روحی است .
ازکتاب دوم در مراجع رسمی کشور چین بطور علنی اثری دردست نیست وگفته می شود کتاب نخست نیز به طور کامل در اختیار پژوهشگران قرار نگرفته است .درایاما پس از تعلیم شیوه خود، روزی از معبد خارج شد و دیگر هرگز بازنگشت ، اثری از مقبره یا قبر او در دست نیست ، ولی تصاویری که به او نسبت داده می شود ، از چین تا اوکیناوا و از استرالیا تا محله چینی ها در شهر های مختلف آمریکا ، زینت بخش مکان های تمرین هنرهای رزمی است .درحقیقت چهره واقعی درایاما همچون چهره حقیقی فنون او برای همگان روشن نیست، اما نتایج عمل او در اغلب نقاط آسیای جنوب شرقی هم از نظر آیینی و هم به لحاظ تمرینات بدنی تا امروز باقی مانده است.
کونگ به معنای دانایی و فو به معنای طریقت است و در پیوند این کلمات به کونگ فو طریقت دانایی گفته می شود حرکت در مسیر دانایی و یا گام برداشتن در طریقت دانایی به درک انسان بستگی دارد و درک حاصل نیروی فکر است و فکر نیز در جسم قرار دارد که به آن پایگاه فکر می گویند.
کونگ فو ضمن این که دارای یک تاریخچه ازمنه ی قدیمی می باشد ، نگرشی است بر دنیای جدید و جوانانی که در این اثر هیجان زده بسر می برند و هرگونه اعمال قهرمانی از آنان سلب شده و گاهی گوشه گیری و بی بند و باری آنان را مبتلا ساخته است یک دنیای جدید است ، راهی پر قدرت است و روش درست اندیشیدن می باشد.

هنر‌های رزمی‌ای که ما امروزه به عنوان کونگ‌فو می شناسیم از دوران امپراتوری‌های شانگ (商:shāng)و جو((周:zhōu ریشه می گیرد. در امپراتوری‌های بعدی یعنی چین( 秦:qín)و هان(汉:hàn)، کشتی، نیزه‌اندازی و شمشیر‌زنی بسیار پیشرفت کردند و در میان مردم و نیرو‌های رزمی محبوب شدند. در امپراتوری بعدی یعنی سونگ(宋:sòng)، مدارس رزمی مختلف، شیوه‌های مشت‌زنی، سری‌ حرکات و توانایی‌های حمل اسلحه مختلف شکوفا شدند.

 

گروه‌بندی

کنگ فو

 

معبد شاو لین

少林寺

Shào lín sì

کونگ‌فو بعد از پیشرفت‌های زیادی که طی قرن‎‌ها در چین داشته، به یک سیستم بزرگ که شامل بخش‌ها و مکتب‌های مختلف است، تبدیل شده است. طبق مدارک ثبت شده، بیش از 300 شیوه‌ مشت‌زنی در سرتاسر چین وجود دارد. این شیوه‌ها در بخش‌های شمالی و جنوبی کاملا متفاوت هستند، بنابراین گروهبندی کامل آن بسیار سخت و حتی نشدنی است.

بعضی از مکتب‌ها بر اساس محل‌های جغرافیایی گروه‌بندی شده‌اند، مانند مشت جنوبی که در چین جنوبی متداول است و مکتب شاولین که مرکز آن معبد شاولین در استان هِنَن (河南:hénán)است. بعضی از سبک‌ها با احترام به مخترع و استاد آن نام‌گذاری شده‌اند، مانند سبک چن تایچی یا سبک یانگ تایچی. بعضی از سبک‌ها بر اساس روش آموزششان شناخته می شوند، مانند هنر بوکس درونی (内家拳:nèijiāquán) که بر اداره کردن دایره درون و تنفس تمرکز می کند و هنر بوکس برونی(外家拳:wàijiāquán) که بر ورزیدن عضلات و اعضای خارجی تمرکز می کند.
بزرگ‌ترین و پرنفوذ‌ترین سبک‌ها و مکتب‌های کونگ‌فو ٨ موردی است که در ادامه معرفی می کنیم:
١. شاولین: در معبد شاولین در استان هِنَن (河南:hénán) به وجود آمد و به عنوان سبک ابتدائی کونگ‌ فو در چین شناخته می شود و در سرتاسر دنیا رواج یافته است. هر دو تمرینات فیزیکی و ذهنی این سبک بر اساس آموخته‌های بودا پایه‌گذاری شده‌است. مشت‌زنی شاولین، مشت جنوبی(南拳击:nèiquánjī) ، لگد شمالی(北踢:běitī)و (咏春拳:yǒng  chūn quán) نماینده‌های این مکتب هستند.
٢. هنر‌های رزمی(武当:wǔdāng): این مکتب تقریبا به اندازه شاولین معروف و محبوب است. این سبک تحت فلسفه و تئوری‌های دائوئیسم  (道教:dàojiào )پیشرفت یافته و مرکز آن کوه وو دانگ 武当山در استان هوبِی湖北省 است. تَی جی  太极拳بوکس مفهومی形意拳 و ٨ نگاره دست  八级拳از سبک‌های اساسی این مکتب هستند.
٣. هنر‌های رزمی (峨眉:é méi shān): این سبک که مرکز آن کوه اِ مِی  峨眉山در استان سِچون四川省 است، مزیت‌های مکاتب شاولین و وو دانگ را ترکیب کرده است. خیلی از شعبات فرعی کونگ‌فو مانند، چینگ چنگ، تیه فو، چینگ نیو، دیِن ئی و هوانگ لی تحت تاثیر این مکتب به وجود آمده‌اند.
۴. تَیجی(太极拳:tàijíquán) : این سبک یک سبک نسبتا آرام و ظریف است که از ترکیب دائوئیسم، آموزه‌های محلی، طب سنتی و تمرینات بدنی به وجود آمده‌است. ماهیت تایچی در اصل حمله به وسیله جمع‌آوری نیرو، پیروزی بر سختی به وسیله نرمی و پیروزی بر کنش با سکون است.
۵. بوکس مفهومی形意拳:xíngyìquán): این سبک نماینده هنر بوکس درونی است که با مشت‌های مستقیم و حمله‌های سریع که برای مبارزه برابر دشمن مناسب هستند منش‌نمائی شده‌است. روال مشت‌زنی این سبک شامل بوکس ٨ عنصر و بوکس ١٢ حیوان و غیره است.
۶. ٨ نگاره دست(八级拳:bājíquán): به وسیله استاد دونگ های چوان به وجود آمده و شامل تغییرات ممتد در حالت دست است. از این مکتب نیز شعبات فرعی زیادی نشات گرفته‌اند.
٧. مشت جنوبی男拳:nánquán): این مکتب سنتی بیش از ۴٠٠ سال در جنوب چین حاکم است. مرکز آن استان‌های گوانگ دونگ و فو جیِن هستند و شامل حرکات سریع و کوتاه، توانایی‌های مختلف، قدم‌های استوار و حمله‌های نیرومند است. یکی از اساتید به‌نام این مکتب استاد وانگ فِی هونگ است.
٨. چی گونگ气功:qìgōng ): چی گونگ نه تنها یک مکتب هنر‌های رزمی است بلکه یک روش تمرین ذهن و بدن است که برای سلامت بدن، تنفس و بدنسازی بسیار مفید است. اساسا دو نوع عمده از چی گونگ وجود دارد که آن‌ها چی‌گونگ دینامیک که با حرکات خاص بدنی انجام می‌شود و چی گونگ استاتیک که با تنظیم تنفس و ذهن انجام می شود، هستند.

در زیر انواع سبک های گونگ فو به زبان چینی آورده شده است.

形意拳:Xíng yì quán

 米组拳:mǐ zǔ quán

 戳脚翻子拳:chuō jiǎo fān zi quán

 八卦掌:bāguà zhǎng

 八级拳:bā jí quán

 查拳:chá quán

 大悲拳:dàbēi quán

 峨嵋铁臂金刚捶:éméi tiě bì jīngāng chuí

 花拳:huā quán

 临清潭腿:lín qīngtán tuǐ

 劈挂拳:pī guà quán

 三皇炮捶:sān huáng pào chuí

 太极拳:tàijí quán

 螳螂拳:tángláng quán

 通臂拳:tōng bì quán

 意拳:yì quán

 咏春拳:yǒng chūn quán

 

یادگیری گونگ‌فو

آموزش گونگ‌فو به کودکان

آموزش گونگ‌فو به کودکان

 

در سال‌های اخیر یادگیری گونگ‌فو در بین ملیت‌‌‌ها و سنین مختلف بیشتر و بیشتر می شود، به همین دلیل باشگاه‌ها و مراکز آموزش جدید زیادی تاسیس شده‌اند. یک عزم جزم پیش‌نیاز یادگیری این هنر است. برای یادگیری نظام‌مند باید یک استاد را دنبال کنید یا در یک مدرسه گونگ‌فو ثبت نام کنید. توانایی‌های پایه‌ی پاها، مچ و شانه‌ها باید هرروز تمرین شوند. با یادگیری دقیق و خوب اصول پایه می توانید روال‌ها، سبک‌ها ، مکتب‌ها و اسلحه خاصی را در ادامه دنبال کنید تا توانائی‌های مبارزه خود را افزایش دهید.

 

اساتید مشهور گونگ‌فو

 

بروس لی

 

想必大伙在小时候都有过一段热衷于武打片的时间吧,幻想自己拥有绝世武功,浪迹于江湖。确实,中国武术博大精深,但是武是没有止境的。而影视作品中的功夫高手虽然有很大的演戏成分在其中,但是他们大多也是有功夫底子的。

     下面就为大家带来网友盘点的二十位中国功夫巨星,一起去瞧瞧这些大侠吧!

  20:计春华

计春华比较有名的电影角色是《少林寺》的秃鹰。其实他武艺相当高,并出演过许多电影、电视剧,经常与李连杰演对手戏,如《方世玉2》《新少林五祖》等等,以反面人物为主,反正小编从来没看见过他演好人。

计春华

  计春华

 从小爱好武术,有一年生了场大病,头发掉光。他武艺相当高,并出演过许多电影、电视剧,经常与李连杰演对手戏,如《方世玉续集》等。计春华认为自己不是演戏的料,但热爱武术,为了武术梦才坚持不懈的做起大坏蛋。

  19:林国斌

林国斌,1960年9月出生于香港,香港武师、动作演员。1985年加入成家班,在成家班做幕后工作。在成家班宣布解体后,离开成家班从一个武师变成了演员。1993年,林国斌与周星驰、吴孟达、钟丽缇合作主演了电影《破坏之王》,在影片中饰演了“断水流”大师兄。

1995年,林国斌与李连杰 、张学友、邱淑贞合作主演了王晶执导的电影《鼠胆龙威》,并在影片中扮演了医生的弟弟,与李连杰对打过。腿法很好,在《新英雄本色》里一展腿法,震惊四座。

林国斌

  林国斌

林国斌长得和黎明有几分相似,可是他在影片中的扮相却有几分邪气,尤其他瞪眼睛,咧嘴凶巴巴那印象给观众的感觉很不好。他的星路走得有几分艰难,角色都以恶人为主,戏路狭窄,所以影响的他的发展。

  18:邹兆龙(又名倪星)

邹兆龙是谁?恐怕很多人一时反应不过来。但在30年风云变幻的华语影坛,他是不可或缺的功夫高手,曾经有一篇报道甚至用“‘揍过’无数大腕”为标题形容他。一个功夫高、资历老、仍能打、为人低调的功夫动作明星。

 香港著名武打演员,入行较早,经常与李连杰演对打戏,如《中南海保镖》、《冒险王》,及在与何家劲、钟丽缇一同出演的《虎猛威龙》中的船长,其中表现最出色的当属《中南海保镖》。他日前到美国发展,演出功夫角色。

邹兆龙

邹兆龙

倪星经过多年的努力终于以精湛的武艺征服了广大影迷,在功夫影坛上打出了属于自己的一片天地,在众多的“功夫”巨星中虽然赵文卓比倪星还要年轻,但是他所取得的成就却远高于赵文卓,也可能是两个人的发展方向不同吧。我想他的成就远不止于此,我相信这个“功夫巨星”会越升越高!

  17:钱小豪

香港著名武打演员,出道相当早,香港早期最卖座的影片《僵尸叔叔》中有他高难的武打镜头,与李连杰合作出演的《太极张三丰》中他的戏份其实不亚于李连杰。

1963年出生于广东省佛山,自小研习大圣劈褂门功夫,十四岁曾获第一届功夫擂台比赛铜牌奖。后进入邵氏电影公司武行训练班当学员,获导演张彻赏识,在《广东十虎与后五虎》中初露头角,继而在《飞狐外传》中任主角。

钱小豪

钱小豪

主要作品有《大头绿衣斗僵尸》、《少林与武当》、《叉手》、《冲宵楼》等。钱小豪因和李连杰在《太极张三丰》中合作扮演大反派而为观众熟知。其实80年代《霍东阁》紧接着《霍元甲》《陈真》在大陆火了一阵。《精武英雄》里他再次演霍元甲的儿子,化名“霍廷恩”。

  16:梁小龙

大名鼎鼎的火云邪神大家不陌生吧?曾在八十年代被观众视为偶像,陈真,是个响当当的名字,《霍元甲》中他的飞脚曾被多少人视为神奇,在《陈真》中他更是义薄云天、催人下泪。而现在已年近五十,功夫依旧不减当年啊(岁月催人老啊)!

梁小龙早在20世纪70年代就在香港演艺圈和李小龙、成龙、狄龙并称为香港演艺圈“四小龙”。祖籍广东的梁小龙生于香港一个贫寒的家庭,15岁时进入武行,并开始做替身演员。

梁小龙

梁小龙

  从1973年主演电影《生龙活虎》开始,短短十几年,就拍了《白鹤拳》、《迷魂拳》等70多部电影,后来他进军电视界又连续拍了《射雕英雄传》、《神雕侠侣》、《雪山飞狐》、《霍元甲》、《陈真》、《四大名捕》等1000多集电视剧,成为八十年代初香港最负盛名的武打明星之一。

  15:杨紫琼

在这个世界上,美丽的女明星有很多,但是能够凭借自己卓越的武打功底在国际上闯出一片天地的人并不多,杨紫琼就是其中这样的一位。

她像女王一样优雅,又像武士一样强壮;她既是芭蕾舞演员,又是马来西亚的选美冠军。虽然她身高只有一米六五,可她却用努力向世人一次又一次地证明自己的坚韧不拔。她靠功夫征服世界,她就是杨紫琼。

   杨紫琼并不是从小就开始练武,她生于马来西亚,而且曾当选过“马来西亚小姐”,并曾被香港富豪导演潘迪生心仪迎娶,但后来感情告终。

杨紫琼

杨紫琼

她是不恃姿色,而是走严正演员路线的杰出影星。长期苦练动作片演技,武打动作不仅高难、而且到位,是每一位香港影人都尊敬的阿姐级影星,是香港武打片动作女星的杰出代表,与成龙、李连杰、洪金宝平起平坐,而且在美国也成为很受欢迎的香港影星,据传当年日本女打星大岛由加利专门来华挑战杨紫琼结果以失败告终,所以把她排在15位大家没有什么异议吧?

  14:郑佩佩

虽然林青霞的“东方不败”形象被世人无比推崇,虽然杨紫琼是第一个在007影片中饰演邦德女郎的东方女星,但真正最能代表香港女性动作电影的还是老一辈动作巨星郑佩佩。

郑佩佩,1946年12月4日在中国上海出生,原籍上海,香港 娱乐明星(19张)邵氏电影著名女演员,。郑佩佩1963年考入‘南国实验剧团’,毕业后进入邵氏公司当演员[1]。 从影首部作品为《宝莲灯》,片中尝试反串演出。 1964年,主演文艺片《情人石》一举成名,并因此获得国际独立制片人协会‘金武士奖’。

郑佩佩

  郑佩佩

 也许她早年的影片《大醉侠》等没几个人看过,但从她近年来在《唐伯虎点秋香》,《卧虎藏龙》中的出色表演,我们仍然可以依稀看出这位香江女侠当年的卓越风采。

  13:樊少皇

樊少皇自三岁开始,便随邵氏著名武打演员的父亲樊梅生接触电影圈,他由童星演起,第一部参与作品是电影《法网难逃》,之后他以童星身分续拍电影《再见妈咪》及《听不到的说话》。

直到十三岁,他跟随父亲到徐州工作,在当地生活了三年,父亲不但请私人教师教他读书,学习日文和吉他,更让已立志成为武打演员的他,正式学习武术,为进军娱乐圈铺路。拜师学武,虽然是吃尽苦头,但父母对他关怀备至,爱护有加,就算他成年后加入娱乐圈发展,依然对他处处维护,令他俨如在温室中长大。2009年以《叶问》入围第28届香港电影金像奖最佳男配角。

樊少皇

  樊少皇

看过《力王》观众就知道他的厉害!港版《天龙八部》中的虚竹也是他演的,还有叶问里和甄子丹的对打。真功夫的影星里他也能排上号的。

  12:林正英

其实林正英武功真的很不错,一代武师,经常以武术指导身份出现,可惜去世了。

 林正英开创了一个经典僵尸片的美好时代,林正英对香港电影僵尸片的贡献永不磨灭。他的僵尸道长形象深入民心,但遗憾的是他在1997年因患肝癌晚期病逝,他的离去也标志着香港电影一个经典黄金僵尸片绚烂时代的终结。

林正英

林正英

李小龙主演的影片除《猛龙过江》外,都有他和陈会毅当武术指导。他当武指的影片很多,如《富贵列车》、《杂家小子》、《鬼打鬼》、《奇谋妙计五福星》、《东方秃鹰》等。著名的「洪家班」他是骨干之一,「洪家班」当武指的影片,他都有份参与。他和陈会毅曾是李小龙的左右手,听闻李小龙拍武戏时,如果没有他,那么宁可不开机。

  11:刘家良

刘家良,香港著名演员、导演、武术指导。9岁开始随父亲学武,父亲刘湛是黄飞鸿入室弟子林世荣的亲传弟子。50年代中期刘家良随父进入电影界,演过数以百计的电影,仅黄飞鸿系列就演了几十部,成名作是1965年长城公司的《云海玉弓缘》。

1974年,他与张彻合作在《方世玉与洪熙官》一片中展开正宗国术的路线。但在同年,离开张彻。1975年,刘家良由武指转当导演,开拍《神打》。90年代与成龙合作,推出《醉拳2》等。

刘家良

  刘家良

刘家良坚持李小龙之后的正宗国术真实武打的路子,他的作品被公认为是真正懂得中国武术且影片深具传统武德精神及家族观念的导演。2010年,刘家良获得了金像奖终身成就奖。

  10:于荣光

于荣光,1958年8月30日生于北京,著名京剧表演艺术家于鸣魁之子,11岁考入北京市风雷京剧团任演员学习武生,自幼学习京剧十载。七十年代末崭露头角,成为剧团中坚力量,并在全国多次大奖赛中获奖。

1982年于荣光被香港导演徐小明发掘,出演影片《木棉袈裟》,饰演头号反派角色,首次登上了银幕。虽然是初次表演,但是由于他的身手不错,而且演技也不俗,于是引起了观众的注意。接着又拍了《血泪情仇》、《联手警探》、《古今大战秦俑情》、《阮氏三雄》等影片,由于其武打功夫出众,身手敏捷。他的真功夫得到了观众的喜爱,也受到了导演的重用。

于荣光

于荣光

 进入90年代,于荣光进入香港发展,拍摄了《铁马骝》、《超级计划》、《东方不败之风云再起》和大陆当时播放最多的《海市蜃楼》等影片,在香港发展的数年中,于荣光拍摄近50部影片,与唐季礼、袁和平等大导演,李连杰、成龙、甄子丹等功夫巨星均有合作。

  9: 吴京

  特点:全国武术冠军,李连杰师弟,套路见长,格斗能力相对较差。

  吴京,被誉为“功夫小子”,从1995年就开始接拍影视剧,其引路人便是《少林寺》以及《少林武王》的导演张鑫炎,而吴京的武术教练也就是李连杰的教练吴彬。当年还在武术队里奋斗的吴京被张鑫炎看中,于是和师兄李连杰一样,顺利地加入了娱乐圈。两人的经历惊人地相似。2005年后吴京搬迁至香港,正式在香港发展,并取得了不俗的成绩。

8:元彪

  8:元彪

元彪原名夏令震,1957年出生于香港。早在七岁时就拜读于占元的“中国戏剧学校”学习京剧,为七小福之一,艺名“元彪”。一同学习的还有现在的功夫巨星成龙、洪金宝和著名武术指导元奎等人。

较之两位师兄,元彪体形更好,动作更潇洒飘逸。元彪10岁时就作为儿童演员开始参加影视演出了。70年代曾参演李小龙的《精武门》、《龙争虎斗》以及胡金铨的《忠烈图》,也曾参演邵氏的《天涯明月刀》、《流星蝴蝶剑》、《三少爷的剑》等古装武侠片。代表作品有《快餐车》、《夏日福星》、《杂家小子》等,在东南亚及日本有很大影响。

7:洪金宝

  7:洪金宝

原籍浙江宁波,香港著名演员,是20世纪80年代香港影坛的“大哥大”、“杂家小子”。洪金宝对电影的涉猎很广,曾经担任的工作包括演员、动作指导、导演、监制、编剧以及龙虎武师。曾获得香港电影金像奖最佳男主角奖、亚太影展最佳男主角奖等荣誉。

十二岁时,洪金宝开始涉足电影,处女作是《爱的教育》,十八岁开始当龙虎武师,参演的名作有《龙争虎斗》《鬼马双星》,1971年开始当武术指导,第一部是《夺命双剑》,他曾获台湾第一届金龙奖最佳武术指导奖。1977年洪金宝开始当主角,第一部是《三德和尚与舂米六》(此片也是他导演的第一部影片,是由他创办的嘉宝公司出品的)。

洪金宝

  洪金宝

洪金宝是一个很敬业的人,为了做好动作设计工作,他对咏春拳、截拳道、空手道等都有深入研究并加以创新,风格自成一体。洪金宝在自己编导的电影中,着意突出群戏,为每个人定造最能发挥的戏份,他为香港影坛挖掘了不少人才。

  6:赵文卓

本名赵卓,他是风靡亚太惊艳北美的型男「真功夫巨星」。赵文卓俊朗的外形、高强的功夫、爽朗大方的男子汉气概深受海内外观众着迷喜爱。父亲是武术教练,母亲是田径国手,8岁其父即送他从师学习武术,曾是哈尔滨市武术队的成员,擅长于剑、枪和拳术,精通太极拳法,能耍三百多套拳法。1990年考进北京体育大学武术系接受武术训练,从12岁起,即获得大小奖项无数。

曾获中国全国锦标赛少年冠军、中国全国大学生比赛全能冠军、全国武术冠军(1991年)和当选中国国家武英级运动健将。1992年获元奎导演赏识进入影视圈拍戏大展拳脚功夫

赵文卓

赵文卓

自出道以来,赵文卓演的多是港台武侠片,这两年他开始将事业重心放在内地,拍摄了电视剧《霍元甲》及电影《英雄郑成功》。电影《英雄郑成功》是他与导演吴子牛的一次愉快合作。他表示,作为内地演员,希望今后能更多地同内地的制作人和导演合作,有更多的作品奉献给内地观众。

  5:甄子丹

  特点:受母亲熏陶习武,中西武学均有涉猎,注重实战攻击力。

 母亲麦宝婵是世界闻名的武术家和太极高手,创办了驰名国际的中国武术研究所。从甄子丹会走路起,麦宝婵就开始教他练武,为他打扎好优良的传统武术根基;父亲甄云龙,是国际性中文报纸星岛日报的波士顿编辑,能演奏小提琴以及和小提琴音色相似的中国弦乐器二胡。甄子丹也学习古典钢琴,喜欢肖邦,音乐成为他生命中的另一灵感来源。

甄子丹

甄子丹

 在母亲的武术氛围中成长,对于武术知识的渴求,甄子丹几乎看过能看到的每一部功夫片。在这时认识了他的偶像李小龙,并逐步学习多种风格的武术,也包含多种搏击术。但个性反叛的甄子丹曾令父母非常担心,因此将他送去著名的北京市什刹海体育运动学校武术队接受两年的训练。甄子丹成为第一位非中国大陆籍学生。

1982年返回美国后,参与美国地区武术比赛获得冠军,使甄子丹在外国武术界声名远播。

  4:李连杰

  特点:连续5年全国武术冠军,擅长套路,表演性强,攻击能力较差。

李连杰出生于中国北京。国际功夫巨星、武术家、慈善家、企业家。75年后连续五年获全国武术全能冠军,82年主演电影《少林寺》轰动全球,91年后的《黄飞鸿系列》开创了武侠电影风潮,同时塑造出方世玉、张三丰、霍元甲、陈真等经典角色,被国内外媒体誉为功夫皇帝。97年后主演多部好莱坞大片,跻身好莱坞一线动作明星。

第3名:成龙

第3名:成龙

  特点:京剧武生童子功,后入行电影,虽往往搏命上阵,但是实战能力较差。

成龙是第一位真正意义上打入好莱坞的香港影星,是中国在世界影坛最有影响力的演员,也是唯一在好莱坞留下鼻印、脚印、手印的中国艺人。加逗逼美女微信”allbra”,寂寞的夜晚你可能会需要她!他创造了幽默风趣的武打风格,他拼命无畏的敬业精神是体现中华民族的传统精神。

成龙

  成龙

  无论在他的《警察故事》、《A计划》、《奇迹》、《一个好人》、《我是谁》、《尖峰时刻》还是《新警察故事》、《神话》,他都是正义的化身。他是现实的公益大使,反黑、扫除水货,慈善筹款等等,都能看到他振臂的英姿。从香港到好莱坞,他一直宣扬着中国武术,宣扬着中国文化,宣扬着中国精神。同时,成龙乐于挖掘扶持新人,吴彦祖在成龙的打磨下已成为香港电影演员新生代的主力。

  第2名:李小龙

  特点:曾拜师叶问,最早引入西方搏击思维及招式的打星,有实战能力。

李小龙,(Bruce Lee,1940.11.27—1973.7.20)原名李振藩,乳名细凤,美籍华人,出生于美国加州旧金山,祖籍中国广东顺德均安镇。

他是一位武术技击家、武术哲学家、著名的华人武打电影演员和功夫巨星、世界武道变革先驱者UFC开创者,MMA之父,截拳道之父,双节棍之父,亦是“功夫片”电影始祖。

李小龙

李小龙

 李小龙的出现打破了之前功夫动作片的虚假以及香港明星气质的萎靡,开创了华人进军好莱坞的先河,更创立了截拳道,让西方人认识和学习功夫,同时令动作片成为香港电影的主流片种之一。

  第1名:周比利

世界拳王及动作片演员,周比利是前轻中量级自由搏击世界冠军,至今唯一的世界级华人拳王。入行较早,经常与成龙、李连杰演对打戏,如《奇迹》、《鼠胆龙威》《冒险王》中,但表现最出色的,当属在《精武英雄》中出演的日本将军藤田刚。

周比利

周比利

成就荣誉:1982年夺得加拿大轻量级自由搏击冠军; 1985年勇夺世界轻中量级自由搏击冠军; 2002年再踏香港擂台大胜伊朗拳王; 2003年在中国香港再战泰国拳王再以KO击败对手; 2004年在中国香港再次以点数击败泰国拳王。

 职业生涯中曾在美国、欧洲,加拿大,香港等地比赛1977-1992年搏击战绩共51场(43胜,8负,当中31场KO对手,从未被KO的记录)而8场负赛中,其中4场为越级挑战赛中以轻微点数落败。

1981年首度回香港比赛,带起香港自由搏击热潮,先后在1982年夺得加拿大轻量级自由搏击冠军,两年后的1985年勇夺世界轻中量级自由搏击冠军,是至今唯一的华人世界级拳王。此后挺进演艺圈。2002年再踏香港擂台,大胜伊朗拳王,名噪一时,次年在香港再战,面对泰国拳王再以KO击败对手,传为佳话,时年已经50岁。

فیلم‌های مربوط به کونگ‌فو

中国每年都会生产大量功夫动作电影,其中一部分会进入北美和其他国外市场,让飘雪带你一起来浏览一下老外眼里最欣赏的十部功夫电影都有哪些。

唐山大兄 (1971)

作为中国已故功夫巨星李小龙的一部低成本影片,整个拍摄工作在泰国的一个小村庄完成,虽然在国人眼里和李小龙其他作品比较起来差强人意,却博得老外倾心,称赞是最真实的打斗,而且这部电影在当时可谓之明星荟萃,还有我们的英叔参演。

فیلم های مربوط به کونگ فو

فیلم مربوط به کنگ فو

一代宗师 (2013)

该片由王家卫执导,梁朝伟和章子怡主演。它展示了民国时期功夫世界的爱与恨。

فیلم کونگ فو

فیلم

新龙门客栈 (1992)

媒体评论:这是中国功夫电影的里程碑,也是新武侠电影的开始。

فیلم

فیلم

笑傲江湖2:东方不败 (1992)

外媒评论:它由李连杰主演,完美地展示了中国人民心目中的武侠世界。

فیلم کونگ فو

فیلم کنگ فو 2

少年黄飞鸿之铁马骝 (1993)

外媒评论:这是一部传统风格的功夫电影,但动作设计和情节都是完美的。

کونگ فو

فیلم کونگ فو

双旗镇刀客 (1991)

外媒评论:它不仅是一部功夫电影,也可以说是一部中国的西部电影。

کونگ فو

فیلم رزمی

新独臂刀 (1971)

它是著名功夫电影导演张彻的代表作,由姜大卫和狄龙主演。

کونگ فوی چینی

هنرهای رزمی

黄飞鸿之二:男儿当自强 (1992)

这是《黄飞鸿三部曲》中最成功的一部,由李连杰主演,徐克导演。

فیلم

معرفی فیلم

卧虎藏龙 (2000)

这也是武侠片的里程碑。它诠释了李安的思想,融合了大量的中国文化元素。(不过不是太迎合飘雪的口味)

فیلم

فیلم چینی

侠女 (1970)

外媒评论:一部武侠片的史诗。这比“卧虎藏龙”早了30年。这是一部武侠电影的教科书,在没有数码效果的年代拍摄和剪辑,后来的电影或多或少受到了影响。

فیلم

فیلم کونگ فو

ببر خیزان، اژدهای پنهان

ببر خیزان، اژدهای پنهان

از دهه ٧٠ میلادی، فیلم‌های مربوط به کونگ‌فو روز به روز محبوب‌تر شدند. مردم می توانند از جذابیت‌های هنر‌های رزمی چین در فیلم‌هایی چون مشت‌های درنده، راه اژدها، معبد شاولین، مردی بنام ایپ، ببرخیزان، اژدهای پنهان، قهرمان و بسیاری دیگر از فیلم‌ها شگفت‌زده شوند. ستاره‌های سینمایی مشهور مانند بروس لی(سلطان هنرهای رزمی) جت لی و جکی جان نیز با قابلیت‌های منحصر به فرد خود و نمایش‌های بسیار زیبا در فیلم‌های مختلف، هنر‌های رزمی چین را هرچه بیشتر به دنیا معرفی کردند و احترام خاصی برای این هنر‌ها از سرتاسر دنیا جذب کرده‌اند.

 

محل‌هایی در پکن که می توانید نمایش‌های کونگ‌فو را تماشا کنید

تئاتر قرمز پکن: نمایش معروف این تئاتر درباره بزرگ شدن یک راهب است که تماشای آن خالی از لطف نیست.

چایخانه لاو شئا: علاوه بر اپرا، آکروبات‌بازی، موسیقی مردمی و مراسم چای در این مکان، میتوانید نمایش‌های کونگ‌فو را نیز تماشا کنید.

 

ووشو

武术

Wǔshù

ووشو، از تاریخچه تا فنون و قوانین مسابقات

ووشو

ووشو

 

ووشو” ورزش رزمی ملی کشور چین است که در آن انواع مختلف حرکات برای سلامتی جسم و روح و دفاع شخصی در نظر گرفته شده‌ است.در ادامه به تاریخچه ووشو، جایگاه رشته ورزشی ووشو در جهان، فنون و سلاح‌های ووشو پرداخته شده است. با دنبال کردن این مقاله شناخت کاملی از ورزش ووشو بدست آورید.

ووشو که مرکب از دو کلمه “وو” و “شو” به معنی هنر رزم می باشد، ورزش رزمی ملی کشور چین است که در آن انواع مختلف حرکات برای سلامتی جسم و روح و دفاع شخصی در نظر گرفته شده‌ است.

 در چین باستان از هنرهای رزمی برای دفاع از سرزمین، خود یا خانواده و مقابله با دشمنان و راهزنان و … استفاده می ‌شد. ووشو نه تنها یک ورزش سنتی چین، بلکه عناصر فلسفی، اخلاقی، زیباشناسی، پزشکی و نظامی را نیز در بر دارد.

هدف فنون رزمی ووشو ناتوان کردن و زیان رساندن به دشمن است. از این رو ووشو یکی از شیوه های تمرینی مهم ارتش های چین باستان بوده و حتی امروزه نیز در تمرینات پلیس و نیروهای مسلح ارتش نیز مورد استفاده قرار می گیرد.

 

تاریخچه ووشو

توسعه ووشو در سلسله های مینگ (۱۳۶۸۱۶۴۴ میلادی ) و چینگ (۱۶۳۶-۱۹۱۲میلادی ) به اوج خود رسید. در این زمان، ووشو به شاخه های گوناگون مانند چان چوان، نان چوان و تای چی تقسیم شد. در زمان جمهوری چین (۱۹۱۲۱۹۴۹میلادی) ووشو به نوعی ورزش تبدیل شد و باشگاه های تخصصی بسیاری در زمینه ورزش ووشو ایجاد شد.

 پس از مطرح شدن ووشو در بعد مسابقاتی، اولین انجمن رسمی آن در سال ۱۹۲۰ در کشور چین تاسیس شد و دست اندرکاران امور شدیداً به ترویج مسابقات در سطوح مختلف پرداخته و سرمایه های انسانی و مالی فراوان را در این راه به خدمت گرفتند که بر اثر همین کوشش ها از سال ۱۹۳۲ گردهمایی های ملی آغاز و در سال ۱۹۳۳ ووشو رسما به لیست مسابقات و بازیهای ملی وارد شد. 

ووشو ورزش استاندارد جهانی

امروزه ووشو به صورت یک ورزش استاندارد جهانی به مردم جهان ارائه شده ‌است و فقط منحصر به کشور چین نیست و مردم کشورهای مختلف برای بهره گیری از خواص طبی و شرکت در رقابت های قهرمانی در این رشته ورزشی تمرین می‌کنند.

 

ووشو در سال ۲۰۰۴ توسط کمیته بین المللی المپیک به رسمیت شناخته شد و حرکت خود را جهت ورود به المپیک آغاز نموده است.

رشته ووشو دارای تشکیلات معتبر و منظم جهانی با علامت اختصاری IWUF می باشد که در کشور چین مستقر است. این فدراسیون دارای ۱۵۰ عضو رسمی و فعال می باشد که در سال ۱۹۹۰ تاسیس شده است.

 

خوشبختانه استقبال ملل مختلف از این رشته زیبا در حد بسیار بالایی بوده، به طوری که گستره جغرافیایی آن که محدود به حوزه شرق آسیا بوده در حال حاضر به اقصی نقاط جهان گسترش یافته و در بخش های مختلف آن در هر دوره از مسابقات قدرت های جدیدی ظاهر می‌شوند که این امر نشان دهنده پیشرفت و بالندگی این رشته است.

هنر رزمی ووشو در مسابقات در دو بخش تالو و ساندا ارائه می‌شود:

زمینه تالو (اجرای فرم های سنتی چینی به صورت زیبا به همراه حرکات آکروباتیک)

زمینه ساندا (مبارزه آزاد بر روی سکو با استفاده از دستان و پاها و زیرگیری)

 

قوانین ووشو

ووشو به عنوان نوعی ورزش، تمام فنون رزمی خود را حفظ کرده، اما به دلیل محدودیت های قوانین مسابقه، ورزش ووشو بر اصل زیان نرساندن به حریف متکی است. برای نمونه، در مسابقات ساندا محدودیت هایی برای حرکاتی که می تواند به حریف آسیب برساند، ایجاد شده است.

مسابقات ووشو

اولین مسابقات ملی ووشو در سال ۱۹۳۵ برگزار شد و متعاقباً در سال۱۹۳۶ معرفی آن در سطح بین المللی، یک تیم ۹ نفره از قهرمانان ووشو در جریان المپیک برلین حرکاتی را به نمایش گذاشته که بسیار مورد توجه و تشویق حضار قرار گرفت.

 آنگاه پس از چندین سال مطالعه، تحقیقات و پژوهش در سال ۱۹۵۸ بدلیل استقبال شدید مردم از مسابقات مقررات و قوانین کاملی توسط سازمان تربیت بدنی چین وضع شد که با تلاش دیگر اساتید و قهرمانان این رشته در سطوح جهانی با حضور ۱۴ کشور در سال ۱۹۸۷ اولین مسابقه قهرمانی ووشو آسیا در ژاپن برگزار گردیده و نیز همان سال WUF یا فدراسیون ووشو آسیا تشکیل شد.

 در حال حاضر ۳۸ کشور عضو این فدراسیون آسیایی می باشند. در همین حال در رقابتهای اروپا، آمریکا و فدراسیونهای مربوطه تشکیل و پس از کوشش های فراوان در سال ۱۹۹۰ ووشو به عنوان یکی از رشته های رسمی در بازیهای آسیایی وارد گردید.

 سپس با تشکیل فدراسیون بین الملی ووشو IWUF در سال۱۹۹۰ اولین دوره مسابقات  ووشو قهرمانی جهان با حضور ۳۶ کشور در سال ۱۹۹۱در چین برگزار و متعاقباً دومین دوره آن نیز در سال ۱۹۹۳ در کشور مالزی به انجام رسید و همچنین کشور آمریکا نیز بعنوان محل برگزاری سومین دوره مسابقات جهانی ووشو در سال ۱۹۹۵ برگزیده شد.

 

مسابقات ووشو

مسابقات ووشو

 

۱۸ سلاح رزمی ووشو

ووشوی چینی علاوه بر فنون استاندارد مبارزه تن به تن به تمرین با سلاح هم توجه دارد. نه تنها اکثریت این سلاح‌ها بر گرفته شده از سلاح‌های سنتی می‌باشند بلکه عبارت «۱۸ سلاح رزمی» نیز از زمان قدیم مرسوم بوده است.

 نیزه بلند، کمان بلند، کمان تفنگی، چکش، گرز، عصا، چماق، شمشیر، زنجیر، قلابها، خنجر ترکیبی با تبر، تیشه، ساتور، تبر دسته کوتاه، تبرزین، سپهر، چوب دستی، نیزه، شن کش.

 در دوره های تاریخی مختلف و شاخه های متفاوت ووشو، سلاح هایی که عنوان «۱۸ سلاح» را یدک می‌کشیدند، متغیر بوده‌اند.

امروزه این عبارت معمولاً بر سلاح های زیر اطلاق می‌شود:

شمشیر پهن، نیزه، شمشیر دو بند، تبرزین، تبر دسته کوتاه، پارو( بیل)، چنگال، عصا، ساتور،چکش، چماق، نیزه تیغه بلند، گرز «چوب»، خنجر ترکیبی با تبر، چنگک، نیزه سه شاخه.

 

سلاح های دیگری که معمولاً استفاده می‌شوند عبارتند از: خنجر امی، ایپون، چماق دسته خمیده و قلاب است.

هر کدام از این دسته‌ها، دارای نمونه‌های زیادی است. برای مثال دسته شمشیر پهن دسته کوتاه و بلند، شمشیر پهن تکی، شمشیر، شمشیر پهن دو تائی و شمشیرهای ۳ سر و دو سر هستند. گرزها شامل: چوب بلند، چوب متوسط، چوب کوتاه، نانچکوی دسته بلند و دسته کوتاه و سه قسمت.

امروزه سلاح‌های گوناگون بکار رفته در ووشو به ۴ دسته تقسیم می‌شوند:

سلاح‌های بلند: بلندتر از قامت انسان اند و با دو دست بکار می روند و شامل: نیزه، چوب، شمشیر پهن بزرگ، نیزه دسته بلند، کوان داو، چنگال، نیزه سه شاخه وبیل هستند.

 – سلاح‌های کوتاه: کوتاه تر از قامت انسان اند و با یک دست بکار میروند و شامل: شمشیر پهن، شمشیر باریک، ساتور، چکش، چوب دستی، عصا، خنجر و سپهر هستند:

سلاح‌های ووشو

سلاح‌های ووشو

 

سلاح‌های نرم: از طناب، زنجیر و یا حلقه ها برای درست کردن، سلاح های متصل به هم که می توانند به دور یا نزدیک ضربه وارد کنند، استفاده می شود.

اینها با یک یا هر دو دست استفاده می شوند و شامل: زنجیر نه تکه، سانچکو، چکش پرنده که عبارتند از ۲ گوی آهنی که به دو سر یک زنجیر آهنی متصل شده اند، ایپون، پنجه پرنده و نانچکو.

سلاح‌های دو قلو: در این مورد یک جفت سلاح وجود دارد که هر یک در یکی از دست‌ها قرار می گیرد.

 و شامل: شمشیر پهن ۲ تایی، شمشیر باریک دو تایی، قلاب های دو قلو، عصاهای دو قلو، چماق دسته خمیده دو قلو، نیزه های دو تایی، ساتورهای دو تایی، خنجر دو قلو، خنجرهای دو دو، میله های دو تایی با سر هایی به شکل مشت و تبرزین می‌باشند.

 

روش‌های تمرین ووشو

روش‌های زیادی برای تمرین ووشوی چینی وجود دارد. سه روش اصلی عبارتند از: روتین‌های تمرین، نبرد تن به تن و تمارین پرورش مهارت روتین‌های ووشو شامل سری کاملی از حرکات زنجیره وار بی وقفه است که گاهی به ۱۰۰ حرکت پشت سر هم می‌رسد برای هر روتین ترکیب، ترتیب و ریتم حرکات متفاوت است و تغییراتی هم در شدت دشواری تکنیکی تمارین به چشم می‌خورند.

این روتین‌های تمرینی ممکن است به صورت‌های زیر باشند:

روتین‌های تک نفره بدون سلاح، با سلاح، روتین های مبارزه تن به تن نمایشی که توسط ۲ یا ۳ نفر با یا بدون سلاح یا ترکیبی از مبارزین مسلح و با سلاح گروهی، بدون سلاح یا با سلاح که همزمان توسط چهار نفر یا بیشتر اجرا می شوند مبارزات تن به تن مبارزاتی اند که توسط ۲ مبارز انجام می شوند.

مبارزات ووشو به ۴ نوع دسته بندی می‌شوند:

مبارزه آزاد: مسابقاتی که دارای مبارزه تن به تن و بدون سلاح هستند. هدف در این مسابقات زمین زدن حریف با مشت و لگد است. مبارزین در پوشیدن لباس های محافظ مختارند.

 مبارزه با دست: مسابقه ای با دست خالی که در آن مسابقه دهندگان در ناحیه مچ با هم تماس مداوم دارند و هدف غلبه بر حریف از راه هل دادن یا کشیدن است. مشت، لگد و گلاویز شدن ممنوع است.

 مبارزه با چوب دستی کوتاه: هر نفر چوب دست کوتاهی که پوشیده از چرم یا پنبه است در دست دارد. هر دو لباس محافظ می پوشند و برنده کسی است که اولین ضربه را به حریف بزند.

 مبارزه با چوب دست بلند: هر مبارز میله یا چوب دستی بلندی در دست دارد و لباس محافظ پوشیده است. نفر اول که به حریف ضربه بزند برنده است.

 

آموزش ووشو

یکی از اصول آموزش ووشو، تمارین پرورش مهارت، برای بهبود نیرو و تکنینک های پایه ای می باشد. این تمارین شامل تمرین حرکات تعادلی که در آن هنرجو برای مدتی حالت را حفظ می‌کند و تمارین پاها لگد زدن، کشش و غلتیدن است.

 برخی از اساتید فن علاوه بر تمارین ۴ روش زیر را هم معتبر و مفید می دانند:

استفاده از کیسه بوکس

کاغذ چند لایه‌ای برای تمرین ضربات

میله‌های متحرک

میله های چوبی

 

ارزش ووشوی چینی

یکی از ویژگی های ووشوی چینی این است که در طول تاریخ طولانی اش، همواره به خاطر ترکیب منحصر به فرد خود از تمرین های سلامتی بخش، دفاع شخصی و هنر و انضباط فردی، بوجود آمده است.

 

مهارت های دفاع شخصی

از نظر تاریخی، ووشو در اصل بیشتر وابسته به جنگ بود. روش تمرینی که برای دفاع از خود شکل گرفته بود. امروزه هنوز هم ویژگی های مبارزه ای خاص خود را حفظ کرده و چند سبک هنوز هم بر تمرین و توسعه فنون موثر مبارزه تاکید دارد.

قرن‌های اخیر شاهد بسیاری از اساتید بزرگ ووشو بوده‌اند. آنها گام های بلندی در راه ترکیب فنون مبارزه و روش‌های سلامتی بخش برداشته اند. روش های آموزشی که برای تمرین بدن و ذهن و مهار کردن کامل توانایی های بدن طراحی شده بودند.

ووشو ورزشی برای زیبایی و سلامتی روح و جسم

ووشو تنها راهی برای افزایش سلامتی و مهارت های فرد نیست. پیوند طولانی آن با حرکات به آن کیفیت هنرمندانه ای بخشیده است. هم زمان بر روی بدن، تعادل، تسلط بر اعصاب و روحیه تاکید دارد.

 تمرینهای زنده آن بر جسم تاثیر زیبائی بخش دارند و بر خلق و خو تاثیر مثبت می گذارند. این خصوصیات، ووشو را به «وویی» یعنی هنر رزمی تبدیل می‌کنند.

ووشو همین طور می تواند، ظاهر فرد را بهتر کند و به آن تناسب، عرض و چالاکی بدهد و روحیه اش را شاداب و متعادل می کند.

 

ورزش ووشو در ایران

خواهران منصوریان قهرمانان ووشو ایران و جهان

خواهران منصوریان قهرمانان ووشو ایران و جهان

 

در کشورمان ایران نیز همسان با دیگر ممالک چند سالی است به همت و پشتکار تنی چند از زحمتکشان و عاشقان این هنر، شاهد توسعه و گسترش این هنر رزمی که به تعبیری می توان آن را گوهر تابناک هنرهای رزمی معرفی نمود.

 از سال ۱۳۶۸ رسما تحت پوشش فدراسیون های مختلف از جمله تکواندو، کاراته، دفتر جهاد تربیت بدنی و فدراسیون کونگ فو، ووشو رزم آوران شروع نمود و از اسفند ۱۳۸۲ ووشو فعالیت خود را در قالب فدراسیون مستقل ادامه می دهد و با ۲۰ سبک در سی و یک استان فعال می باشد.

با اینکه مدت زیادی از تاسیس فدراسیون ووشو نمی گذرد، روند رو به رشد این رشته کاملا مشهود است و از نظر فنی نیز هنرجویان وطن عزیزمان در سطح قابل تحسینی ارتقاء پیدا نموده اند که این موضوع مورد توجه صاحب نظران و کارشناسان فدراسیون بین المللی IWUF  نیز قرار گرفته است.

 مضافا شرکت تعدادی از اساتید و قهرمانان عزیز ایرانی در تورنمنت های بین المللی و بالاخص مسابقات مختلف قهرمانی جهان و آسیا باعث کسب رتبه ها و امتیازات عالی گشت. سنگینی ترازوی افتخارات را افزون نمود که امید است روز به روز بر وسعت این آگاهی ها و افتخارات افزود شود.

 عضویت ووشو جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۹۹۱ به عنوان سی هفتمین عضو فدراسیون جهانی در نهاد مذکور پذیرفته شد.

تبریک سال نو

آداب و رسوم مردمی

民俗

عید بهار چین

عید بهار در واقع همانند عید نوروز ایران، عید ملی، فرخنده و پرنشاط است. به طور کلی از قدیم الایام، سال در تقویم کشاورزی چینی با ١٢ نام حیوان یعنی گاو، ببر، مار، موش، خوک، میمون، خرگوش، اسب، خروس، گوسفند، سگ و اژدها مشخص شده است. اژدها در عهد قدیم توتم ( یعنی روح یا موجود حافظ قبیله ملت چین به شمار می رفت.

تقویم کشاورزی چینی

 

در روایات قدیمی چینی، اژدها همواره به موجودی صاحب نیرو و قدرت، جسوری و بیباکی، ترسیم شده است و از دیدگاه مردم چنین روحیه ای دقیقا سمبل ایده ال ملت چین است. مردم، اژدها، این حیوان افسانه ای را می پرستند و آرزومندند تا اژدها خجستگی و میمنت را برایشان به همراه بیاورد.

جشن بهار

از تاریخ عید بهار تاکنون ۴ هزار سال می گذرد. در بیش از دو هزار و صد سال قبل از میلاد مردم آن زمان حرکت یک دور ستاره مشتری ( یعنی ژوپیتر) را یک ( تسئو) می دانستند و این عید را نیز ” تسئو” می نامیدند. اما نام این عید در یک هزار سال قبل از میلاد به ” نیِن 年:nián ” یعنی پرحاصل تغییر کرد.

گفته می شود که در روزگاران بسیار دور که به باور عده ی زیادی به حدود ۱۷۰۰ سال قبل از میلاد مسیح برمی گردد، دهکده ای به نام نیِن در کشور چین وجود داشته و دیو ترسناکی در آن زندگی می کرده است. این دیو بچه ها را می بلعید و مردم را می ترساند تا این که به طور اتفاقی مردم دهکده متوجه شدند که رنگ قرمز و صدای بلند چیزی است که دیو از آن می ترسد به همین خاطر در همه جای دهکده از رنگ قرمز استفاده کردند، از آن زمان تا به امروز به این روز گوآ نیِن “过年:guò nián “می گویند که به معنی گذر سال است. به همین خاطر است که چینی ها این روز را که برایشان روز مهمی است جشن می گیرند. در واقع آن ها رسیدن سال جدید را در کنار خانواده شان با آرزوی داشتن سال پر آرامش جشن می گیرند.

 

جشن بهار

 

به رسم و عادت عامیانه در چین ایام عید بهار از ٢٣ دسامبر شروع می شود و تاعید فانوس در تاریخ ١۵ ماه آینده خاتمه می یابد که جمعا سه هفته طول می کشد. به منظور گرامیداشت ایام عید از شهرها گرفته تا دهکده ها، مردم فعالیتهای مختلفی را انجام می دهند و جشنهایی برپا می کنند. درروستاها کشاورزان به خانه تکانی و شستن لباسها و لحاف وغیره می پردازند تا با پاکی و پاکیزگی به پیشواز سال نو بروند. آنان همچنین خوراکیهای گوناگونی مانند شکلات و آب نبات، کیک، گوشت و سبزیجات برای پذیرایی از مهمانان تهیه می کنند. درشهرهای بزرگ مقدمات عید نیز از مدتها قبل ازعید شروع می گردد. سازمانها و ادارات فرهنگی و گروههای هنری برنامه های هنری خود را آماده می سازند و در پارکها برنامه های تفریحی و بازی های گروهی جدید و بیشماری برای مردم انجام می شود. موسسات تجاری نیز برای برآوردن نیاز مشتریان خود کالاها و اجناس متنوع را از کشورها و حتی خارج از چین وارد می کنند. عید بهار چین همانند عید نوروز ایران عید ملی، فرخنده، پرشکوه و پر نشاط است. به طور کلی در نواحی مختلف چین رسوم و آداب سنتی برای برگزاری این عید متفاوت است.

 

اما ضیافت شام با حضور کلیه اعضای خانواده د رشب آستانه عید چه در شمال چه در جنوب کشور لازم و ضروری است. در جنوب این غذا غالبا از بیش از ١٠ خوراک تشکیل می شود که در میان آنها ماهی و خوراکی تهیه شده از خمیر لوبیا باید دیده شود. زیرا این دو خوراک در تلفظ به چینی با ” مرفه بودن ” تقریبا یکی است. در شمال این غذا را اغلب ” جیاوجه饺子:Jiǎozi ” تشکیل می دهد.

 

ضیافت سال نو

 

خانواده ها دراین شب در کنار یکدیگر به تهیه این خوراک سنتی مشغول می شوند. شایان ذکر است که در میان خوراکهای سنتی عید بهار، غذاهای شیرین از آرد برنج چسبیده به چینی ” نیا گا” حتما باید وجود داشته باشد. به این دلیل که نشانگر ارتقای دائمی سطح زندگی، گردهم آمدن و سعادتمندی اعضای خانواده است. در آستانه سال جدید به تقویم کشاورزی چین، مردم با سرور و شادی با سال گذشته وداع نموده و به پیشواز سال جدید می روند. دربعضی مناطق مردم به آتش زدن ترقه و آتش بازی هم می پردازند. از اول سال نو اعضای خانواده ملبس به لباسهای زیبا و نو به استقبال مهمانان و یا دیدار از خویشاوندان و دوستان می پردازند.

آنها هنگام ملاقات جملات مبارکی چون ” سال نومبارک” و ” یا عید بهار مبارک باد “را می گویند و سپس به خوردن میوه و شکلات و چای مشغول می شوند و با هم گفت و گو می کنند.

 

تبریک سال نو

 

در ایام عید بهار برنامه های هنری و تفریحی جالب توجه و رنگارنگ است. دربعضی جاها اپراها و فیلمهای ویژه عید به معرض نمایش گذارده می شود و در بعضی مناطق دیگر برنامه های هنری عامیانه نظیر رقص شیر، یان گو و رقص با چوب پا و غیره اجرا می شود که به این ترتیب محیطی مملو از وجد و شادی برهمه جا حکم فرماست. البته بیشتر مردم ترجیح می دهند درخانه برنامه های تلویزیونی خاص عید بهار را تماشا می کنند. گفتنی است که چسباندن  تابلوهای خوشنویسی و نقاشی های ویژه عید بهار روی دیوار، روشن کردن فانوس نیز از جمله برنامه های عید بهار است. درایام این عید جشن فانوس نیز جلوه ای خاص دارد.

 

فانوس رنگی

 

فانوسهای رنگی درواقع از جمله هنرهای دستی و سنتی مردمی چین است. مردم با در دست داشتن اشکال مختلف و متنوع فانوسها که بر روی آن شکل حیوانات مناظر طبیعی و چهره های قهرمانان ترسیم شده است در یک جا جمع می شوند و شادی می کنند. البته پا به پای ارتقای سطح زندگی مردم، آنان ضمن حفظ رسوم و آاداب سنتی، برنامه های جدیدی به وجود آورده اند. برای نمونه جهانگردی و چین گردی به رسم نوین چینیها در ایام عید بهار اضافه شده است.

 

 

در ادامه به معرفی سایر آداب و رسوم مردم چین خواهیم پرداخت.

 

 

春节简介

春节,是农历正月初一,又叫阴历年,俗称“过年”。这是我国民间最隆重、最热闹的一个传统节日。春节的历史很悠久,它起源于殷商时期年头岁尾的祭神祭祖活动。按照我国农历,正月初一古称元日、元辰、元正、元朔、元旦等,俗称年初一,到了民国时期,改用公历,公历的一月一日称为元旦,把农历的一月一日叫春节。

春节到了,意味着春天将要来临,万象复苏草木更新,新一轮播种和收获季节又要开始。人们刚刚度过冰天雪地草木凋零的漫漫寒冬,早就盼望着春暖花开的日子,当新春到来之际,自然要充满喜悦载歌载舞地迎接这个节日。

  千百年来,人们使年俗庆祝活动变得异常丰富多彩,每年从农历腊月二十三日起到年三十,民间把这段时间叫做“迎春日”,也叫“扫尘日”,在春节前扫尘搞卫生,是我国人民素有的传统习惯。

然后就是家家户户准备年货,节前十天左右,人们就开始忙于采购物品,年货包括鸡鸭鱼肉、茶酒油酱、南北炒货、糖饵果品,都要采买充足,还要准备一些过年时走亲访友时赠送的礼品,小孩子要添置新衣新帽,准备过年时穿。

在节前要在住宅的大门上粘贴红纸黄字的新年寄语,也就是用红纸写成的春联。屋里张贴色彩鲜艳寓意吉祥的年画,心灵手巧的姑娘们剪出美丽的窗花贴在窗户上,门前挂大红灯笼或贴福字及财神、门神像等,福字还可以倒贴,路人一念福倒了,也就是福气到了,所有这些活动都是要为节日增添足够的喜庆气氛。

春节的另一名称叫过年。在过去的传说中,年是一种为人们带来坏运气的想象中的动物。年一来。树木凋蔽,百草不生;年一过,万物生长,鲜花遍地。年如何才能过去呢?需用鞭炮轰 ,于是有了燃鞭炮的习俗,这其实也是烘托热闹场面的又一种方式。

春节是个欢乐祥和的节日,也是亲人团聚的日子,离家在外的孩子在过春节时都要回家欢聚。过年的前一夜,就是旧年的腊月三十夜,也叫除夕,又叫团圆夜,在这新旧交替的时候,守岁是最重要的年俗活动之一,除夕晚上,全家老小都一起熬年守岁,欢聚酣饮,共享天伦之乐,北方地区在除夕有吃饺子的习俗,饺子的作法是先和面,和字就是合;饺子的饺和交谐音,合和交有相聚之意,又取更岁交子之意。在南方有过年吃年糕的习惯,甜甜的粘粘的年糕,象征新一年生活甜蜜蜜,步步高。
待第一声鸡啼响起,或是新年的钟声敲过,街上鞭炮齐鸣,响声此起彼伏,家家喜气洋洋,新的一年开始了,男女老少都穿着节日盛装,先给家族中的长者拜年祝寿,节中还有给儿童压岁钱,吃团年饭,初二、三就开始走亲戚看朋友,相互拜年,道贺祝福,说些恭贺新喜、恭喜发财、恭喜、过年好等话,祭祖等活动。

  节日的热烈气氛不仅洋溢在各家各户,也充满各地的大街小巷,一些地方的街市上还有舞狮子,耍龙灯,演社火,游花市,逛庙会等习俗。这期间花灯满城,游人满街,热闹非凡,盛况空前,直要闹到正月十五元宵节过后,春节才算真正结束了。

  春节是汉族最重要的节日,但是满、蒙古,瑶、壮、白、高山、赫哲、哈尼、达斡尔、侗、黎等十几个少数民族也有过春节的习俗,只是过节的形式更有自己的民族特色,更蕴味无穷。

春节的由来与传

      春节和年的概念,最初的含意来自农业,古时人们把谷的生长周期称为“年”,《说文。禾部》:“年,谷熟也:。在夏商时代产生了夏历,以月亮圆缺的周期为月,一年划分为十二个月,每月以不见月亮的那天为朔,正月朔日的子时称为岁首,即一年的开始,也叫年,年的名称是从周朝开始的,至了西汉才正式固定下来,一直延续到今天。但古时的正月初一被称为“元旦”,直到中国近代辛亥革命胜利后,南京临时政府为了顺应农时和便于统计,规定在民间使用夏历,在政府机关、厂矿、学校和团体中实行公历,以公历的元月一日为元旦,农历的正月初一称春节。

  1949年9月27日,新中国成立,在中国人民政治协商会议第一届全体会议上,通过了使用世界上通用的公历纪元,把公历的元月一日定为元旦,俗称阳历年;农历正月初一通常都在立春前后,因而把农历正月初一定为“春节”,俗称阴历年。
传统意义上的春节是指从腊月初八的腊祭或腊月二十三的祭灶,一直到正月十五,其中以除夕和正月初一为高潮。在春节这一传统节日期间,我国的汉族和大多数少数民族都有要举行各种庆祝活动,这些活动大多以祭祀神佛、祭奠祖先、除旧布新、迎禧接福、祈求丰年为主要内容。活动形式丰富多彩,带有浓郁的民族特色。

  春节传说之一:熬年守岁

守岁,就是在旧年的最后一天夜里不睡觉,熬夜迎接新一年的到来的习俗,也叫除夕守岁,俗名“熬年”。探究这个习俗的来历,在民间流传着一个有趣的故事:

太古时期,有一种凶猛的怪兽,散居在深山密林中,人们管它们叫“年”。它的形貌狰狞,生性凶残,专食飞禽走兽、鳞介虫豸,一天换一种口味,从磕头虫一直吃到大活人,让人谈“年”色变。后来,人们慢慢掌握了“年”的活动规律,它是每隔三百六十五天窜到人群聚居的地方尝一次口鲜,而且出没的时间都是在天黑以后,等到鸡鸣破晓,它们便返回山林中去了。

算准了“年”肆虐的日期,百姓们便把这可怕的一夜视为关口来煞,称作“年关”,并且想出了一整套过年关的办法:每到这一天晚上,每家每户都提前做好晚饭,熄火净灶,再把鸡圈牛栏全部拴牢,把宅院的前后门都封住,躲在屋里吃“年夜饭”,由于这顿晚餐具有凶吉未卜的意味,所以置办得很丰盛,除了要全家老小围在一起用餐表示和睦团圆外,还须在吃饭前先供祭祖先,祈求祖先的神灵保佑,平安地度过这一夜,吃过晚饭后,谁都不敢睡觉,挤坐在一起闲聊壮胆。就逐渐形成了除夕熬年守岁的习惯。

守岁习俗兴起于南北朝,梁朝的不少文人都有守岁的诗文。“一夜连双岁,五更分二年。”人们点起蜡烛或油灯,通宵守夜,象征着把一切邪瘟 病疫照跑驱走,期待着新的一年吉祥如意。这种风俗被人们流传至今。

  春节传说之二:万年创建历法说

相传,在古时候,有个名叫万年的青年,看到当时节令很乱,就有了想把节令定准的打算。但是苦于找不到计算时间的方法,一天,他上山砍柴累了,坐在树阴下休息,树影的移动启发了他,他设计了一个测日影计天时的晷仪,测定一天的时间,后来,山崖上的滴泉启发了他的灵感,他又动手做了一个五层漏壶,来计算时间。天长日久,他发现每隔三百六十多天,四季就轮回一次,天时的长短就重复一遍。

当时的国君叫祖乙,也常为天气风云的不测感到苦恼。万年知道后,就带着日晷和漏壶去见皇上,对祖乙讲清了日月运行的道理。祖乙听后龙颜大悦,感到有道理。于是把万年留下,在天坛前修建日月阁,筑起日晷台和漏壶亭。并希望能测准日月规律,推算出准确的晨夕时间,创建历法,为天下的黎民百姓造福。

有一次,祖乙去了解万年测试历法的进展情况。当他登上日月坛时,看见天坛边的石壁上刻着一首诗:

日出日落三百六,周而复始从头来。
草木枯荣分四时,一岁月有十二圆。

知道万年创建历法已成,亲自登上日月阁看望万年。万年指着天象,对祖乙说:“现在正是十二个月满,旧岁已完,新春复始,祈请国君定个节吧”。祖乙说:“春为岁首,就叫春节吧”。据说这就是春节的来历。
冬去春来,年复一年,万年经过长期观察,精心推算,制定出了准确的太阳历,当他把太阳历呈奉给继任的国君时,已是满面银须。国君深为感动,为纪念万年的功绩,便将太阳历命名为“万年历”,封万年为日月寿星。以后,人们在过年时挂上寿星图,据说就是为了纪念德高望重的万年。

  春节传说之三:贴春联和门神

据说贴春联的习俗,大约始于一千多年前的后蜀时期,这是有史为证的。此外根据《玉烛宝典》,《燕京岁时记》等著作记载,春联的原始形式就是人们所说的“桃符”。

在中国古代神话中,相传有一个鬼域的世界,当中有座山,山上有一棵覆盖三千里的大桃树,树梢上有一只金鸡。每当清晨金鸡长鸣的时候,夜晚出去游荡的鬼魂必赶回鬼域。鬼域的大门坐落在桃树的东北,门边站着两个神人,名叫神荼、郁垒。如果鬼魂在夜间干了伤天害理的事情,神荼、郁垒就会立即发现并将它捉住,用芒苇做的绳子把它捆起来,送去喂虎。因而天下的鬼都畏惧神荼、郁垒。于是民间就用桃木刻成他们的模样,放在自家门口,以避邪防害。后来,人们干脆在桃木板上刻上神荼、郁垒的名字,认为这样做同样可以镇邪去恶。这种桃木板后来就被叫做“桃符”。

到了宋代,人们便开始在桃木板上写对联,一则不失桃木镇邪的意义,二则表达自己美好心愿,三则装饰门户,以求美观。又在象征喜气吉祥的红纸上写对联,新春之际贴在门窗两边,用以表达人们祈求来年福运的美好心愿。

为了祈求一家的福寿康宁,一些地方的人们还保留着贴门神的习惯。据说,大门上贴上两位门神,一切妖魔鬼怪都会望而生畏。在民间,门神是正气和武力的象征,古人认为,相貌出奇的人往往具有神奇的禀性和不凡的本领。他们心地正直善良,捉鬼擒魔是他们的天性和责任,人们所仰慕的捉鬼天师钟馗,即是此种奇形怪相。所以民间的门神永远都怒目圆睁,相貌狰狞,手里拿着各种传统的武器,随时准备同敢于上门来的鬼魅战斗。由于我国民居的大门,通常都是两扇对开,所以门神总是成双成对。

唐朝以后,除了以往的神荼、郁垒二将以外,人们又把秦叔宝和尉迟恭两位唐代武将

人们又把秦叔宝和尉迟恭两位唐代武将当作门神。相传,唐太宗生病,听见门外鬼魅呼号,彻夜不得安宁。于是他让这两位将军手持武器立于门旁镇守,第二天夜里就再也没有鬼魅搔扰了。其后,唐太宗让人把这两位将军的形象画下来贴在门上,这一习俗开始在民间广为流传。

春节的习俗

春节是我国一个古老的节日,也是全年最重要的一个节日,如何过庆贺这个节日,在千百年的历史发展中,形成了一些较为固定的风俗习惯,有许多还相传至今。

  扫尘
“腊月二十四,掸尘扫房子” ,据《吕氏春秋》记载,我国在尧舜时代就有春节扫尘的风俗。按民间的说法:因“尘”与“陈”谐音,新春扫尘有“除陈布新”的涵义,其用意是要把一切穷运、晦气统统扫出门。这一习俗寄托着人们破旧立新的愿望和辞旧迎新的祈求。 每逢春节来临,家家户户都要打扫环境,清洗各种器具,拆洗被褥窗帘,洒扫六闾庭院,掸拂尘垢蛛网,疏浚明渠暗沟。到处洋溢着欢欢喜喜搞卫生、干干净净迎新春的欢乐气氛。

贴春联
春联也叫门对、春贴、对联、对子、桃符等,它以工整、对偶、简洁、精巧的文字描绘时代背景,抒发美好愿望,是我国特有的文学形式。每逢春节,无论城市还是农村,家家户户都要精选一幅大红春联贴于门上,为节日增加喜庆气氛。这一习俗起于宋代,在明代开始盛行,到了清代,春联的思想性和艺术性都有了很大的提高,梁章矩编写的春联专著《槛联丛话》对楹联的起源及各类作品的特色都作了论述。

春联的种类比较多,依其使用场所,可分为门心、框对、横披、春条、斗方等。“门心”贴于门板上端中心部位;“框对”贴于左右两个门框上;“横披”贴于门媚的横木上;“春条”根据不同的内容,贴于相应的地方;“斗斤”也叫“门叶”,为正方菱形,多贴在家俱、影壁中。

  贴窗花和倒贴“福”字
在民间人们还喜欢在窗户上贴上各种剪纸——窗花。窗花不仅烘托了喜庆的节日气氛,也集装饰性、欣赏性和实用性于一体。剪纸在我国是一种很普及的民间艺术,千百年来深受人们的喜爱,因它大多是贴在窗户上的,所以也被称其为“窗花”。窗花以其特有的概括和夸张手法将吉事祥物、美好愿望表现得淋漓尽致,将节日装点得红火富丽。

在贴春联的同时,一些人家要在屋门上、墙壁上、门楣上贴上大大小小的“福”字。春节贴“福”字,是我国民间由来已久的风俗。“福”字指福气、福运,寄托了人们对幸福生活的向往,对美好未来的祝愿。为了更充分地体现这种向往和祝愿,有的人干脆将“福”字倒过来贴,表示“幸福已到”“福气已到”。民间还有将“福”字精描细做成各种图案的,图案有寿星、寿桃、鲤鱼跳龙门、五谷丰登、龙凤呈祥等。

  年画
春节挂贴年画在城乡也很普遍,浓黑重彩的年画给千家万户平添了许多兴旺欢乐的喜庆气氛。年画是我国的一种古老的民间艺术,反映了人民朴素的风俗和信仰,寄托着他们对未来的希望。年画,也和春联一样,起源于“门神”。 随着木板印刷术的兴起,年画的内容已不仅限于门神之类单调的主题,变得丰富多彩,在一些年画作坊中产生了《福禄寿三星图》、《天官赐福》、《五谷丰登》、《六畜兴旺》、《迎春接福》等精典的彩色年画、以满足人们喜庆祈年的美好愿望。 我国出现了年画三个重要产地:苏州桃花坞,天津杨柳青和山东潍坊;形成了中国年画的三大流派,各具特色。

我国现今我国收藏最早的年画是南宋《随朝窈窕呈倾国之芳容》的木刻年画,画的是王昭君、赵飞燕、班姬和绿珠四位古代美人。民间流传最广的是一幅《老鼠娶亲》的年画。描绘了老鼠依照人间的风俗迎娶新娘的有趣场面。民国初年,上海郑曼陀将月历和年画二者结合起来。这是年画的一种新形式。这种合二而一的年画,以后发展成挂历,至今风靡全国。

  守岁
除夕守岁是最重要的年俗活动之一,守岁之俗由来已久。最早记载见于西晋周处的《风土志》:除夕之夜,各相与赠送,称为“馈岁”;酒食相邀,称为“别岁”;长幼聚饮,祝颂完备,称为“分岁”;大家终夜不眠,以待天明,称曰“守岁”。

“一夜连双岁,五更分二天”,除夕之夜,全家团聚在一起,吃过年夜饭,点起蜡烛或油灯,围坐炉旁闲聊,等着辞旧迎新的时刻,通宵守夜,象征着把一切邪瘟病疫照跑驱走,期待着新的一年吉祥如意。这种习俗后来逐渐盛行,到唐朝初期,唐太宗李世民写有“守岁”诗:“寒辞去冬雪,暖带入春风”。直到今天,人们还习惯在除夕之夜守岁迎新。
古时守岁有两种含义:年长者守岁为“辞旧岁”,有珍爱光阴的意思;年轻人守岁,是为延长父母寿命。自汉代以来,新旧年交替的时刻一般为夜半时分。

  爆竹
中国民间有“开门爆竹”一说。即在新的一年到来之际,家家户户开门的第一件事就是燃放爆竹,以哔哔叭叭的爆竹声除旧迎新。爆竹是中国特产,亦称“爆仗”、“炮仗”、“鞭炮”。其起源很早,至今已有两千多年的历史。放爆竹可以创造出喜庆热闹的气氛,是节日的一种娱乐活动,可以给人们带来欢愉和吉利。随着时间的推移,爆竹的应用越来越广泛,品种花色也日见繁多,每逢重大节日及喜事庆典,及婚嫁、建房、开业等,都要燃放爆竹以示庆贺,图个吉利。现在,湖南浏阳,广东佛山和东尧,江西的宜春和萍乡、浙江温州等地区是我国著名的花炮之乡,生产的爆竹花色多,品质高,不仅畅销全国,而且还远销世界。

  拜年
新年的初一,人们都早早起来,穿上最漂亮的衣服,打扮得整整齐齐,出门去走亲访友,相互拜年,恭祝来年大吉大利。拜年的方式多种多样,有的是同族长带领若干人挨家挨户地拜年;有的是同事相邀几个人去拜年;也有大家聚在一起相互祝贺,称为“团拜”。由于登门拜年费时费力,后来一些上层人物和士大夫便使用各贴相互投贺,由此发展出来后来的“贺年片”。
春节拜年时,晚辈要先给长辈拜年,祝长辈人长寿安康,长辈可将事先准备好的压岁钱分给晚辈,据说压岁钱可以压住邪祟,因为“岁”与“祟”谐音,晚辈得到压岁钱就可以平平安安度过一岁。压岁钱有两种,一种是以彩绳穿线编作龙形,置于床脚,此记载见于《燕京岁时记》;另一种是最常见的,即由家长用红纸包裹分给孩子的钱。压岁钱可在晚辈拜年后当众赏给,亦可在除夕夜孩子睡着时,由家长偷偷地放在孩子的枕头底下。现在长辈为晚辈分送压岁钱的习俗仍然盛行。

  春节食俗
在古代的农业社会里,大约自腊月初八以后,家庭主妇们就要忙着张罗过年的食品了。因为腌制腊味所需的时间较长,所以必须尽早准备,我国许多省份都有腌腊味的习俗,其中又以广东省的腊味最为著名。

蒸年糕,年糕因为谐音“年高”,再加上有着变化多端的口味,几乎成了家家必备的应景食品。年糕的式样有方块状的黄、白年糕,象征着黄金、白银,寄寓新年发财的意思。

年糕的口味因地而异。北京人喜食江米或黄米制成的红枣年糕、百果年糕和白年糕。河北人则喜欢在年糕中加入大枣、小红豆及绿豆等一起蒸食。山西北部在内蒙古等地,过年时习惯吃黄米粉油炸年糕,有的还包上豆沙、枣泥等馅,山东人则用黄米、红枣蒸年糕。北方的年糕以甜为主,或蒸或炸,也有人干脆沾糖吃。南方的年糕则甜咸兼具,例如苏州及宁波的年糕,以粳米制作,味道清淡。除了蒸、炸以外,还可以切片炒食或是煮汤。甜味的年糕以糯米粉加白糖、猪油、玫瑰、桂花、薄荷、素蓉等配料,做工精细,可以直接蒸食或是沾上蛋清油炸。

真正过年的前一夜叫团圆夜,离家在外的游子都要不远千里万里赶回家来,全家人要围坐在一起包饺子过年,饺子的作法是先和面做成饺子皮,再用皮包上馅,馅的内容是五花八门,各种肉、蛋、海鲜、时令蔬菜等都可入馅,正统的饺子吃法,是清水煮熟,捞起 捞起后以调有醋、蒜末、香油的酱油为佐料沾着吃。也有炸饺子、烙饺子(锅贴)等吃法。因为和面的“和”字就是“合”的意思;饺子的“饺”和“交”谐音,“合”和“交”又有相聚之意,所以用饺子象征团聚合欢;又取更岁交子之意,非常吉利;此外,饺子因为形似元宝,过年时吃饺子,也带有“招财进宝”的吉祥含义。一家大小聚在一起包饺子,话新春,其乐融融。

春节的诗

田家元日
(唐)孟浩然
昨夜斗回北,今朝岁起东;
我年已强壮,无禄尚忧农。
桑野就耕父,荷锄随牧童;
田家占气候,共说此年丰。

《卖痴呆词》
(唐)范成大
除夕更阑人不睡,厌禳钝滞迫新岁;
小儿呼叫走长街,云有痴呆召人卖。

《除夜》
(唐)来鹄
事关休戚已成空,万里相思一夜中。
愁到晓鸡声绝后,又将憔悴见春风。

元日
(宋)王安石
爆竹声中一岁除,春风送暖入屠苏;
千门万户瞳瞳日,总把新桃换旧符。

元日 玉楼春

(宋)毛滂
一年滴尽莲花漏,碧井屠苏沉冻酒。
晓寒料峭尚欺人,春态苗条先到柳。
佳人重劝千长寿,柏叶椒花芬翠袖。
醉乡深处少相知,祇与东君偏故旧。

除夜
(南宋)文天祥
乾坤空落落,岁月去堂堂;
末路惊风雨,穷边饱雪霜。
命随年欲尽,身与世俱忘;
无复屠苏梦,挑灯夜未央。

拜年
(明)文征明
不求见面惟通谒,名纸朝来满敝庐。
我亦随人投数纸,世情嫌简不嫌虚。

已酉新正
(明)叶颙
天地风霜尽,乾坤气象和;
历添新岁月,春满旧山河。
梅柳芳容徲,松篁老态多;
屠苏成醉饮,欢笑白云窝。

癸已除夕偶成
(清)黄景仁
千家笑语漏迟迟,忧患潜从物外知,
悄立市桥人不识,一星如月看多时。

凤城新年辞
(清)查慎行
巧裁幡胜试新罗,画彩描金作闹蛾;
从此剪刀闲一月,闺中针线岁前多。

甲午元旦
(清)孔尚任
萧疏白发不盈颠,守岁围炉竟废眠。
剪烛催干消夜酒,倾囊分遍买春钱。
听烧爆竹童心在,看换桃符老兴偏。
鼓角梅花添一部,五更欢笑拜新年。

元旦口占用柳亚子怀人韵
董必武
共庆新年笑语哗,红岩士女赠梅花;
举杯互敬屠苏酒,散席分尝胜利茶。
只有精忠能报国,更无乐土可为家;
陪都歌舞迎佳节,遥视延安景物华。

春节看花市
林伯渠
迈街相约看花市,却倚骑楼似画廊;
束立盆栽成列队,草株木本斗芬芳。
通宵灯火人如织,一派歌声喜欲狂,
正是今年风景美,千红万紫报春光。

شخصیتهای معروف چینی

中国著名人物

سرزمین چین با قدمتی بیش از سه هزار سال همواره مهد پرورش دانشمندان، فیلسوفان، هنرمندان، شاعران، نقاشان، نظریه پردازان، نویسندگان و امپراطوران بزرگی بوده که هم در سرزمین چین و هم بر همه دنیا تاثیر عمیقی داشته اند. در این قسمت سعی داریم با سیری در تاریخ چین به بررسی معروفترین آنها بپردازیم. ابتدا از مشاهیر کهن چین شروع کرده و به ترتیب آنها را معرفی می کنیم.

چین شی هوان دی “秦始皇帝qínshǐhuángdì

مرد آهنین چین و بنیانگذار امپراطوی چین واحد

امپراتور ” چین شی هوان ” موسسه سلسله ” چین” بود. نام اصلی او ” اینگ جن” بود. در سالهای آخر دوران کشورهای جنگنجو، کشور ” چین ” قدرتمندترین کشور به حساب می آمد و به دنبال متحد کردن شش کشور شرقی بود. هنگامی که ” اینگ جن” بر مسند امپراتوری نشست، بعلت سن کم ” لو بوا وِی” نخست وزیر به جانشینی او امور دولتی را بر عهده داشت. در سال ٢٣٨ قبل از میلاد، امپراتور شخصا اداره کشور را بر عهده گرفت. وی ” لو بوا وِی” را از نخست وزیری معزول نمود و ” وی لیو”،” لی سی” و افراد دیگر را منصوب کرد. از سال ٢٣۶ تا سال ٢٢١ قبل از میلاد، وی شش کشور ” هَن”،”وِی” ،” چو”، ” یان”،”جائو”،”چی” را از بین برد و به دوران حکمرانی ” کشورهای جنگجو ” که روسای این کشورها حکومت مستقل محلی را با نیروی نظامی مستقر کردند، به پایان رساند و سرانجام سلسله ” چین”، اولین کشور با نظام تمرکز قدرت دولت مرکزی، متحد، با ملیت ها را ایجاد نمود و با نظام شهرستان ها جای آن را گرفت.

سال ٢٢١ قبل از میلاد، ” ” اینگ جن” خود را ” شی هوان” یعنی امپراتور اول نامید. وی سپس نظام واگذاری تیول را لغو کرد. تحت کنترل مستقیم امپراتور، یک سری ارگان های بوروکراتیک از دولت مرکزی تا شهرستان ایجاد شد. بر اساس قوانین سابق کشور ” چین”، با جذب بعضی مواد قانونی شش کشور قوانین یکسان تنظیم کرد. برای جلوگیری از فعالیتهای تجزیه طلبانه و استقرار مجدد حکومت سلطنتی، اشراف و ثروتمندان شش کشور سابق به ” گوان جون” ، ” با شو” منتقل شدند. وی فرمان داد که داشتن سلاح در بخش های غیردولتی ممنوع است و سلاح های جمع آوری شده باید از بین برود.

در اقتصاد به کشاورزی توجه نشان داد و به پیشرفت نظام خصوصی فئودالی کمک کرد. سال ٢١۶ قبل از میلاد فرمان داد که مالکان زمین و کشاورزان تنها تعدادی از زمین های خود را به دولت گزارش کنند و حق داشتن زمین مورد قبول و دفاع دولت قرار گرفت، بدین جهت نظام خصوصی زمینداری تنظیم شد. اوزان و مقادیر تنظیم شده توسط ” شانگ یانگ” در دوران کشورهای جنگجو به عنوان استاندارد نظام اوزان و مقادیر سراسر کشور تعیین شد.

در زمینه فرهنگی و ایدئولوژی، بر اساس خط رایج در ” چین ” ” سیائو جوان” را تنظیم کرد و آن را در سراسر کشور تعمیم داد. سال ٢١٢ قبل از میلاد فرمان داد که انواع کتاب ها را از بین برند و مدرسه های خصوصی را ممنوع کرد. سپس بیش از ۴٠٠ دانشمند پیرو کنفوسیوس و کیمیاگر را در شهر ” شیان یانگ” زنده به گور کرد.

” چین شی هوان ” بعد از نشستن بر مسند امپراتوری، ژنرال “من تیان” را برای حمله به ملیت ” شون نون” فرستاد و دیوار بزرگی در شمال کشورهای چین، جایو و یان ایجاد کرد و دیوار بزرگ ۵ هزار کیلومتری ساخت. ساخت دیوار بزرگ چین برای “شون نون” که در سوارکاری و تیراندازی ماهر بود، نقش دفاعی ایفا می کرد و بیش از پیش حکومت سلسله” چین ” را مقتدر کرد و امور دفاعی مرزی را بهبود بخشید. بعد از فتح منطقه” به یو””جونها ” (بخش اداری در چین قدیم که در بین استان و شهرستان قرار داشت)” گوی لین”،” سیان” و” نن های” را تاسیس کرد. تا اواخر سلسله ” چین”، تعداد ” جون” از ٣۶ مورد در اوائل وحدت به بیش از ۴٠ مورد افزایش یافت. بعد از وحدت شش کشور، “چین شی هوان” کاخ ” ا پانگ ” و آرامگاه” لی شان” مجلل را ساخت و پنج بار بازرسی های گسترده انجام داد. برای پیدا کردن آب حیات، وی ” سو فو” را در راس چند هزار پسر و دختر جهت پناه خواستن از رب النوعها به دریای شرقی فرستاد. در اثر این عملیات نیروی انسانی فراوانی مصرف شد و مشکلات و سختی های مردم بیشتر گشت. ژوئیه سال ٢١٠ قبل از میلاد، ” چین شی هوان” براثر بیماری جان سپرد.

۵ مورد عجیب درباره ارتش سفالین چین秦兵马俑

همانطور که در بالا گفته شد در میان چندین بنای بزرگ و عظیمی که او در دوران حکومت خود دستور ساخت آن‌ها را داد، یکی نسخه اولیه دیوار چین بود که در مرزهای شمالی این کشور ساخته شد. هدف از این کار، دفاع کردن از این مرزها در برابر حمله همسایگان بربر شمالی این کشور بود. با این ‌وجود مهم‌ترین و اصلی‌ترین پروژه ساخته شده به دستور امپراتور چین را می‌توان یک آرامگاه بزرگ دانست که در شهر باستانی سی آن 西安 برای این حاکم ساخته شده است. این مقبره که توسط تعداد ۶ هزار سرباز سفالین با اندازه‌های واقعی حفاظت می‌شد، برای مدت ‌زمان ۲ هزار و ۲۰۰ سال پس از مرگ او مخفی باقی مانده بود.

۵ مورد عجیب درباره ارتش سفالین چین "秦兵马俑"

۱. مجموعه آرامگاهی چین شی هوانگ بزرگ اما ناتمام

در ماه مارس سال ۱۹۷۴ کشاورزانی که در حال حفر زمینی در نزدیکی ۳۶ کیلومتری شی آن بودند، با دیدن یک حفره که در آن تعداد ۶ هزار سرباز سفالین انسان‌ نما، حضور داشتند، شگفت‌ زده شدند. مدتی بعد مشخص شد که این منطقه، مقبره امپراتور چین بوده است و اکتشافات اصلی تقریبا بلافاصله شروع شدند. تاریخدانان بر این باورند که تعداد ۷۰ هزار کارگر برای مدت ‌زمانی نزدیک به سه دهه بر روی این مقبره کار کرده‌اند. تا به امروز باستان ‌شناسان توانسته‌اند تا مجموعه‌ای به مساحت ۵۱٫۸ کیلومترمربع از این مجموعه را کشف کنند. این اکتشافات شامل ۸ هزار سرباز سفالین و تعداد زیادی از ارابه و اسب، یک تپه هرمی به عنوان مقبره امپراتور، بقایای کاخ، دفاتر، انبارها و اصطبل‌ها می‌شود. علاوه بر حفره یاد شده که ۶ هزار سرباز سفالین را در خود جای داده بود، حفره‌ای دیگر نیز یافته شد که در آن سواره ‌نظام و پیاده ‌نظام کاملی از جنس سفال وجود دارد. سومین حفره کشف شده نیز حاوی افسران بالارده و ارابه‌ها بود. چهارمین حفره کشف شده کاملا خالی بود و حدسی که در این باره زده می‌شود این است که این حفره در زمان مرگ امپراتور، نیمه ‌کاره رها شده است.

مجموعه آرامگاهی چین شی هوانگ

۲. چین، حاکمی نیرومند و موثر اما بی رحم

پس از یک دوره ۲۰۰ ساله جنگ که با نام دوران جنگ ایالت‌ها شناخته می‌شود، چین شی هوانگ به ‌واسطه متحد ساختن تمامی استان‌ها تحت نظارت یک دولت مرکزی و با انتخاب شهر سیِن یانگ “咸阳:xiányáng ” به‌عنوان پایتخت برای خود اعتبار بالایی به دست آورد. پایداری حکومت او موجب شد تا چین بتواند پیشرفت‌های بزرگی را در سیاست، اقتصاد و فرهنگ تجربه کند. ازجمله این پیشرفت‌ها می‌توان به معرفی یک استاندارد برای نوشتن کتیبه‌ها، ایجاد یک سیستم کانال ‌بندی و راه کشی، پیشرفت‌های بزرگ در فلزشناسی، مقیاس استاندارد برای وزن و ساخت پروژه‌های بسیار بزرگ عمومی مانند دیوار بزرگ چین اشاره کرد. با این ‌وجود چین به بی ‌رحم بودن نیز مشهور بود: او دستور داد تا تعداد زیادی از محققانی که ایده‌هایی بر ضد او داشتند را به قتل برسانند. همچنین او نسبت به جان سربازانی که در ساخت این پروژه‌های بزرگ ازجمله مقبره خود او فعال بودند، کمترین توجه را داشت. تعداد زیادی از هنرمندان و کارگران در طول ساخت این سازه‌ها جان خود را از دست دادند و در عین حال نیز بسیاری از افراد دیگر نیز به خاطر حفاظت از موقعیت مکانی این مقبره و مخفی نگاه ‌داشتن گنج‌های دفن شده و محل  ساخت آن، کشته شدند.

چین، حاکمی نیرومند و موثر اما بی رحم

۳. سربازان ارتش سفالین دارای مشخصاتی منحصربه فرد

ارتش سفالین متشکل از سربازان عادی، کمان داران، اسب‌ها و ارابه‌هایی بود که با آرایش نظامی در اطراف مقبره امپراتور ساخته شده بودند تا از او در دنیای پس از مرگ حفاظت کنند. فرایند پرزحمت ترمیم این مجسمه‌ها (بسیاری از آن‌ها پس از مرگ امپراتور چین با تخریب توسط مخالفان او روبرو شده بودند) نشان داد که این مجسمه‌های ویژه با استفاده از قالب و یک سیستم اولیه خط تولید ساخته شده بودند. علیرغم این‌که دست‌های بسیاری از آن‌ها دقیقا مشابه با یکدیگر بود و تنها ۸ قالب برای شکل دادن به سر آن‌ها استفاده شده بود، پس از ساخت قسمت اصلی سر به کمک گل، ویژگی‌های متفاوتی به‌صورت هر یک از آن‌ها افزوده شده بود. نتیجه این امر این بود که هر یک از این سربازان از نظر مشخصات ظاهری چهره با دیگری متفاوت بودند. این موضوع به‌ خوبی نشان ‌دهنده سطح بالای هنرمندی و توانایی ساخت در میان چینی‌های باستان است.

سربازان ارتش سفالین دارای مشخصاتی منحصربه فرد

۴ .حفظ سلاح‌های آنان به‌طرزی باورنکردنی

در طول کاوش‌های باستان ‌شناسی انجام ‌شده بر روی حفره حاوی سربازان سفالین بود که باستان‌ شناسان توانستند تا تعداد ۴۰ هزار سلاح برنزی را بیابند که در میان آن‌ها تبرهای جنگی، کمان، تیر و نیزه نیز وجود داشتند. این سلاح‌ها به‌واسطه لایه کروم کشیده شده بر روی آن‌ها، حتی پس از گذشت بیش از ۲ هزار سال، بازهم به‌خوبی حفظ شده بودند. این روش که به نظر روشی مدرن می‌رسید (اولین بار این روش در سال ۱۹۳۷ در آلمان و در سال ۱۹۵۰ در آمریکا به کار گرفته شد)، نشان ‌دهنده میزان تکامل چینی‌های باستان در فلزکاری است.

حفظ سلاح‌های آنان به‌طرزی باورنکردنی

۵. مقبره اصلی امپراتور هنوز کاوش نشده است!

حتی ۴۰ سال پس از کشف این مکان، هنوز ۱ درصد از مقبره نیز مورد کاوش باستان ‌شناسی قرار نگرفته است. دلیل اصلی این امر ترس از آسیب رساندن به آثار باستانی و جنازه‌های دفن شده در این مقبره بوده و بعدها نیز مشکلات و مخاطرات موجود در زمینه حفظ امنیت جانی کارگران موجب ادامه یافتن این فرایند شد. بر اساس اطلاعاتی که مورخ پیش از میلاد چینی به نام سیما کیان “司马迁:sīmǎqiān  “به ثبت رسانده و آن را «مکتوبات کاتب بزرگ» نامیده است، اتاق اصلی مقبره امپراتور با جریانی از جیوه مزین شده است تا بدین شکل یادآور جریان رودخانه‌های محلی در داخل این مقبره باشد. در سال ۲۰۰۵ میلادی بود که یک باستان ‌شناس به نام دواَن چینگ بوا (Duan Chingbo)  چهار هزار نمونه برداشت شده از خاک تپه محل دفن امپراتور را برای یافتن نشانه‌هایی از جیوه مورد بررسی قرارداد که پاسخ تمامی آزمایش‌ها مثبت بود. چنین شواهد تاریخی و شیمیایی‌ موجب شده است تا تردیدهای فراوانی در زمینه کاوش این مقبره وجود داشته باشد. همچنین درباره این‌که روش کاوش این مقبره باید به چه ترتیب باشد تا بالاترین میزان محافظت از محتوای مقبره و کارگران در آن اعمال شود نیز هنوز شک و تردیدهای فراوانی وجود دارد.

در زیر متن چینی زندگی امپراطور چین شی هوان را می آوریم تا در صورت نیاز علاقمندان بتوانند متن چینی را هم در اختیار داشته باشند.

معرفی شخصیتهای معروف چین ادامه دارد، شما می توانید از طریق این سایت پی گیری نمایید.

秦始皇

秦始皇嬴政(前259年—前210年),嬴姓,赵氏,名政(一说名“正”),又称赵政、祖龙等 [1-2]  秦庄襄王赵姬之子。 [3]  中国古代政治家战略家改革家,首次完成中国大一统的政治人物,也是中国第一个称皇帝的君主。

嬴政出生于赵国都城邯郸,后回到秦国。前247年,13岁时即王位。 [4]  前238年,平定长信侯嫪毐的叛乱,之后又除掉权臣吕不韦,开始独揽大政。 [5]  重用李斯王翦等人,自前230年至前221年,先后灭六国,完成了统一中国大业,建立起一个中央集权的统一的多民族国家——秦朝 [6]  。

统一之后,秦始皇认为自己功过三皇五帝,采用三皇之“皇”、五帝之“帝”构成“皇帝”的称号, [7]  是中国历史上第一个使用“皇帝”称号的君主,所以自称“始皇帝”。同时在中央实行三公九卿,管理国家大事;地方上废除分封制,代以郡县制;同时书同文车同轨,统一度量衡。对外北击匈奴,南征百越,修筑万里长城;修筑灵渠,沟通长江和珠江水系。但是到了晚年,秦始皇求仙梦想长生,苛政虐民,扼杀民智,动摇了秦朝统治的根基。前210年,秦始皇东巡途中驾崩于邢台沙丘 [8]

秦始皇奠定中国两千余年政治制度基本格局 [9]  ,被明代思想家李贽誉为“千古一帝 [10]

秦始皇

目录

  1. 人物生平
  2. 赵国时期
  3. 继位掌权
  4. 并吞六国
  5. 开创帝制
  6. 巡游求仙
  7. 焚书坑儒
  8. 病逝沙丘
  9. 2为政举措
  10. 政治
  11. 军事
  12. 经济
  13. 民族
  14. 文化
  15. 社会
  16. 3人物评价
  17. 4亲属成员
  18. 父母
  19. 兄弟
  20. 子女
  21. 5轶事典故
  22. 荆轲刺秦
  23. 金人玉玺
  24. 结识外星人
  25. 跑马修金堤
  26. 封禅泰山
  27. 大怒湘君
  28. 荧惑守心
  29. 今年祖龙死
  30. 阿房宫
  31. 亡秦者胡
  32. 身世之谜
  33. 死亡之谜
  34. 功过是非
  35. 6后世纪念
  36. 秦始皇陵
  37. 始皇故里
  38. 诗词歌赋
  39. 地名
  40. 建筑
  41. 金币
  42. 7艺术形象
  43. 文学形象
  44. 影视形象

人物生平

赵国时期

嬴政于秦昭襄王四十八年(前259年)正月出生, [12-14]  出生地在当时的邯郸廓城(大北城)温明殿遗址和丛台以南(在今城内中街以东,丛台西南的朱家巷一带)。当时的秦国王孙异人(秦庄襄王)之子。异人是安国君之子,母子均不受安国君的宠爱,加上安国君有子二十多人,异人于是被送往赵国邯郸作为质子。其时秦、赵两国关系恶化,不时发生战争,异人倍受冷遇。他缺少出行的车马和日用的财物,生活困窘,十分失意。 [15]  卫国商人吕不韦在邯郸做生意,知道了异人的情况,认为他“奇货可居”,于是用重金见到安国君的宠妃华阳夫人,异人认其为母,改名子楚。 [16-17]  子楚见到的吕不韦的姬妾赵姬,临幸之后生下了秦始皇。嬴姓赵氏,名政。 [3]  [18-19]

秦昭襄王五十年(前257年),秦国派王齮围攻赵邯郸,情况非常紧急,赵国想杀死子楚。子楚与吕不韦密谋拿出六百斤金子送给守城官吏,才得以脱身,逃到秦军大营,得以顺利回国。赵国又想杀子楚的妻子和儿子赵政,因为赵姬是赵国富豪人家的女儿,才得以藏起来,因此母子二人竟得活命。 [20]  秦昭襄王五十六年(前251年),秦昭王去世,太子安国君继位为王,是为秦孝文王,华阳夫人为王后。华阳夫人乘机劝秦王立之为太子。秦孝文王立子楚为太子。此时赵国亦奉子楚夫人赵姬及子赵政归秦。此时赵政才得以回到秦国。 [21]

安国君继秦王位,守孝一年后,加冕才三天就突发疾病去世了,子楚继位,为秦庄襄王。庄襄王尊奉华阳夫人为太后,生母夏姬被尊称为夏太后。秦庄襄王元年(前249年),任命吕不韦为丞相,封为文信侯。 [22]

继位掌权

秦庄襄王三年(前247年)五月,庄襄王去世,享年三十五岁

秦始皇画像(6张)

秦始皇画像(6张)

 13岁的嬴政被立为秦王。 [4]  秦王嬴政即位时由于年少,尊吕不韦为仲父,国政皆由吕不韦把持。 [23]  始皇帝八年(前239年),秦王嬴政年已21岁即将亲政,但此时秦国朝廷中却掀起了激烈的政治斗争。

当初吕不韦既把持朝廷,又与太后赵姬偷情。 [24]  后见秦王嬴政日渐年长,怕被他发现,想离开太后,又怕太后怨恨,所以便把自己的门客嫪毐假施腐刑,只拔掉胡须、眉毛就献给太后,供其淫乐。 [25]

秦王嬴政渐长,嫪毐他们说太后寝宫风水不好,应搬离这里。 [26]  秦王嬴政准许,于是他们搬到雍县的离宫,结果太后生下了两个私生子, [27]  而嫪毐也以秦王嬴政假父自居,嫪毐在一次喝醉酒后对一个大臣斥责道:“我是秦王的假父,你竟敢惹我。”这个大臣听后很生气,并且暗中找了个机会把嫪毐和太后的关系告诉秦王嬴政,秦王嬴政得知后非常生气,嫪毐慌了,准备叛乱。 [28]  而当时嫪毐在太后的帮助下被封为长信侯,领有山阳、太原等地,自收党羽。嫪毐在雍城长年经营,建立了庞大的势力, [29-30]  是秦国中仅次于吕不韦的一股强大的政治势力。

始皇帝八年(前239年),王弟长安君成蟜率领大军攻打赵国,中途谋反,秦军攻占屯留后,成蟜的部下皆因连坐被斩首处死,屯留的百姓被流放到临洮。 [31]  成蟜投降赵国后,被赵悼襄王封于饶。

始皇帝九年(前238年),秦王嬴政在雍城蕲年宫举行冠礼。 [32]  嫪毐动用秦王御玺及太后玺发动叛乱,攻向蕲年宫。 [33]  秦王嬴政早已在蕲年宫布置好三千精兵,打败叛军。嫪毐转打咸阳宫,那里也早有军队,嫪毐一人落荒而逃,没过多久便被逮捕。 [5]  秦王嬴政将嫪毐车裂,曝尸示众; [34]  又把母亲赵姬关进雍城的萯阳宫;摔死嫪毐与太后所生的两个私生子。

始皇帝十年(前237年),秦王嬴政免除吕不韦的相职,把吕不韦放逐到巴蜀。吕不韦知他与秦王的关系无法挽回,饮毒酒自杀。 [35]  其后,虽然秦王嬴政听从秦国贵族所言,下了《逐客书》,逐出六国食客,但被李斯的《谏逐客书》所劝阻,其后他还是重用了尉缭、李斯等人。 [36]

并吞六国

秦始皇继位时,秦国已吞并了巴、蜀、汉中,西南越过宛城到达郢都,设置了南郡;北面收上郡以东,有河东、太原、上党郡;东至荥阳。并且吞灭了二周,在其故地设置三川郡。 [37]  秦王嬴政掌权后,任用尉缭和李斯等人,积极推行统一战略。始皇帝十一年(前236年),赵、燕两国发生战争。赵国出兵攻燕,而秦国以救燕为名派王翦等将出兵分别夹攻赵国,先后攻取了赵的阏与轑阳(南阳西北)、河间(河北省献县东南)、安阳(河北阳原县东南)等邑,漳水流域已为秦所占有。始皇帝十三年(前234年),秦国又大举向赵国进攻,以所取的赵地建立雁门郡云中郡

               始皇帝十六年(前231年),魏国被迫把部分

秦灭六国、统一全国形势

秦灭六国、统一全国形势 [38]

土地献秦,韩国亦被迫把南阳地献给了秦。秦派内史腾做南阳假守。 [39]  始皇帝十七年(前230年),秦派内史腾攻韩,俘虏了韩王安,于韩地建置颍川郡,韩国灭亡。 [40]  这时赵国发生大旱灾。秦将王翦率领土兵直下井陉(河北省井陉县西),秦将杨端和率领河内兵进围赵都邯郸 [41]  赵派李牧司马尚带领大军抵御。赵王宠臣郭开受了秦国贿赂,散布流言说李牧、司马尚谋反。赵王因此改用赵葱颜聚替李牧、司马尚,并且杀死李牧。

始皇帝十八年(前229年),王翦大破赵军,杀赵葱,俘虏赵王。 [42]  赵公子嘉率领其宗族数百人逃到赵的代郡,自立为代王。 [43]  秦国在赵都邯郸一带建立邯郸郡

始皇帝二十年(前227年),秦始皇派大将王翦、辛胜攻燕国。燕、代两国发兵抵抗,被秦军败于易水以西。次年,秦军攻下燕都蓟城。 [44]  燕王喜迁都到辽东。 [45]  秦将李信带兵追击,燕王喜听从代王嘉的计策,杀太子丹,把太子丹的首级献给秦求和。

始皇帝二十一年(前226年),韩国都城发生叛乱,秦国出兵平定韩的叛乱,乘机处死韩王安

始皇帝二十二年(前225年),秦始皇派将军王贲攻魏,包围了魏都大梁(开封市),引黄河水灌城,三个月大梁城坏,魏王出降,魏国灭亡。 [46]  秦始皇就在魏的东部地区建立砀郡。同年,秦始皇派李信、蒙武带20万大军攻楚。李信攻楚的平舆(平舆县北),蒙武攻楚的寝(安徽临泉县),取得初步胜利。秦楚两军在城父邑(今安徽省亳州东南城父集)相遇,楚乘秦军不备发起反攻,大败秦军。 [47]  后秦始皇派王翦带60万大军出征,大破楚军于蕲(今安徽宿州东南),迫使楚将项燕自杀。 [48]  接着秦军攻入楚都寿春,俘虏了楚王负刍。秦于楚地设九江郡(安徽寿县)、长沙郡(湖南长沙市)。

始皇帝二十五年(前222年),王翦平定了楚的江南地,降服了越国之君,设置会稽郡,楚国灭亡。 [49]  秦始皇在灭楚的同时,不断地向东扩展,陆续设郡,并攻取齐地,设置薛郡(山东曲阜)。同年,秦始皇派王贲攻燕的辽东,虏燕王喜,灭亡燕国。接着又回师攻代,虏代王嘉,建立代郡(河北蔚县西南)和辽东郡(辽宁省辽阳市老城区)。 [50]

始皇帝二十六年(前221年),秦将王贲从燕国南下攻齐,俘虏齐王建,灭了齐国,在齐旧地建立了齐郡(山东淄博市东北)和琅邪郡(山东胶南县西南夏河城)。 [51]

秦国从始皇帝十六年(前230年)起,到灭齐时止,耗时10年陆续兼并了六国,继而于始皇帝二十八年(前219年)开始平定南方百越。从此,秦始皇完成统一大业,进入了君主的帝国时代。

秦始皇

始皇帝二十六年(前221年),秦始皇灭六国后,以王号不足以显其业,乃称皇帝。并继续执行孝公变法以来商鞅法家政策,加强君主专制,削弱旧贵族势力,提拔由军功而上升起来的贵族。秦帝国的土地所有制基本上仍维持西周的“王有”土地制,而变“王有”为“国有”。秦始皇于始皇帝三十一年(前216年)命令全国农民自报占有田地的实际数额,以便征收赋税。又实行即使是平民,只要有军功也可授予土地及爵位。虽然秦国在商鞅变法时施行了“授田制”,农民的土地名义上是国家所有、私人耕种,但此举让全国百姓实际占有了原来“王有”的土地,不久之后便演变成了农民和官员们都可以自由地买卖田地,所以秦国的商鞅变法最终便利了私有土地的发展。 [52]

秦始皇废除分封制以后,建立了一套自中央到地方的郡县制和官僚制。初分全国为36郡, [53]  以后随着土地的扩大增至46郡,定咸阳(陕西咸阳市秦都区)为首都。中央政府最高的官僚是丞相、御史大夫太尉,亦称“三公”。地方郡的长官为守,县的长官为令。郡县制初步打破了血缘关系的宗法制,封建制官僚制则代替了贵族的世袭制

为了巩固政权,秦始皇还实行了一系列的政策,主要是:统一货币和度量衡;统一文字;修筑长城驰道直道;强迫迁徙六国富民和平民。秦统一六国以后,为了防止六国贵族依持宗族“死灰复燃”,强迫他们迁徒到咸阳,要他们看护皇陵,或者迁徙于西南边远地区,一些平民也同时被迫迁徙,叫做“迁虏”,做开矿、开盐井等苦役。始皇帝三十二年(前215年),秦将蒙恬夺九原河南,设置34县,建立九原郡(治所在内蒙古包头市西北)。

统一六国后,商鞅变法时极力反对的各方面的学派、人才都纷纷来到秦国服务,可能秦始皇采用了“秦国特色的商鞅变法”,造成秦帝国各种迷信盛行。其中黄老道家阴阳家,他们综合、道诸家的学说,提出所谓“五德终始说”,尤其得到始皇的信任,始皇于是认为秦是水德,是火德,水能克火,因此秦得天下。 [54]

巡游求仙

从齐燕来的儒生方士们把儒家的“封禅”也作了改头换面的修改了一遍,盛传自古帝王莫不举行封禅典礼。始皇帝二十七年(前219年)至始皇帝三十二年(前215年),秦始皇连续到东方沿海,江淮流域以及北边等地巡游,所到之处,无不刻石颂其功德。

到了统治后期,秦始皇迷恋长生不死之术,笃信命数。又说海上有蓬莱方丈瀛洲三岛,是神仙居住的地方,有“不死之药”,服后便可“长生不老”。秦始皇想成为“长生不老”的神仙。有些怪迂苟合之徒,如卢生韩终徐福侯生,都投奔秦朝。

卢生劝说秦始皇道:“我们寻找

秦刻石

秦刻石

灵芝、奇药和仙人一直找不到,一定是有什么东西与它们相克。我们建议您要不时秘密出行,来驱逐恶鬼。恶鬼避开了,神仙真人才会来到。您居住的地方如果让臣子们知道,就会妨害与神仙交往,希望您所住的宫室不要让别人知道。这样,不死之药或许能够得到。”秦始皇就对外宣称说:“我慕神仙真人,我自己就叫‘真人’,不再称‘朕’了。” [55]  他还下令咸阳附近二百里内的二百七十座宫观都用天桥、甬道相互连接起来,把帷帐、钟鼓和美人都安置在里边,全部按照所登记的位置不得移动。皇帝所到的地方,如果有人说出去,就判死罪。 [56]

徐福等人入海寻找仙药,花费了很多时间和钱财也没找到。他害怕遭受责罚,就欺骗秦始皇说:称海中有三神山。但我们时常被大鲨鱼困扰,所以无法到达。希望皇上派善射之人一起前往,遇到大鲨鱼就用连发的弓弩射它。”恰巧秦始皇做梦与海神交战,海神的形状与人形相似。占梦的博士说:“水神本来是看不到的,他用大鱼蛟龙做侦探。现在皇上的祭祀周到而恭敬,却出现这种恶神,只有把它除掉才能找到真正的善神。”于是秦始皇命令入海的人携带捕大鱼的工具,亲自带着弓弩去射杀了一条大鱼。 [57-58]  秦始皇派他带领三千童男童女,乘楼船入海求仙山,后不知所终,或许是遇海难,或许是漂到某海岛定居,后者可能性更大,民间传说是到日本去了。 [59]

焚书坑儒

               始皇帝三十二年(前215年),秦始皇又使燕人卢生

焚书坑儒

焚书坑儒

求羡门、高誓等仙人踪迹,后来又使韩佟、侯公石生求仙人不死之药。 [60]  对于秦始皇这种行为,也有儒生表示劝谏的,博士齐人淳于越建议始皇仍实行分封宗室子弟为诸侯的政策,始皇交给臣下讨论。丞相李斯反对。李斯的奏议促成了秦始皇帝下令焚书禁书,规定史书非秦纪皆烧之;非博士官所职,天下敢有藏《》、《》、百家《》者,悉诣守、尉杂烧之;有敢偶语《诗》、《书》者,弃市;以古非今者,族。吏见知不举者与同罪。令下三十日不烧,黥为城旦。准保存者,医药卜筮种树之书。若愿学法令,则以吏为师。

始皇心里已感到受骗,于是命令御史案问诸生,互相揭发牵连四百六十余人,始皇下令把他们都在咸阳活埋。有人认为《史记》记载秦始皇坑杀的乃是术士 [61]  并不是儒生,但根据《史记·秦始皇本纪》记载秦始皇坑杀的人“皆诵法孔子”。 [62]

病逝沙丘

始皇帝三十七年(前210年),秦始皇死于他第五次东

秦始皇墓

秦始皇墓

巡途中的沙丘宫(今邢台广宗)。 [8]  秦始皇死后,赵高采取了说服胡亥威胁李斯的手法,二人在沙丘宫经过一番密谋,假造秦始皇发布诏书,由胡亥继承皇位,还以秦始皇的名义指责扶苏为子不孝、蒙恬为臣不忠,让他们自杀,不得违抗。在得到扶苏自杀的确切消息后,胡亥赵高李斯这才命令车队日夜兼程,迅速返回咸阳。

为了继续欺骗臣民,车队不敢捷径回咸阳,而是摆出继续出巡的架势,绕道回咸阳。由于暑天高温,秦始皇的尸体已经腐烂发臭。为遮人耳目,胡亥一行命人买了许多鲍鱼装在车上,鲍鱼的味道掩盖了尸体的腐臭味,迷惑了大家。 [63]

回到咸阳后,胡亥继位,是为秦二世,赵高任郎中令,李斯依旧做丞相,但是朝廷的大权实际上落到了赵高手中。赵高阴谋得逞以后,开始对身边的人下毒手。他布下陷阱,把李斯逐步逼上死路,李斯发觉赵高阴谋后,就上书告发赵高。秦二世胡亥不仅偏袒赵高,并且将李斯治罪,最后将李斯腰斩于咸阳。赵高升任丞相,由于他可以出入宫禁,特称“中丞相”。

司马迁《史记·秦始皇本纪》 [64-65]  、《史记·吕不韦列传 [66-67]  、《史记·李斯列传 [68-69]  等;《赵正书》(参见《北京大学藏西汉竹书》) [70]  有记载。

为政举措

政治

首称皇帝

秦始皇画像(2张)

秦始皇画像(2张)

秦始皇之前的各国诸侯都被称为“君”或“王”。战国后期,秦国与齐国曾一度称“帝”,不过这一称号在当时并不同行。一统天下的秦始皇,以为这些称号都不足显示自己的尊崇,于是下令大臣议称号。 [71]  经过一番议论,丞相王绾、御史大夫冯劫、廷尉李斯等人认为,秦王政“兴义兵,诛残贼,平定天下”,功绩“自上古以来未尝有,五帝所不及”。他们援引传统的尊称,说“古有天皇,有地皇,有泰皇,泰皇最贵”,建议秦王政采用“泰皇”头衔。 [72]  然而,秦始皇对此并不满意。他只采用一个“皇”字,因有“三皇五帝”而在其下加一“帝”字,创造出“皇帝”称号。 [7]  从此以后,“皇帝”就成为中国封建社会最高统治者的称谓。为了使皇帝的地位神圣化,秦始皇又采取了一系列“尊君”的措施:

首先取消谥法。谥法起于周初,是在君王死后,依其生平事迹,给予带有评价性质的称号。但秦始皇认为,像这样“子议父,臣议君”,太不像话,更没意义。他宣布废除谥法,不准后代臣子评价自己。 [73]

其次天子自称曰“”。“朕”字的意义与“我”相同,以前一般人也可以使用,但秦始皇限定只有皇帝才能自称为“朕”。皇帝的命令叫作“”或“”(命曰制,令曰诏,盖二者效令不同也)。 [74]

第三,文字中不准提及皇帝的名字,要避讳。文件上逢“皇帝”“始皇帝”等字句时,都要另起一行顶格书写。

最后,只限皇帝使用的、以玉质雕刻的大印才能称为“”。

秦始车马皇铜

秦始车马皇铜

中央集权

秦始皇建立了中央集权制度和政权机构。中央设丞相太尉御史大夫。丞相有左右二员,是百官之首,掌政事。太尉掌军事,不常置。御史大夫是丞相的副贰,掌监察百官。

丞相、太尉、御史大夫以下,是分掌具体政务的诸卿,其中有掌宫殿掖门户的郎中令,掌宫门卫屯兵的卫尉,掌京畿警卫的中尉,掌刑辟的廷尉,掌谷货治粟内史,掌山海池泽之税和官府手工业制造以供应皇室的少府,掌治宫室的将作少府,掌国内民族事务和外事的典客,掌宗庙礼仪的奉常,掌皇室属籍的宗正,掌舆马太仆等。丞相、太尉、御史大夫与诸卿议论政务,皇帝作裁决。

在此之外,秦代还有一些比较重要的官职,比如博士—“掌通古今”,即通晓古今史以备皇帝咨询,同时负责图书收藏;典属国——与典客一样主管少数民族事务,不同的是典客掌管与秦友好的少数民族的交往,而典属国则负责已投降秦朝的少数民族;詹事——管理皇后和太子的事务。秦王朝建立的这套中央集权机构的政权机构,以后一直被历代王朝所仿效。

地方机构

秦始皇灭六国后,采纳李斯的建议,废除分封制,改行郡县制。地方行政机构分郡、县两级。郡县主要官吏由中央任免。郡设、尉、监御史)。郡守掌治其郡。郡尉辅佐郡守,并典兵事。郡监掌监察事宜。秦始皇把全国分成三十六郡,以后又陆续增设至四十一郡。

县,万户以上者设令(县令),万户以下者设长(县长)。县令、县长领有县丞县尉及其他属员。县令、县长主要管政务,县尉掌握军事,县丞掌管司法。县以下设乡,其主要职能有四:1.摊派徭役;2.征收田赋;3.查证本乡被告案情;4.参与对国家仓库粮食的保管工作。

乡设三老掌教化,啬夫诉讼赋税游徼掌治安。乡下设里,是最基层的行政单位。里有里典,后代称里正里魁,以“豪帅”即强有力者为之。里中设置严密的什伍户籍组织,以便支派差役,收纳赋税。并规定互相监督告奸,一人犯罪,邻里连坐。此外还有掌管治安、盗贼的专门机构,叫做,亭设亭长。亭除了主要管理治安,还负责接待往来的官吏,掌管为政府输送、采购、传递(文书)等事。

军事

   统一六国

秦阳陵虎符

秦阳陵虎符

韩国的实力在六国中最弱,但地理位置却是秦国统一道路的最大障碍,秦始皇首选的攻击目标为韩国。始皇帝十六年(前231年),韩国南阳郡“假守”(即代理郡守)内史腾,向秦献出他所管辖的属地。内史腾被秦王政任命为内史,后又派他率军进攻韩国。 [39]  内史腾于始皇帝十七年(前230年)俘获韩王安,韩国灭亡。 [40]

始皇帝十八年(前229年),秦始皇派王翦领兵攻赵。赵国派李牧司马尚率兵抵御。王翦用重金收买了赵王的宠臣郭开,要他散布李牧、司马尚企图谋反的流言。赵王轻信谣言,派赵葱颜聚替代李牧,此后李牧被杀害。秦王政十九年(前228年),秦军攻破邯郸。 [41]  不久,出逃的赵王迁被迫降秦,赵国实际上灭亡了。 [42]  但是公子嘉却带着一伙人逃到代郡(河北蔚县),自立为王。 [43]  后秦军在始皇帝二十五年(前222年)灭燕国之后将其俘虏。

始皇帝二十二年(前225年),秦始皇派出年轻将领王贲,率军围攻魏都大梁(河南开封)。由于大梁城防经过多年修建,异常坚固,秦军强攻不下。王贲想出了水攻的办法。秦军大批士卒被安排去挖掘渠道,将黄河鸿沟的水引来,灌注到大梁。三个月后,大梁的城墙壁垒全被浸坍,魏王假只得投降。魏国灭亡了。 [46]

始皇帝二十四年(前223年)秦军攻占楚都寿春(安徽寿县),俘虏了楚王负刍,楚国灭亡。始皇帝二十五年(前222年),刚在南方灭楚的大军,又乘胜降服了越君,设置会稽郡。于是,长江流域全部并入秦的版图 [49]

始皇帝二十一年(前226年),秦军攻下燕都蓟(北京市),燕王喜与太子丹逃亡辽东郡。秦将李信率领秦军数千人,穷追太子丹至衍水。太子丹因潜伏于水中幸免于难。后来,燕王喜经过权衡利害关系,派人将太子丹杀掉,将其首级献给秦国,想以此求得休战,保住燕国不亡。燕王喜逃到辽东以后,秦军主力就调往南线进攻楚国。始皇帝二十五年(前222年),王贲奉命攻伐燕国在辽东的残余势力,俘获燕王喜,燕国彻底灭亡。 [45]

始皇帝二十六年(前221年),秦始皇命令王贲挥戈南下,攻打东方六国中的齐国 [75]  王贲南下伐齐,几乎就没有遇到过什么抵抗。王贲率军长驱直入,来到临淄,齐王建与后胜马上向秦投降。 [51]  齐国灭亡。

南征百越

始皇帝二十六年(前221年),秦始皇完成了统一中原的大业之后,经过一系列的准备,始皇帝二十九年(前218年),命大将屠睢赵佗率50万大军,发动了征服岭南越族的战争。秦军兵分五路,经广西北部的越城岭、湖南南部的九嶷山以及江西南康和余干等地,向两广地区的越族进军。其中,攻占番禺的这支秦军最为迅速。他们经九嶷要塞,顺北江而下,直达珠江三角洲地区,并占领了番禺。战争前后相持达三年之久。

始皇帝三十三年(前214年),秦始皇命任嚣和赵佗再次进攻百越各部族。秦军势如破竹,很快击溃了今广西等地的西瓯族和今越南中、北部的雒越族的反抗,整个岭南地区从此划入了秦朝的版图。

为了保持岭南的稳定,秦始皇命进军岭南的将士留守当地“屯戍”。另外,还从中原向岭南地区大批移民。留守的将士和移民,除少数与中原移民女子结婚外,其余多娶越女为妻。秦平岭南的战争是秦始皇统一中国战争的重要组成部分,它在历史上第一次正式将岭南纳入了中国的版图,使越族正式成为中华民族大家庭的一员。对促进汉越民族的融合及岭南社会政治、经济和文化的发展都起着不可忽视的作用。

北击匈奴

战国时期中原各国忙于征战,无暇北顾,匈奴经常袭掠与其接壤的秦、赵、燕三国北部边地。为解除匈奴对秦的威胁,秦始皇命蒙恬率30万大军北击匈奴。

始皇帝三十三年(前214年)春,蒙恬统主力军从上郡(郡治肤施,今陕西榆林市南)北出长城攻其东;杨翁子率偏师由肖关(宁夏固原东南)出长城攻其西。匈奴败逃。秦遂取河南地(内蒙古乌加河以南及伊克昭盟地)。沿河置44县,移民垦守。因匈奴不断来攻,次年秋,秦始皇复命蒙恬军又北渡黄河,取高阙(内蒙古狼山中部计兰山口),攻占阳山(内蒙古乌加河北的狼山、阴山)、北假(乌加河以南夹山带河地区)。匈奴不敌,向北迁徙。为巩固河南地区,秦置九原郡(郡治九原,内蒙古包头市西北)。这场反击战,解除了匈奴贵族的侵扰与破坏,“悉收河南地”,使今河套内外,大河南北的广大地区,在一个相当长的时间内摆脱了兵祸的灾难。

开发北疆

北伐匈奴的同时,朝廷又徙去大批刑徒,“实之初县”。始皇帝三十五年(前212年),进一步增加了徙边的人数。除谪徙刑徒外,还鼓励一般民众移居边地。如始皇帝三十六年(前211年),一次就从内地徙民三万家至北河、榆中定居,凡是去了的,均“拜爵一级”。这些迁去的民众与刑徒,一面屯垦,一面戍边,对于开发北方边地,充实武备,发挥了重要作用。

开拓西南

秦始皇为开拓西南,由于西南各族人民和内地有着长期的交往,决定打通西南。派常頞通西南夷。常頞以其交通受阻,乃发众开凿了一条从今四川宜宾通往云南滇池一带的栈道,因“其处险阨”,“道广才五尺”,故名五尺道。栈道开通后,大秦的势力直接抵达且兰夜郎邛都昆明等地,并在这里设官“置吏”,建立了行政机构。与此同时,秦又经蜀郡,加强了与邛都、筰、冉者的联系,并使之纳入了郡县制的行政系统。 [76]  从此,西南少数民族地区不仅密切了与内地的关系,而且成为了统一多民族国家的一部分。此外,秦始皇还开了通往西南的五尺道,大致自今四川宜宾至云南曲靖一线,控制了当地的部族国家,将政治势力伸入了云贵高原。 [77]

灵渠

灵渠

修筑长城

秦长城(5张)

 秦长城(5张)

秦灭六国之后,即开始北筑长城。当时中原刚统一,各地原来的贵族势力还很强,若不保持中央各地之间的交通和联系,国家随时会处于再次分裂的局面,所以必须尽快改善中央到各地及其他各郡、县之间的交通和联系,因此须尽快建设道路。

由于多年的战争,原各国的农业设施受到相当大的破坏,或因战争而年久失修;在统一后必须尽快恢复农业生产;因此花相当大的人力来疏通河道,修复水渠,对水路交通和农业灌溉都有利,是很有必要的。

修建长城,是为了保护北部边境人民的生命财产的安全,其目的也是为了减少人民的负担;由于匈奴是游牧民族,其骑兵活动范围很大,没有长城的话,要很多军队来防守,这会给人民增加很大的负担。万里长城不是他开创的,他只是把原来秦国,赵国和燕国北边原有的长城连接起来。

经济

度同制

战国时期,各国的度量衡制度货币制度很不

货币(3张)

货币(3张)

 一致。秦统一后,规定货币分金和铜两种:黄金称上币,以镒(秦制20两为镒)为单位;铜钱称下币,统一为圆形方孔,以半两为单位。金币主要供皇帝赏赐,铜币才是主要的流通媒介。

秦始皇以原秦国的度、为单位标准,淘汰与此不合的制度。秦廷在原商鞅颁布的标准器上再加刻诏书铭文,或另行制作相同的标准器刻上铭文,发到全国。与标准器不同的度、量、衡一律禁止使用。在田制上,秦王朝规定6步(合今230厘米)为尺,240步为一亩。这一亩制以后沿用千年而不变。

改币制

秦始皇采取了两种统一货币的主要途径:一是由国家统一铸币,严惩私人铸币,将货币的制造权掌握在国家手中。二是统一通行两种货币,即上币黄金和下币铜钱。改黄金以“”为单位,一镒为二十两。铜钱以“半两”为单位,并明确铸金币明“半两”二字。铜钱造型为圆形方孔,俗称“秦半两”。原来六国通行的珠玉、龟贝、银锡等不得再充当货币,及至秦,中一国之币为二等;黄金以镒名,为上币;铜钱识曰半两,重如其文,为下币。而珠玉、龟贝、银锡之属为器饰宝藏,不为币。 [78]

整交通

从前222年开始,秦始皇开始旬邑秦直道标志碑

旬邑秦直道标志碑

大幅修筑以国都咸阳为中心,向四面八方延伸出去的驰道,类似现代的高速公路。驰道并实行“车同轨”,均宽五十步。驰道的作用有数项,一说是使交通方便,以利管理六国旧地,一说主要目的为方便北方战争前线的补给,还有一说是方便始皇出巡时能畅通无阻。除秦直道秦栈道外大多在秦故地与六国旧道以及在秦征伐六国时修建的道路上基础上拓建而成。著名的驰道包括:上郡道、临晋道、东方道、武关道、秦栈道、西方道及秦直道。

秦始皇在扫灭六国后,为方便运送征讨岭南所需的军队和物资,于是命史禄开凿河渠以沟通长江水系湘江珠江水系漓江。运河在最终在秦始皇二十年至二十三年(前219年-前215年)修成。灵渠是世界上最古老的运河之一,它自贯通后,二千多年来就一直是岭南与中原地区之间的水路交通要道。因此,此项工程在始全国重点文物保护单位之一。

民族

秦始皇统一六国以前,注意到对西南、东南和西北地区少数民族的统治,从而加强了以华夏民族为主的多民族的统一国家的政治关系和文化关系。在统一以后,就在西南少数民族地区置吏,使之成为秦国的一个组成部分。秦灭楚后,就进一步统一东南越族地区,于东瓯闽越之地建立了闽中郡(在今福建福州市)。

随后秦始皇命令屠睢统率50万大军分五路南下,深入今湖南、广东和江西境内。同时发配负债的贫民、赘婿、贾人支援战争,终于统一了南越和西瓯地区,建置了南海郡桂林郡象郡。从此这些地区就成为秦国的疆域。战国后期从西到北有一支强大的游牧部落——匈奴勃然兴起,活动在阴山之北的头曼城(今内蒙古五原东北的阴山北麓),其酋长头曼单于经常利用行动迅速的骑兵深入中原掠夺粮食、人口,焚烧村舍。赵武灵王因此采取防御措施,移民开垦。但是仍不能阻止匈奴的南下,九原河南(指黄河以南)一带为其所占有。始皇帝二十六年(前221年),迁3万户到河北榆中垦殖,同时在原来秦、赵、燕的北边长城基础上,建成长达5000里的长城。

秦长城遗址

秦长城遗址

文化

殷商以降,文字逐渐普及。作为官方文字的金文,形制比较一致。但是春秋战国时期的兵器、陶文帛书、简书等民间文字,则存在着区域中的差异。这种状况妨碍了各地经济、文化的交流,也影响了中央政府政策法令的有效推行。于是,秦统一中原后,秦始皇下令李斯等人进行文字的整理、统一工作。 [79]

小篆(10张)

小篆(10张)

李斯以战国时候秦人通用的大篆为基础,吸取齐鲁等地通行的蝌蚪文笔划简省的优点,创造出一种形体匀圆齐整、笔划简略的新文字,称为“秦篆”,又称“小篆”,作为官方规范文字,同时废除其他异体字。此外,一位叫程邈的衙吏因犯罪被关进云阳的监狱,在坐牢的10年时间里,他对当时字体的演变中已出现的一种变化(后世称为“隶变”),进行总结。此举受到秦始皇的赏识,遂将他释放,还提升为御史,命其“定书”,制定出一种新字体,这便是“隶书”。隶书打破了古体汉字的传统,奠定了楷书的基础,提高了书写效率。 [79]

秦始皇下令统一和简化文字,是对中国古代文字发展、演变做了一次总结,也是一次大的文字改革,他对中国文化的发展起了重要作用。 [79]

社会

行同伦

“行同伦”就是端正风俗,建立起统一的伦理道德和行为规范。秦朝也给予相当的重视。比如秦始皇二十八年(前219年),秦始皇来到泰山下。这里原是齐国故地,号称“礼仪之邦”。秦始皇就令人在泰山所刻的石上记下男女之间界限分明,以礼相待,女治内,男治外,各尽其责,从而给后代树立好的榜样,予以表彰。 [80]  而始皇三十七年(公元前210年)在会稽刻石上留的铭文,则对当地盛行的淫泆之风,大加鞭笞,以杀奸夫无罪的条文来矫正吴越地区男女之大防不严的习俗。 [81]

车同轨

战国时期,各国车辆形制不一。秦始皇统一全国后,定车宽以六尺为制,一车可通行全国。

人物评价

尉缭:秦王为人,蜂准,长目,挚鸟膺,豺声,少恩而虎狼心,居约易出人下,得志亦轻食人。我布衣,然见我常身自下我。诚使秦王得志于天下,天下皆为虏矣。不可与久游。

卢生:始皇为人,天性刚戾自用,起诸侯,并天下,意得欲从,以为自古莫及己。

贾谊:①仁义不施而攻守之势异也。②秦王怀贪鄙之心,行自奋之志,不信功臣,不亲士民,废王道而立私爱,焚文书而酷刑法,先诈力而后仁义,以暴虐为天下始。 [64]

主父偃:①秦皇帝任战胜之威,蚕食天下,并吞战国,海内为一,功齐三代。②务胜不休,欲攻匈奴,······男子疾耕不足於粮饟,女子纺绩不足於帷幕。百姓靡敝,孤寡老弱不能相养,道路死者相望,盖天下始畔秦也。 [82-83]

伍被:秦绝圣人之道,杀术士,燔《诗》《书》,弃礼义,尚诈力,任刑罚,转负海之粟致之西河。······於是百姓离心瓦解,欲为乱者十家而七。 [84]

严安:秦王蚕食天下,并吞战国,称号皇帝。一海内之政,坏诸侯之城。销其兵,铸以为钟虡,示不复用。元元黎民,得免于战国,逢明天子,人人自以为更生。乡使秦缓刑罚,薄赋敛,省徭役;贵仁义,贱权利;上笃厚,下佞巧;变风易俗,化于海内;则世世必安矣 。当是时,秦祸北构于胡,南挂于越,宿兵于无用之地,进而不得退。行十余年,丁男被甲,丁女转输,苦不聊生,自经于道树,死者相望。及秦皇帝崩,天下大畔。 [83]

司马迁:①自缪公以来,稍蚕食诸侯,竞成始皇。始皇自以为功过五帝,地广三王,而羞与之侔。善哉乎贾生推言之也! [64]  [85]  ②明法度,定律令,皆以始皇起。 [68]  ③始皇既立,并兼六国,销锋铸鐻,维偃干革,尊号称帝,矜武任力。 [86]

盐铁会议”中文学:弃仁义而尚刑罚,以为今时不师于文而决于武。赵高治狱于内,蒙恬用兵于外,百姓愁苦,同心而患秦。 [87]

班彪:汉承秦制,改立郡县,主有专已之威,臣无百年之柄。 [88]

班固:①周历已移,仁不代母。秦直其位,吕政残虐。然以诸侯十三,并兼天下,极情纵欲,养育宗亲。三十七年,兵无所不加,制作政令,施於後王。盖得圣人之威,河神授图,据狼、狐,蹈参、伐,佐政驱除,距之称始皇。 [64]  ②至于秦始皇,兼吞战国,遂毁先王之法,灭礼谊之官,专任刑罚,躬操文墨,昼断狱,夜理书,自程决事日县石之一。而奸邪并生,赭衣塞路,囹圄成市,天下愁怨,溃而叛之。 [89]

王朗:无德之君,不应见祀。 [90]

李世民:近代平一天下,拓定边方者,惟秦皇、汉武。始皇暴虐,至子而亡。汉武骄奢,国祚几绝。 [91]

李白:秦王扫六合,虎视何雄哉!挥剑决浮云,诸侯尽西来。

柳宗元在名著《封建论》:秦始皇废除分封制、建立郡县制,符合了历史发展的客观必然趋势,所谓“秦之所以革之者,其为制,公之大者也;公天下之端自秦始。非圣人意也,势也。”

张居正:三代至秦,混沌之再辟者也,其创制立法,至今守之以为利,史称其“得圣人之威“周王道穷也,其势必变而为秦,举前代之文制,一切铲除之,而独持之以法。西汉之治,简严近古,实赖秦之驱除也。惜乎扶苏仁懦,胡亥稚蒙,奸宄内发,六国余孽尚存。因天下之怨,而以秦为招,再传而蹙,此始皇之不幸也。

李贽:始皇帝,自是千古一帝也。始皇出世,李斯相之。天崩地坼,掀翻一个世界。是圣是魔,未可轻议。祖龙是千古英雄挣得一个天下。

章太炎在1913年撰写的《秦政记》也赞扬秦始皇,说:“虽四三皇、六五帝,曾不足比隆也。”

夏曾佑:“有为汉一朝之皇帝者,高祖是也;有为中国二十四朝之皇帝者,秦皇、汉武是也。”

柳翼谋《中国文化史》:“始皇时代之法制,实具伟大之精神,以一政府而统制方数千里之中国,是固国家形式之进化,抑亦其时思想之进化也。”“盖秦政称皇帝之年,实前此二千数百年之结局,亦为后此二千数百年之起点,不可谓非历史一大关键。惟秦虽有经营统一之功,而未能尽行其规划一统之策。凡秦之政,皆待汉行之。秦人启其端,汉人竟其绪。”

吕思勉:秦始皇,向来都说他是暴君,把他的好处一笔抹杀了,其实这是冤枉的。他的政治实在是抱有一种伟大的理想的。 [92]  秦始皇的政策虽好,行之却似过于急进。北筑长城,南收两越,除当时的征战外,还要发兵戍守;既然有兵戍守,就得运粮饷去供给;这样,人民业已不堪赋役的负担。他还沿著战国以前的旧习惯,虐民以自奉。 [92]  秦人致败之由,在严酷,尤在其淫侈。用法刻深,拓上不量民力,皆可诿为施政之误,淫侈则不可恕矣。 [93]

翦伯赞:“在我看来,秦始皇是中国封建统治阶级中的一个杰出的人物。我说秦始皇是中国封建统治阶级中的一个杰出的人物,不是因为他是一个王朝的创立者,而是因为他不自觉地顺应了中国历史发展的倾向,充当了中国新兴地主阶级开辟道路的先锋,在中国历史上,消灭了封建领主制,开创了一个中央集权的封建专制主义的新的历史时代。“

鲁迅:德国的希特勒先生们一烧书,中国和日本的论者们都比之于秦始皇。秦始皇实在冤枉得很,他的吃亏是在二世而亡,一班帮闲们都替新主子去讲他的坏话了。不错,秦始皇烧过书,烧书是为了统一思想。但他没有烧掉农书和医书;他收罗许多别国的“客卿”,并不专重“秦的思想”,倒是博采各种的思想的……但是结果往往和英雄们的豫算不同。始皇想皇帝传至万世,而偏偏二世而亡,赦免了农书和医书,而秦以前的这一类书,现却偏偏一部也不剩。 [94]

陈登原《国史旧闻》:“始皇刚毅戾深,乐以刑杀为威,专任狱吏而亲幸之,海内愁困无聊”

梁启超《战国载记》:“秦始皇宁为中国之雄,求诸世界,见亦罕矣。其武功焜耀众所共知不必论,其政治所设施,多有皋牢百代之概。”并认为秦始皇在武功上和创建制度的规模上都不失为盖世之雄主,而其失败在于奢侈、专制、忌刻。汉代所撰成的史籍多叙述秦始皇的淫侈和暴虐,读史者对此应有清醒的认识,不应被前人有所偏执的记载所左右,需要以客观的态度作公允的评价。

黄仁宇:“秦始皇的残酷无道达到离奇之境界,如何可以不受谴责?可是他统一中国的工作,用这样长远的眼光设计,又用这样精到的手腕完成,又何能不加仰慕?” [95]

毛泽东

  1. 秦始皇是个厚今薄古的专家。[96]
  2. 章士钊讲:你们讲共产党等于秦始皇,不对,超过一百倍。[96]
  3. “要马克思与秦始皇结合起来,民主与集中结合起来。”
  4. “殷纣王(通常称之为暴君)精通文学和军事,秦始皇和曹操全都被看作坏人,这是不正确的。”
  5. 秦始皇不是被骂了2000年嘛,现在又恢复名誉。[97]
  6. 孔孟唯心主义荀子唯物主义,是儒家的左派。孔子代表奴隶主、贵族。荀子代表地主阶级。又说:在中国历史上,真正做了点事的是秦始皇,孔子只说空话。几千年来,形式上是孔夫子,实际上是按秦始皇办事。秦始皇用李斯,李斯是法家,是荀子的学生。
  7. 孔夫子有些好处,但也不是很好的。我们应该讲句公道话。秦始皇比孔子伟大的多。孔夫子是讲空话的。秦始皇是第一个把中国统一起来的人物。不但政治上统一了中国,而且统一了中国的文字、中国各种制度,如度量衡,有些制度后来一直沿用下来。中国过去的封建君主还没有第二个超过他的,可是被人骂了几千年,骂他就是两条:杀了460个知识分子;烧了一些书。[98]
  8. 劝君少骂秦始皇,焚坑事业要商量。祖龙魂死秦犹在,孔学名高实秕糠。百代都行秦政法,《十批》不是好文章。熟读唐人《封建论》,莫从子厚返文王[99]
  9. 秦始皇是中国封建社会的第一个有名的皇帝,我也是秦始皇,林彪骂我是秦始皇,中国历来分两派,一派讲秦始皇好,一派讲秦始皇坏。我赞成秦始皇,不赞成孔夫子。因为秦始皇是第一个统一中国、统一文字,修筑宽广的道路,不搞国中之国,而用集权制,由中央政府派人去各地方,几年一换,不用世袭制度。[100]
  10. 秦皇汉武,略输文采。

斯塔夫里阿诺斯:从后来的历史看,当时的这些改革不管其理由多么充分,却侵害了许多既得利益集团,引起了激烈的反对。正是这种普遍的憎恶,加上秦王朝缺乏能干的继承人,说明了民众奋起造反和公元前207年、也就是始皇帝去世才四年时秦王朝覆灭的原因。不过,秦的统治虽然如此短命,却给中国留下了深刻且持久的印记。中国已由分封制的国家改变为中央集权制的帝国,并一直存在到20世纪。 [101]

亲属成员

父母

父亲:嬴子楚,秦庄襄王

母亲:赵姬

兄弟

长安君成蟜 [31]  另外,嫪毐曾与始皇生母私通,生有二子,皆被杀死。 [27] [35]

子女

秦始皇有二十余子。 [102]  少子胡亥继位,即秦二世,其对秦始皇其他子女展开清洗。除长公子扶苏被赐死于军中外, [103-104]  据《史记·秦始皇本纪》,公子将闾兄弟三人,被迫拔剑自杀,另有六名公子被戮死于杜县。 [105]  而据《史记·李斯传》,有十二名公子在咸阳市中受戮;公子高则在胡亥清洗兄弟时自请为秦始皇殉葬,获准; [106]  [107]  另有十名公主,被害于杜县。 [106]  不过,以上尚非秦始皇的全部子女。 [108]

另外,1977年,后临潼上焦村秦墓发掘时,曾有铜印章“荣禄”和“阴嫚”出土,一说与秦始皇子女有关, [109-110]  另说实与之无关, [108]  还有观点称“阴嫚”可能为秦始皇之妃。 [111]

轶事典故

荆轲刺秦

参见:荆轲刺秦图穷匕见

荆轲刺秦王

荆轲刺秦王

金人玉玺

秦始皇统一六国后为防止人民反抗而尽收天下之兵器,铸成之十二个大铜人像,即十二金人。据传是秦始皇用来防止金属流通,收集天下金属所铸,也有传说是秦皇用大禹九鼎所铸。 [112]

此外,秦始皇还刻“传国玉玺”,一说取材于“和氏璧”。据传,始皇二十八年(前219),秦始皇乘龙舟过洞庭湖,风浪骤起,龙舟将倾,秦始皇慌忙将传国玉玺抛入湖中,祈求神灵镇浪。玉玺由此失落。而八年后,华阴平舒道有人又将此传国玺奉上。

结识外星人

据《拾遗记》称,秦始皇时期与天外之民有过接触,从他们那里学来了铬金属镀到青铜剑上的铸造技术。 [113-114]

跑马修金堤

参见:秦始皇跑马修金堤

封禅泰山

参见:秦始皇封禅泰山泰山封禅

大怒湘君

有一次秦始皇出巡时,在湘山祠遇到大风,几乎不能渡河。秦始皇问博士(当时的一种官职)说:“湘君是什么神?”博士回答说:“听说是尧的女儿,舜的妻子,埋葬在这里。”秦始皇对这个湘君非常生气,认为是在故意与他作对,就派人把湘山上的树全部砍光。因为当地是红土,湘山也变成了红色的秃山。 [58]

荧惑守心

荧惑守心指的是一种天文现象,“荧惑”是指火星,由于火星荧荧似火,行踪捉摸不定,因此古代称它为“荧惑”。但火星被认为是战争、死亡的代表。秦始皇三十六年(前211年)时期,就出现了,史书记载有颗陨星坠落在东郡,落地后变为石块,老百姓有人在那块石头上刻了“始皇帝死而土地分。”始皇听说了,就派御史前去挨家查问,没有人认罪,于是把居住在那块石头周围的人全部抓来杀了,焚毁了那块陨石。 [115]

今年祖龙死

秦始皇三十六年(前211年)深秋的一天,秦始皇还在迅游,前面忽然出现一个陌生人,拦住马车。这人手里拿了一块玉璧,不声不响地塞给使者。使者狐疑接过,未及开口,对方就抢先说了一句话:“今年祖龙死”!掷地有声。使者吓得够戗。“今年祖龙死。”祖,就是始祖,人之先;龙,君之象。意思是说今年秦始皇要死。陌生人撂下这句石头般冷硬的话,掉脸儿飞快走掉,使者回过神再想找,人早已不知去向。 [116-117]

阿房宫

“阿房、阿房,亡始皇。”这押韵的流行小调,流传于秦始皇二十六年(前221年)。当时,百姓民夫修筑阿房宫,负担沉重。这条口号无疑是民众的心声。 [117]

亡秦者胡

秦始皇让卢生四处求访神仙,他从海外带回图书,说“亡秦者胡也”。秦始皇以为“胡”是胡人,派三十万人北去击匈奴。却没想到的是秦朝在他儿子胡亥手里灭亡的。 [118]

身世之谜

秦始皇的身世,史书记载含糊不清,《史记·秦始皇本纪》载“秦始皇帝者,秦庄襄王子也”,母为吕不韦的姬妾。 [65]  《史记·吕不韦列传》则称始皇生母嫁给异人时,已经怀有身孕,至大期(怀孕十二个月 [66]  )而生下了他, [67]  有人据此认为始皇是吕不韦之子。

死亡之谜

秦始皇之死,留下了不少疑点,例如:

死亡时间:《始皇本纪》记载秦始皇驾崩于三十七年七月丙寅, [65]  但在周家台秦墓出土的历谱中,该年七月并没有丙寅日。日本学者鹤间和幸认为此“七月丙寅”应当看成是八月丙寅(二十一日)之误。 [119]  中国学者辛德勇则认为,更有可能是月份无误而日期有误。 [120]

死亡地点:《史记》记载始皇崩于沙丘,《赵正书》则记载始皇病重时已经到达柏人(在沙丘以西)。 [119]

遗命内容:《史记》记载始皇遗诏令扶苏返回,实际上是以扶苏为继承人,但未及发出即崩,赵高等趁机伪造了赐死扶苏、以胡亥继位的诏令; [65]  [69]  《赵正书》则载始皇召李斯等议事,同意了他们以胡亥继位的意见。 [119]

就《史记》和《赵正书》的内容差异而言,从成书时间上看,《史记》作者司马迁未必不曾见过《赵正书》或所谓始皇以胡亥为继承人的说法,但这种说法被排除在《史记》的叙事之外。对于后人来说,进一步的探究尚缺乏更多的线索。 [119]

功过是非

秦朝在统一后不久就频繁的大兴土木,尽管其中一部分工程如长城灵渠是利国利民的,但生产力仍遭到极大破坏,秦始皇三十一年,一石米就卖到了一千六百钱, [121]  民众苦不堪言,因此秦朝二世而亡也就不奇怪了。

历代都宣扬秦始皇残暴不仁,如焚书坑儒、大建阿房宫、长城、骊山墓等等。但从考古看来,”焚书“是有的,但是好在所焚的书在咸阳宫和民间多有副本,可惜的是周王室存放的珍贵史籍没有副本,也被付之一炬从此绝迹。 [122]  “坑儒”是后世的说法,《史记》中记载为坑杀术士,但同时也提到“诸生皆诵法孔子”,也就是说这些术士和儒生算是一类的。阿房宫经考古发掘,没有建成,只有一个地基。但是为了修建规模庞大的阿房宫要备工备料,同样耗费巨大,后人有”阿房出,蜀山秃“之语,更不用说秦始皇在咸阳周围复制六国宫殿二百七十余座,还以甬道相连,耗费的民力就无法计算了。秦始皇背离了秦国崇尚节俭的传统,这是他的一大失误。

历史是由人书写的,其中夹杂着很多作者的情感,以及统治者的意志。秦始皇虽然有大功于中国,但同时也为秦朝迅速灭亡埋下了火种。对他的评价必然是褒贬参半,有丑化也有美化,后人读书也难免接受了这些理论。

阿房宫

阿房宫

后世纪念

秦始皇陵

参见:秦始皇帝陵秦始皇地宫

秦始皇死后埋在骊山墓秦始皇陵。秦始皇陵位于陕西省西安市临潼区向东5公里处的骊山北麓。秦始皇陵建于公元前246年至公元前208年,历时39年,是中国历史上第一个规模庞大,设计完善的帝王陵寝 [123]

秦始皇陵

秦始皇陵

骊山墓每年用工七十万人修建。留存的墓从外围看周长2000米,高达55米。内部装修极其奢华,以铜铸顶,以水银为河流湖海,并且满布机关,顶上有明珠做的日月星辰。秦始皇陵筑有内外两重夯土城垣,象征着都城的皇城和宫城。陵冢位于内城南部,呈覆斗形,现高51米,底边周长1700余米。据史料记载,秦陵中还建有各式宫殿,陈列着许多奇异珍宝。秦陵四周分布着大量形制不同、内涵各异的陪葬坑和墓葬,现已探明的有4000多个。 [124]

仅看秦始皇陵的兵马俑,可看出修建这座陵墓的百姓负担之重。并且,秦二世将建造陵墓的工匠在陵墓造成之后全部被活埋。

秦兵马俑

秦兵马俑

طب سنتی

中医历史

نگاهی اجمالی به وضعیت پزشکی سنتی

طب سنتی چین براثرتجربیات طولانی و تحقیقات گسترده ملت چین، بتدریج به یک سیستم پزشکی با سبک ویژه و خاص نظری تبدیل شده است.

طب سنتی چین نام عمومی پزشکی ملیت های مختلف این کشوراست که بطور عمده پزشکی های ملیت هایی ازجمله هَن، تبت، مغول و اویغوررا شامل می شود. جمعیت ملیت هن از سایر ملیت ها بیشتربوده و هیروگلیف چینی آنها پیشتر بوجود آمده و تاریخ فرهنگی آن نسبتا طولانی می باشد، لذا تاثیرات پزشکی ملیت هن درچین و حتی درجهان گسترده ترشده است. پس ازقرن ١٩ م پزشکی غرب به چین منتقل شده و طب ملیت هن نام ” طب سنتی چین” را به خود اختصاص داد تا از ” پزشکی غربی” تشخیص داده شود.

تاریخچه طب سنتی چین

درطب سنتی چین، تاریخ طب ملیت ” هن ” دیرینه تر و تجربیات عملی آن و شناخت تئوریک آن گسترده تر است. طب چینی درحوضه رودخانه زرد چین بوجود آمده و مدتها پیش، سیستم علمی و دانشگاهی آن شکل گرفته است. در فرایند درازمدت توسعه طب چینی، هر سلسله نوآوری هایی داشته و بسیاری از پزشکان مشهور را پرورش داده و مکاتب فکری مهم و آثار معروفی بوجود آورده است.

در کتیبه های دوران ” این شآن ” ( قرن ١۶ ق . م – ١١ ق. م ) ، نگاشته شده بر روی استخوان ها یا لاک لاک پشتان در بیش از ٣٠٠٠ سال پیش، مواردی مربوط به پزشکی و بهداشتی و بیش از ١٠ نوع بیماری درج شده است. درسلسه ” جئو” ، روش های درمانی ازجمله شیوه های چهارگانه تشخیص بیماری یعنی نظارت، استماع و استشمام، استفهام و گرفتن نبض و طرز معالجه مانند، دارو، سوزن و عمل جراحی مورد استفاده قرار گرفت. در دوران سلسله های ” چین ” و ” هن ” ، ” هوان دی نه جیِن ” چنین آثار طبی با تئوری منظم به رشته تحریر درآمد. این کتاب نخستین اثر کلاسیک و تئوریک موجود طب چینی بشمارمیرود. ” تئوری بیماری های مرتبط با سرماخوردگی” که ” جان جون جین” نوشته است، شامل اصول تشخیص امراض گوناگون و معالجه آنها براساس تحلیل همه جانبه بیماری ها و حالت مزاجی بیماران است. این اثر برای توسعه طب بالینی تأثیرگذار بوده است. علم جراحی در سلسله ” هان ” سطح نسبتا عالی داشت. طبق کتاب ” تاریخ سه کشور پادشاهی ” ، ” خوا تو ” طبیب مشهوری زندگی می کرد که به درمان بیماری های گوناگون می پرداخت و از مایع بی حسی تمام بدن بنام ” پودر ما فی ” برای جراحی ها استفاده می نمود.

از سلسله های ” وی ” و ” جین ” و سلسله های جنوب و شمال ( ٢٢٠ – سال ۵٨٩ میلادی ) تا سلسله های ” شوه ” و ” تانگ ” و ” وو دای ” ( پنچ سلسله ) ( سال ۵٨١ – سال ٩۶٠ میلادی ) ، تشخیص، با گرفتن نبض رواج یافت. کتابی بنام ” کتاب کلاسیک گرفتن نبض ” که ” وان شوحه ” طبیب معروف سلسله ” جین ” نوشته است، ٢۴ نوع حالت نبض را تشریح می کند. این کتاب نه تنها برای طب سنتی چین تأثیرات مثبتی داشته بلکه در خارج از چین مورد استفاده بوده است. در این دوره هر رشته پزشکی، تخصصی شد. مونوگرافی های طب سوزنی عبارت بودند از : ” کتاب کلاسیک طب سوزنی درجات یک و دو ” ؛ کتاب های ” بائو پوجی” و” جئو حو فائو” آثار نماینده تهیه قرص های عمر جاویدان بخش ( وابسته به مذهب ” دائو”) ؛ در زمینه داروسازی، کتابی بنام ” تئوری تهیه داروهای له گون ” وجود داشت؛ در زمینه جراحی، کتابی بنام ” نسخه های باقی مانده لیو جون جی ” موجود بود؛ کتاب” تئوری درباره علل بیماری ها ” مونوگراف علل بیماری است. کتاب ” درباره نرمه سر ” مونوگرافی بخش اطفال است؛ کتاب ” داروهای گیاهی تجدید نظر شده ” نخستین اثر مربوط به داروها در جهان بحساب می آید؛ مونوگرافی بخش چشم پزشکی بنام ” نکات ظریف این حای ” و غیره. علاوه بر این، در سلسله تانگ کتاب های پزشکی مهمی ازجمله کتابی بنام ” نسخه های مهم و گرانبها ” تألیف شد. این کتاب را ” سون سی میائو” نوشت. کتاب ” نکات مهم جراحی ” را ” وان تائو” نوشت که اثر مهم پزشکی محسوب می شود.

در آموزش پزشکی سلسله سون ( سال های ٩۶٠ – ١٢٧٩ میلاد ) ، تدریس طب سوزنی با اصلاحات مهم و بزرگی همراه بود. ” وان وی یی ” کتابی بنام ” نقشه طب سوزنی — نقاط مناسب روی بدن مجسمه مسی آدم ” تألیف کرده و دو مجسمه بزرگ مسی به اندازه قد انسان را برای طب سوزنی طراحی و تهیه کرده است که شاگردان بر روی آنها آزمایش پزشکی انجام می دادند. این ابتکار برای توسعه طب سوزنی در آینده تأثیرات عظیمی برجای گذارد. در سلسله مین ( سال های ١٣۶٨ – ١۶۴۴ میلادی ) شمار زیادی از پزشکان ظهور کردند. آنها توانستند بیماری های ناشی از عوامل سرماخوردگی و بیماری های تب فصلی و طاعون و غیره را تشخیص دهند. تا سلسله چینگ، تئوری بیماری های تب فصلی به مرحله پختگی رسید و مونوگرافی هایی مانند ” تئوری بیماری های تب فصلی” تألیف شد. از سلسله مین، پزشکی غرب به چین منتقل شد و شمار زیادی پزشکان به ” تلفیق و آمیزش طب سنتی چین با پزشکی غربی ” پرداختند.

 

تئوری اساسی طب چینی

تئوری اساسی طب چینی، جمع بندی و خلاصه نظری در مورد حرکات حیاتی بدن انسان و قانونمندی تغییرات بیماریها می باشد که بطور عمده احکامی مانند ” یین ” و ” یان ” ، عناصر پنجگانه، ” یون چی ” و مظاهر ارگانهای درونی و نصف النهارها و همچنین موضوعاتی از قبیل علل بیماری، تفسیر و تعبیر علت بیماری ( بروز و جریان یک بیماری، روش و اصول تشخیص، اصول و شیوه درمان، پیشگیری از امراض و حفظ سلامتی و غیره را د ربر می گیرد.

” یین ” و” یان” از مقوله های فلسفه باستانی چین است. مردم از طریق ملاحظه ودیدن پدیده های متضاد بتدریج مفهوم تضاد داخل مقوله ” ئین ” و” یان ” را درک می کنند و با کاهش و یا افزایش نیروی ” ئین ” و” یان” تغییرات حرکات اشیا را توضیح می دهند. طب چینی با استفاده از نظریه تضا د و وحدت” ئین ” و” یان ” ، ارتباطات مرکب و بغرنج بین بخش های بالائی و پائینی، درونی و برونی بدن انسان و حیات از یکطرف با حلقه های بیرونی مانند طبیعت و جامعه از طرف دیگر را تشریح می کند. تعادل نسبی یگانگی اضداد میان ” ئین ” و ” یان ” پایه ای برای حفظ و تضمین فعالیت های عادی بدن انسان می باشد و عدم تعادل و یا برهم خوردن روابط یگانگی اضداد منجر به بروز بیماری در بدن انسان شده و بر فعالیتهای معمولی حیات تاثیر می گذارد. تئوری عناصر پنجگانه، یعنی مقولات فلسفی پنجگانه چوب، آتش، خاک، طلا و آب، نسبت اشیای متفاوت در جهان عینی را خلاصه می کند و با الگوی دینامیک توسعه و محدود ساختن پنج عنصر ارتباطات متقابل بین اشیاء و قاعده تبدیل آنها را تشریح می کند. طب سنتی چین بطور عمده با تئوری عناصر پنجگانه ارتباطات کارکرد بین ارگان های حساس بدن انسان و مکانیسم ابتلای به بیماری های در حال عدم تعادل امعاء و احشاء شامل قلب، جگر، طحال، ریه، معده، کیسه صفرا، روده و مثانه را تشریح می کند و نیز برای درمان بیماری های مفید است.

حکم ” یون چی” حکمی برای تحقیق و کاوش و آگاهی از تاثیرات تغییرات نجومی، هواشناسی و آب و هوا در طبیعت بر سلامتی مزاج و بیماری ها می باشد. بعبارت دیگر این حکم، حکمی است که طبق پارامتر نجومی تغییرات آب و هوا در طول سال قانونمندی بروز امراض را محاسبه میکند.

” یون ” شامل ” یون ” چوب، آتش، خاک، طلا و آب می باشد. بعبارت دیگر گردش طبیعت در فصول سال: بهار، تابستان، تابستان طولانی، پائیز و زمستان.

“چی” به عوامل آب وهوا در چهار فصل سال از قبیل باد، سرما، گرما، رطوبت،خشکی و آتش اشاره دارد.

 

تئوری مظاهر ارگان های درونی انسان، فیزیولوژی و تغییرات پاتولوژیک پنج ارگان درونی انسان ( قلب، جگر، طحال، ریه ها و کلیه ها ) ، اعضای ششگانه مجوف و توخالی در بدن ( روده باریک، روده بزرگ، معده، مثانه، کیسه صفرا و ” سان جیاو ” و مغز، مغز استخوان، استخوان، نبض، کیسه صفرا، جفت و غشای جنینی زنان ) را بطور عمده بررسی می کند.

تئوری نصف النهار ها با تئوری علائم ارگانهای درونی ارتباط فشرده دارد. نصف النهار مجرای گردش انرژی حیاتی و خون بدن انسان است و نقش آن برقراری ارتباط اعضای درونی و برونی و شبکه ای کردن تمام بدن انسان می باشد. در وضعیت پاتولوژی، کارکرد سیستم نصف النهار تغییر می کند و باعث پیدایش عوارض متقابل و علائم بدنی می شود. از طریق این علایم می توان بیماری های امعاء و احشاء درونی بدن را تشخیص داد.

شیوه های تشخیص در طب سنتی چین

پزشکان با استفاده از کارکرد های حس پنجگانه بینایی، شنوایی، بویایی و لامسه و چشایی و صحبت با بیماران و مطلعین بیمار، اطلاعات مربوط به بیماری را به طور کامل و منظم کسب کرده و سپس با استفاده از این اطلاعات به درمان بالینی می پردازند. شیوه های تشخیص عبارت است از: نظارت، استماع و استشمام، استفهام و سنجش نبض که شیوه های چهارگانه تشخیص بیماری است. هر یک از این شیوه های چهارگانه تشخیص بیماری نقش خاص و ویژه خود را دارد و نمی توان آنها را جایگزین دیگری کرد و برای درمان بالینی این موارد لازم است و در این صورت می توان با توجه به عوارض بیماری، نتیجه گیری صحیح انجام داد.

 

شیوه نظارت

شیوه نظارت بر اساس تئوری هایی درباره مجراهای اصلی و فرعی و نصف النهار ها برای تشخیص بیماری انجام می شود. ارتباطات بخش برونی بدن انسان امعاء و احشای بدن فشرده و نزدیک است. اگر فعالیت ارگان های حساس بدن انسان تغییر کند ، حتما در بخش های ظاهری بدن واکنش نشان خواهد داد. مانند تغییر رنگ پوست، جسم و حالت روحی و غیره. از این جهت با نظارت وضع ظاهر بدن و علائم تغییرات، حالت و کارکرد حس پنج گانه صورت، می توان تغییرات ارگانهای داخلی را درک کرد.

شیوه های نظارت می تواند شامل نگاه کردن وضعیت ظاهری بیمار، رنگ چهره، صورت ظاهری و سر و گردن و پنج ارگان حسی ( یعنی گوش ها، چشم ها، لب ها، بینی و زبان ) پوست، شریان و رگ و ورید، مدفوع و ادرار و غیره باشد. محور نگاه کردن، حالت ظاهری و مشاهده رنگ صورت و تشخیص از طریق زبان است. چون که با دیدن علایم گوناگون چهره و زبان، می توان تغییرات کارکرد امعاء و احشاء را تشخیص داد.

استماع و استشمام

استماع و استشمام، شیوه دیگر تشخیض بیماری است. پزشکان با استفاده از حس شنوایی از طریق صدای بیمار و حس بویایی و بوی متنوع مدفوع و ادرار بیمار، شیوه معالجه را تشخیص می دهند.

با شنیدن صدا، نه تنها می توان تغییرات پاتولوژیک ارگانهای صوتی مربوطه را متوجه شد بلکه با توجه به تغییرات صوت، تغییرات امعاء و احشاء شامل قلب، جگر، طحال، ریه، معده، کیسه صفرا، روده و مثانه بیمار قابل معاینه است. استماع صوت عبارت است از: صدای حرف زدن، تنفس، سرفه و غیره.

استشمام کردن بوها به دو نوع استشمام بوهای بدن بیمار و بوی اطاق مسکونی بیمار تقسیم می شود. بوهای بدن بیمار بطورعمده از نفوذ و رخنه سمومی درامعاء و احشاء بدن انسان، انرژی حیاتی و خون و مایع بدن ناشی می شود و از منافذ بدن بیماران و مدفوع و ادرار منتشر می شود؛ بوی اطاق بیمار شامل همین موارد است. برای نمونه، بوی بیماران مبتلا به طاعون کاملا مشخص است.

 

شیوه استفهام

شیوه استفهام روش دیگر تشخیص بیماری است. پزشکان با گفتگو با بیماران و یا مطلعین بیماری، اطلاعاتی در باره بیماران همانند ابتلا به مرض، پیشرفت بیماری، عوارض کنونی، جریان درمان و غیره بدست می آورند. زمانی که تشخیص بیماری مشکل است و عوارض بدنی وجود ندارد و یا مبهم است، می توان با این روش به پیشرفت هایی دست یافت. پزشکان با این روش می توانند از تمامی اطلاعات مربوط به بیماری ازجمله زندگی روزانه، محیط کار، غذا، اعتیاد، وضعیت ازدواج و دیگر موارد آگاه شوند.

موضوعات اصلی شیوه استفهام اطلاعات عمومی مبتلایان ( نام، جنسیت، سن، شغل، ازدواج، ملیت، محل تولد، نشانی، تاریخ مراجعه به پزشک )، اظهارات مبتلایان درباره وضع بیماری، تاریخچه بیماری کنونی، عوارض کنونی، تاریخچه بیماری های گذشته، تاریخچه شخص، تاریخچه خانواده و غیره را دربر دارد. شیوه استفهام عوارض کنونی بطور عمده عبارت است از: استفهام سرما و گرما، استفهام خواب، عواطف و همچنین مدفوع و ادرار.

 

شیوه گرفتن نبض

پزشکان، با دست، روی بدن بیمار را آهسته لمس کرده و برخی نقاط را فشار می دهند. گرفتن نبض و لمس بدن روشی برای تشخیص بیماری است. روش تشخیص بوسیله گرفتن نبض شامل تجربه و مشاهده تغییرات حالت نبض، تغییرات پاتولوژی درون بدن بیماران و موارد مشابه است. فشار دادن برخی نقاط بدن برای آگاهی از تغییرات غیر عادی انجام می شود. با این کار تغییرات پاتولوژی و شدت بیماری مشخص می شود.

داروی سنتی چین

داروی سنتی چینی مواد دارویی است که در طب سنتی چینی برای پیشگیری از بیماری ها و تشخیص و درمان آنها استفاده می شود. این داروها بطورعمده از داروهای طبیعی و فرآورده های تکمیلی ترکیب می شود که شامل داروهای گیاهی، داروهای حیوانی و معدنی و بخشی از داروهای تکمیلی شیمیایی و بیولوژیک است. اختراع و اکتشاف داروی سنتی چین و کاربرد آن در چین، تاریخ چند هزار ساله دارد. با این حال کلمه ” داروی سنتی چینی ” بعدها پیدا شد. پس از ورود علم پزشکی غربی به چین به منظور تشخیص دو نوع علم پزشکی و دارویی ” داروی سنتی چین ” نیز پا به عرصه گذارد.

 

تاریخچه مختصر داروی سنتی چین

امپراتور سوم در عصر باستان چین ” شن نون ” نام داشت. گفته می شود که او یک روز صد نوع گیاه را مزه کرد و ٧٠ نوع ماده سمی یافت. این روایت بیانگر سرسختی زحمتکشان عصر باستان بود که مبارزات دشواری با طبیعت و بیماری داشته و در جریان آن داروها را کشف کرده و تجربیاتی اندوختند. این تصویر واقعی از منشاء داروهای سنتی چین است.

از دوران سلسله های شیا، شان و جو ( تقریبا در پایان ٢٢ قرن قبل از میلاد تا سال ٢۵۶ قبل از میلاد)، در چین نوشیدنی های دارویی و جوشانده های گیاهی دارویی چینی وجود داشته است. کتاب ” شی جین ” مجموعه اشعار در سلسله جوی غربی ( تقریبا ١١ قرن قبل از میلاد — ٧٧١ سال قبل از میلاد) قدیمی ترین کتابی است که درباره داروها نوشته شده است. کتابی” نیه جین” قدیمی ترین قانون نامه باستانی درباره تئوری طب چینی می باشد که تاکنون حفظ شده و پایه ای برای تئوری اساسی داروهای چینی است.

کتاب ” شین نون بن تسائو جین ” قدیمی ترین مونوگراف داروشناسی می باشد که تاکنون حفظ شده است. پزشکان زیادی در سلسله های چین و هان ( سال ٢٢١ قبل از میلاد — سال ٢٢٠ میلاد ) مدارک فراوان داروشناسی را از سلسله ” چین” بدست آورده و تا سلسله ” هان ” جمع آوری و جمع بندی کرده و این کتاب را تألیف کردند. در این کتاب ٣۶۵ نوع دارو ثبت شده که تاکنون نیز مورد استفاده بالینی است. این کتاب شکل گیری اولیه داروشناسی سنتی چین را ثابت می کند.

در سلسله تانگ ( سال ۶١٨ — ٩٠٧ میلادی ) اقتصاد رونق یافته و به توسعه داروهای سنتی چین مساعدت شد. دولت تانگ ابتدا کار تآلیف و تجدید نظر کتاب ” داروهای گیاهی تانگ ” — اولین داروهای گیاهی در سراسرجهان را انجام داد. در این کتاب ٨۵٠ نوع دارو ثبت شده است. علاوه بر این مجموعه صفحات مصور دارویی افزایش یافته، مقیاس و ترکیبات داروشناسی سنتی چین بیش از پیش تکمیل شد.

تا سلسله مین ( سال ١٣۶٨ — ١۶۴۴ میلادی ) ، ” لی شی جین ” کارشناس داروهای گیاهی با صرف ٢٧ سال زمان، کار تآلیف اثر” یادداشت های داروهای گیاهی” اثر بزرگ درباره داروشناسی سنتی چین را انجام داد. دراین کتاب ١٨٩٢ نوع دارو ثبت شده است. این کتاب بزرگترین اثر در تاریخ داروهای گیاهی چین است.

پس از تأسیس جمهوری خلق چین در سال ١٩۴٩، پیرامون داروهای سنتی چین به پژوهش های گسترده درزمینه های گیاه شناسی، علم تشخیص و تمیز، شیمیایی، داروشناسی و پزشکی بالینی انجام شده و برای تعیین منشاء دارویی، تشخیص ساختگی بودن مواد داروی و تشریح مکانیسم نقش و غیره مآخذ علمی ایجاد شد. بر اساس تحقیق و بررسی عمومی منشاء دارو در سراسر چین، درسال ١٩۶١ کتاب ” تاریخچه داروهای سنتی چین ” کشوری و محلی تألیف شد. چاپ ” لغت نامه بزرگ داروهای سنتی چین ” در سال ١٩٧٧، باعث شد تعداد داروهای سنتی چین که در قانون نامه های باستانی به آن اشاره شده بود، به ۵٧۶٧ نوع برسد. علاوه بر این، کتب مرجع درباره داروهای سنتی چین، مونوگراف های فراوان درباره داروهای گیاهی چینی محلی و روزنامه ها و مجله های مربوط به داروهای سنتی چین یکی پس از دیگری به چاپ و نشر رسید و ارگان های پژوهشی علمی، آموزشی و تولید داروهای سنتی چین ایجاد شدند.

 

منابع داروهای سنتی چین

چین پهناور بوده و دارای مزیت های جغرافیایی مختلف است. آب و هوای آن گوناگون می باشد و محیط زیست مناطق، متفاوت است. این وضعیت برای رشد گیاهان دارویی شرایط مساعدی فراهم آورده است. در حال حاضر، در چین بیش از ٨٠٠٠ نوع داروی سنتی چین آماده بهره برداری است و بیش از ۶٠٠ نوع داروها مورد استفاده روزمره است. فراوانی انواع و کمیت بالای آن در مقام اول جهان قرار دارد. داروهای سنتی چین نه تنها نیاز داخلی کشور را تکافو نموده بلکه به بیش از 80 کشور و منطقه جهان صادر شده و در جهان شهرت زیادی یافته است.

 

جمع آوری و تهیه داروهای سنتی چین

جمع آوری و برداشت داروهای گیاهی سنتی چین از جمله کارهای مهم تولید و تهیه مواد دارویی گیاهی سنتی چین بوده و کارشناسان طب و داروی سنتی چین در سلسله های مختلف بر جمع آوری و برداشت تأکید خاصی داشته اند. بدلیل آنکه داروهای گیاهی در مراحل متفاوت رشد آن، عناصر و میزان محتوای آن یکسان نیست و شفا بخشی داروها و تأثیرات منفی و جانبی آن نیز فرق می کند. از این جهت، جمع آوری و برداشت بموقع برای تضمین تأثیرگذاری دارو، کاهش تأثیرات منفی و جانبی بسیار مهم است. معمولا مواد علفی مورد استفاده پزشکی اکثرا هنگامی که شاخ و برگ زیاد و پرپشت داشته و تازه شکوفه می دهد، جمع آوری می شود. همچنین وقتی که گل تازه غنچه داده است، جمع آوری و چیده می شود تا مورد استفاده پزشکی قرار گیرد.

دانه ها هنگامی که رسیده می شود، چیده میگردد؛ مواد مورد استفاده پزشکی، از نوع ریشه و ساقه بهتر است. در اواخر پائیز و اوایل بهار برداشت گردد؛ ریشه و پوست گیاهان بهتر است در بهار و پائیز جمع آوری و بریده شود؛ داروهای حیوانی باید با توجه به فصول رشد و نمو و فعالیت حیوانات جمع آوری گردد؛ مواد معدنی در تمام سال قابل جمع آوری است. از این مواد می توان برای مصارف پزشکی استفاده کرد. پس از جمع آوری و برداشت مواد مورد استفاده پزشکی برای تهیه دارو، باید از شیوه های تهیه داروی چینی از انتخاب قطعه کردن، خشک کردن، پخت با آتش ملایم گرفته تا جوشاندن، پالایش و تخمیر استفاده کرد. مواد دارویی پس از تهیه اولیه می تواند مستقیما به داروخانه برای تجویز نسخه و کارخانجات داروسازی برای تهیه منتقل شود و مورد استفا ده قرار گیرد. مواد مورد استفاده پزشکی که به اشکال فوق تهیه می شود باید با توجه به خاصیت آنها جداگانه با اتخاذ شیوه هایی چون زیر آفتاب در هوای آزاد، در سایه و یا با آهک در حالت خشک نگهداری شود. برخی از آنها باید با شیوه هایی چون حرارت کم، دور کردن از نور، مهر و موم کردن، مقابله و آمیختن با مواد شیمیایی نگهداری شود تا فاسد نشود و در آب حل نگردد و از بین نرود. این مواد باید قبل از استفاده مورد نظارت و تشخیص قرار گرفته و مرغوبیت آن تأئید شود تا امینت و تأثیرگذاری آن برای استفاده پزشکی و دارویی تضمین گردد.

 

کاربرد داروهای سنتی چین

تاریخ کاربرد داروهای سنتی چین بسیار طولانی است و در تکثیر و رونق آن، ملت چین نقش مهمی ایفا کرده است. تئوری داروهای سنتی چین و تجربیات عملی آن ویژگی فرهنگ چین را نشان می دهد. داروهای سنتی چین اکثرا از گیاهان دارویی طبیعی گرفته شده است. از این رو تأثیرات منفی و جانبی کمی دارد. علاوه بر این، یک دارو، ترکیبات زیادی دارد و بطور گسترده در درمان بیماری های مختلف مورد استفاده قرار می گیرد. داروهای سنتی چین غالبا از چند جزء ترکیبی ساخته شده است و به طور همزمان متشکل از چند نوع دارو و چند نسخه و به شکل منطقی، استفاده می شود. تأثیرات درمان آن بالا و تأثیرات منفی و جانبی آن کم است.

در تئوری علم طب سنتی چین اثرات مداوای داروهای سنتی به انسان مأخذ و اصل است. اثرات مداوای داروهای سنتی چین به خاصیت دارو بستگی دارد. داروهای سنتی چین سرد، گرم، معتدل بودن، خنکی و پنج مزه ترش، تلخ، شیرین، تند و شور و سموم را دربر دارد. به منظور کاربرد امن و مؤثر داروهای سنتی چین، باید دانش اصلی داروهای سنتی چین مانند استفاده همزمان از دو دارو یا بیش از آن، رژیم غذایی، میزان دارویی، روش های استفاده از آن و نسخه پیچیدن را فرا گرفت. طبق وضع بیماری و ویژگی های مختلف دارو، اغلب چند نوع از داروها با یکدیگر آمیخته شده و مورد استفاده قرار می گیرد. رژیم غذایی عبارت است از: عدم استفاده نابجا از دو دارو یا بیش از آن، رژیم در زمان بارداری، غذا خوردن و عوارض بیماری. میزان دارویی بالینی را توصیه می کند. زیادی و کمی در میزان دارو باید با توجه به عوامل مختلف از جمله خاصیت دارو، شکل دارو ( مانند مایع، پودر یا قوص )، استفاده همزمان از دو دارو یا بیش از آن، سن بیمار، بنیه، وضع بیماری و تغییرات فصلی تعیین شود.

 

توسعه داروهای سنتی چین

داروهای سنتی چین در آینده نیز توسعه خواهد یافت. بر این اساس از تجربیات مربوط به تولید سنتی مواد پزشکی برای داروهای سنتی چین و پرورش دانه های مرغوب گیاهی استفاده خواهد شد. برای نمونه، پژوهش در زمینه های پرورش دانه ها از طریق تابیدن ایزوتوپ و پروژه موجودات زنده: تقویت جذب و کشت و پرورش گیاهان پزشکی خودرو با میزان بالا از قبیل ریشه شیرین بیان، “هوان چینگ ” نوعی گیاه پزشکی در چین بنام ” روت ” و ” چائو هو ” نوعی گیاه پزشکی در چین و بیش از 20 نوع از مواد پزشکی وارداتی و همچنین پژوهش درباره پیشگیری از فساد نژادی دانه ها و تقویت کارهای تحقیق و بررسی منابع جدید و توسعه منابع.

 

طب سوزنی

طب سوزنی بخش مهمی از پزشکی سنتی چین است، این بخش ابتدا فقط نوعی شیوه درمانی تلقی می شد و بعدا بتدریج توسعه یافت. علم طب سوزنی علم جمع بندی و پژوهش فنون درمانی طب سوزنی و قواعد کاربرد بالینی و تئوری اساسی آن بحساب می آید. ( تصویر  زیر نقشه بخشی از نکات مناسب بدن برای طب سوزنی )

طب سوزنی چینی

 

طب سوزنی دارای تاریخ دیرینه است. در کتب باستانی و قدیمی آمده است که وسایل ابتدایی طب سوزنی، سوزن سنگی است که در طب سوزنی چین باستان بکار می رفت. این وسیله سوزن سنگی برای استفاده طبی تقریبا در عصر حجر جدید ٨٠٠٠ تا ۴٠٠٠ سال پیش معادل مرحله بعدی نظام کمون قبیله ای به وجود آمد. چین درجریان اشتغال به مطالعه و بررسی کشفیات قدیمی، سوزن سنگی برای استفاده طبی را کشف کرد. تا در سلسله های بهار و پائیز(٧٧٠ سال تا ۴٧۶ سال قبل از میلاد )، طب از قید وبند جادوگری رها شده و پزشکان متخصص پرورش یافتند.

در کتاب ” بیوگرافی فامیل جوی شی ” طب سوزنی و نوعی معالجه در طب چینی که در آن برگ های ریز برنجاسف چینی سوزانده و برای درمان در نقاط معین اعصاب بدن انسان گذارده، تشریح شده است.

از سلسله کشورهای جنگجو تا سلسله هان غربی ( سال ۴٧۶ قبل از میلاد تا سال ٢۵ میلاد )، بدنبال پیشرفت فنون ذوب آهن، سوزن فلزی بتدریج تعمیم یافت. در نتیجه سوزن فلزی تدریجا جایگزین سوزن سنگی برای استفاده طبی شد و بدین ترتیب، دامنه کاربرد طب سوزنی گسترده تر گردیده و روند توسعه طب سوزنی تسریع شد. در سلسله هان شرقی و سلسله سه کشور پادشاهی، بسیاری از کارشناسان پزشکی که در طب سوزنی مهارت داشتند، پا به عرصه گذاشت. کتاب ” قانومندی و روش های طب سوزنی ” که ” هوان فو می ” تألیف کرد، یک مونوگرافی طب سوزنی با سیستم کامل است. در سلسله های جین غربی و شرقی و سلسله های جنوب و شمال ( سال ٢۵۶ — ۵٨٩ میلاد )، تعداد مونوگراف های طب سوزنی بیشتر شد. در این دوران، فنون طب سوزنی به کره شمالی و ژاپن و کشورهای دیگر انتقال یافت.

در سلسله های ” شوه” و ” تانگ ” ( سال ۵٨١ — ٩٠٧ میلاد) ، طب سوزنی به یک محبث تخصصی مبدل و در دفتر دولتی پزشکان ویژه امپراتور– ارگان آموزش پزشکی آن زمان رشته تخصصی طب سوزنی دایر شد. سپس علم طب سوزنی بطور مستمر توسعه یافت. از قرن ١۶ م، طب سوزنی در اروپا گسترش و توسعه یافت. با این حال، در سلسله ” چینگ “، اطبا ء به نقش داروها اهمیت داده و کمتر به طب سوزنی می پرداختند. این وضع تا اندازه ای مانع توسعه طب سوزنی گردید.

پس از تأسیس جمهوری خلق چین در سال ١٩۴٩، طب سوزنی بطور گسترده توسعه یافت. در بیش از ٢٠٠٠ بیمارستان طب چینی که در حال حاضر در سراسر چین پراکنده اند، بخش طب سوزنی دایر شده است؛ پژوهش علمی طب سوزنی به سیستم های مختلف ارگانیسم و بخش های بالینی مرتبط است؛ پژوهش در مسایلی مانند نقش های طب سوزنی در تعدیل و تنظیم، تسکین درد و تقویت مصونیت و پدیده های نصف النهار ها، مسایل مربوط به ارتباطات این مجرا و نقاط مناسب بدن برای طب سوزنی با امعاء و احشاء شامل قلب، جگر، طحال، ریه، معده، کیسه صفرا، روده و مثانه مرتبط است و مدارک فراوان با ارزش در آزمایش های علمی محسوب می گردد.

 

ماساژ و مالش راهی برای سالم سازی بدن

ماساژ (یا مالش) شیوه ای است که روی مجراهای اصلی و فرعی انرژی حیاتی و رگ های خون انسان و نقاط مناسب بدن برای طب سوزنی و محل های معین انجام می شود و با انجام آن از ابتلا به بیماری ها جلوگیری و به سالم سازی بدن کمک می شود.

 

نکته های مهم اساسی ماساژ و مالش راهی برای سالم سازی بدن

ماساژ بر اساس نظریه طب سنتی چین و براساس اصول تشخیص مرض و معالجه آن با تحلیل همه جانبه بیماری و حال مزاجی بیمار انجام می شود. درماساژ دادن از داروهای خوراکی بهره گرفته نمی شود و تأثیرات منفی آن بسیار کم است و برای بسیاری بیماری ها، تأثیرگذاری نسبتا خوب دارد و روشی ساده و آسان است. با این حال دامنه کاربرد آن بسیار گسترده است. اینگونه روش معالجه برای بیماری های معمولی از قبیل: بیماری مهره های گردن، آسیب دیدگی حاد عضلات کمر( بر اثر کار جسمی زیاد)، شکاف در مهره های بدن، صدمه به عضلات ورباط ها و مفاصل دست ها و پاها و غیره مؤثر است. حرکات دستی ماساژ طبق استاندارد معین و با رعایت اصول فنی و خواستهای اساسی مانند بادوام، با قوت، متعادل، ملایم و اثرگذار عملی می شود. ماساژ تنها به حرکات دست محدود نمی شود بلکه با پا و قسمت بالای بازو دست و یا با توسل به وسایل مخصوص ماساژ انجام می شود. گاهی نیزمی توان از مرهم های ویژه برای ماساژ دادن استفاده کرد. برای نمونه مرهم مالش، خامه مالش، روغن گرفته شده از گیاهی به نام ” دونگ چینگ “، روغن کافیشه، روغن کنجد و موادی مانند پودر و یا سایر مایع های روغن کاری. شیوه های ماساژ دادن فراوان است. شیوه های معمولی عبارت است از: فشار دادن، مالیدن، فشردن با یک انگشت، حرکت دادن، کوفتن، با دست کشیدن وغیره. برخی اوقات ماساژ برای پیشگیری و درمان بیماری ها مورد استفاده قرار می گیرد. برای نمونه: ماساژ کودکان، ماساژ برای معالجه شکسته بندی استخوان، ماساژ با ” چی گون ” ( روش سنتی تمرین تنفسی عمیق در چین) وغیره؛ ماساژ گاهی برای سالم سازی بدن شخصی انجام می شود و هر کسی قادر به انجام آن است: مثلا ماساژ بهداشت چشمان، بهداشت دست ها و پاها، برای سالم سازی معده، برای آرامش بخشیدن به اعصاب و غیره.

 

تأثیرات ماساژ و مالش راهی برای سالم سازی بدن

تأثیرات ماساژ و مالش راهی برای سالم سازی بدن

  • کارکرد های امعا و احشاء شامل قلب، جگر، طحال، ریه، معده، کیسه صفرا، روده و مثانه را تعدیل و تنظیم می کند. طب سنتی چین تغییرات پاتولژی بدن انسان به از کار افتادگی کارکرد امعا و احشاء، خلاصه می کند. ماساژ و مالش با کاربرد مهارت و تکنیک، امعا و احشاء از کار افتاده را مجددا به تعادل جدید می رساند و بدین ترتیب به هدف خود که درمان بیماری و حفظ و سالم سازی بدن است، می رسد.
  • باز کردن مجراهای اصلی و فرعی انرژی حیاتی و خون انسان. انرژی حیاتی، ماده اصلی برای نگهداری حیات محسوب می شود، مجراهای اصلی و فرعی انرژی حیاتی و خون انسان مجراهای بدن انسان برای گردش انرژی حیاتی ، انتقال و ارتباط بحساب می آید. بمحض آنکه نصف النهار و انرژی حیاتی غیر عادی شود، تأثیرات نا سالم در محیط که باعث بیماری شود، از خارج، وارد امعا و احشاء بدن انسان می شود و باعث ابتلا به بیماری می شود؛ در مقابل امعا و احشاء بدن انسان مریض می شود و هم می تواند از طریق نصف النهار در مظهر بدن منعکش شود. ماساژ و مالش از طریق تحریک تکنیک دستی می تواند به بوجود آمدن کارکرد نصف النهار و انرژی حیاتی و گردش آنها مساعدت کند و بدین ترتیب باعث همآهنگی مکانیسم امعا و احشاء می شود و از تأثیرات نا سالم جلوگیری می شود و بیماری های دارونی مورد معالجه قرار می گیرد.
  • تعدیل و تنظیم استخون بندی و عضلات و مفاصل. مهارت و تکنیک ماساژ و مالش برای پوست، عضلات و مجرای خون انجام می شود، می تواند نقش تعدیل و تنظیم پوست، رگ های پوستی و رخنه بین عضلات زیر پوست را ایفا کند و می تواند حرکت بطی خون را از بین برده و گردش خون را سریع گرداند. مهارت و تکنیک ماساژ و مالش میتواند مستقیما در رفتگی عضلات و استخوان را اصلاح کند. از این جهت، چه بیماری های ناشی از ضرر رسانی باد، سرما، گرما و رطوبت و چه ناخوشی یا بهم خوردگی مزاج و زخم در اثر زمین خوردن و کوفتگی ورگ برگ شدگی می توان با ماساژ و مالش درمان کرد.

 

نگاهی اجمالی به وضعیت طب سنتی ملیت های چین

طب سنتی چین نه تنها طب سنتی ملیت ” هن ” بلکه طب سنتی اقلیت های مختلف را دربر می گیرد. هر اقلیت ملی چین در جریان توسعه، تحت تأثیرات عوامل از جمله ناحیه گرایی و فرهنگ متفاوت قرار گرفته و سر انجام طب سنتی اقلیت ملی با خصوصیات خاص شکل گرفته است که بطور عمده طب سنتی ملیت تبت، ملیت های مغول، اویغور، کره، جوآن، دای و ملیت یی را دربر می گیرد و همچنین طب و داروهای سنتی اقلیت های ملی مانند ملیت های میو، لاهو، ارلون، چون و غیره را شامل می شود.

بدلیل آنکه تاریخ و فرهنگ اقلیت های ملی متفاوت است، وضعیت کنونی پیشرفت طب و داروهای ملیت ها نیز یکسان نیست. طب و داروهای سنتی بعضی ملیت ها نه تنها شامل روش های تشخیص و درمانی بوده بلکه سیستم تئوری طب و داروهای خاص آن را هم شکل داده است؛ برخی اقلیت ها فقط تعداد کمی از کتاب های طبی و دارویی را که در میان مردم پراکنده شده، نگهداری کرده و اکنون در حال جمع آوری و تنظیم آن هستند؛ بعضی اقلیت ها یادداشت کتبی ندارند و فقط برخی نسخه های پزشکی و روش های ساده معالجه، در میان مردم رایج است.

طب سنتی بعضی اقلیت های ملی به غیر از جذب طب سنتی ملیت هان، عناصر پزشکی کشورهای دیگر را جذب کرده است و بدین ترتیب موضوعات طب های ملیتی چین غنی تر شده است. برای نمونه طب سنتی ملیت تبت طب سنتی ملیت هان و نیز طب سنتی هند باستانی را جذب کرده است؛ طب سنتی ملیت مغول پزشکی سنتی ملیت های هن و تبت و نیز پزشکی روسی را جذب کرده است.

 

طب سنتی تبتی

نگاهی اجمالی به وضعیت طب سنتی تبتی

طب سنتی ملیت تبت بحش مهمی از تشکیلات طب و داروی سنتی چین و طب سنتی اقلیت های ملی است که ملیت تبت قسمت عمده آن محسوب می شود و در روند درمانی درازمدت خلق شده و توسعه یافته است و بطورعمده در مناطق تبتی نشین رواج دارد. این مناطق عبارت است از: ناحیه خودمختار تبت، استان های چینگ های، سی چوان و گن سو؛ در کشورهای هند، نپال و مناطق دیگر آسیای جنوبی نیز طب سنتی ملت تبت رایج است.

طب ملیت تبت در فلات چینگ های و تبت شکل گرفته است و دارای ویژگی های چشمگیر ملیتی، اجتماعی و طبیعی می باشد. فلات چینگ های — تبت از مناطق سرد سیر می باشد و ارتباط آن با خارج بسیار کم است. از اینرو، طب سنتی تبتی در درازمدت خصوصیات ذاتی خود را حفظ کرده است. برای نمونه انواع حیوانات و نباتات در فلات چینگ های — تبت نسبتا کم است و به این سبب داروهای سنتی ملیت تبت اکثرا از حیوانات و نباتات ضد سرما که در محیط کوهستانی با اکسیژن کم می روید ، تهیه می شود.

در تبت، بدلیل آنکه اندیشه مذهبی بودا در زمینه های مختلف اجتماعی نفوذ کرده و به نیروی قدرتمند روحی تبدیل شده است، طب سنتی تبتی نیز از زمان بنیادگذاری دارای رنگ مذهبی بودای تبتی بوده است. تئوری اساسی طب سنتی ملیت تبت طب سنتی تبتی در جریان تولید و یک فرایند درازمدت، به یک سیستم نظری خاص تبدیل شده است.

 

تئوری ” سه عامل

تئوری طب سنتی تبتی بر آن است که در درون بدن انسان سه عامل بزرگ ” لون ” ، ” چی بائو ” و ” په گین” ، هفت پایه مادی خوراک مرغوب، خون، گوشت، چربی، استخوان، مغز استخوان، عصاره و ادرار، مدفوع و عرق وجود دارد. سه عامل بزرگ تغییرات هفت پایه مادی و سه خاصیت مذکور را شکل می دهد. تحت شرایط فیزیولوژی معمولی، سه عامل فوق بر یکدیگر متکی و عامل یکدیگر بوده و همآهنگی و تعادل متقابل را حفظ کرده اند. زمانی که هر یکی از این سه عامل و یا چند عامل به هر دلیلی دچار اختلال شود، بیماری های ” لون ” ، ” چی با ” و ” په گین ” رخ خواهد داد و برای درمان آنها به تعدیل و تنظیم سه عامل مهم است.

” لون” ، قوه محرکه برای حفظ فعالیت فیزیولوژی بدن انسان می باشد و ماهیت آن با ” انرژی ” طب سنتی ملیت ” هان ” شبیه است و معنی آن از ” انرژی ” طب سنتی چین گسترده تر است؛ ” چی بائو ” به زبان چینی، جرأت و یا گرم مزاجی معنا می دهد و دارای همین ماهیت می باشد. کارکرد های عمده آن تولید انرژی، حفظ حرارت بدن انسان و تقویت کارکرد معده، بهسازی رنگ چهره، جرآت دادن به انسان و افزایش عقلانیت می باشد؛ ” په گین ” به زبان چینی ” آب دهان” معنا می دهد و ترکیبی از آب دهان و بزاق در طب چینی است و با اخلاط چهارگانه بدن، و مواد دیگر مایع در بدن ارتباط فشرده دارد. در باره دلیل ابتلا به بیماری ها، طب سنتی تبتی چنین نظریاتی دارد حاکی از اینکه اگر همآهنگی و تعادل ” لون ” ، ” چه با ” و ” په گین ” از بین رود، انرژی اصلی درونی بدن انسان آسیب می بیند و بدین ترتیب، به سلامت انسان ضرر می رسید. از این جهت هدف از درمان تعدیل و تنظیم سه عامل و همآهنگی مجدد آنهاست.

 

تشریح بدن انسان و فیزیولوژی آن

عادات ملی و آداب و رسوم مردم تبت باعث شده است، طب سنتی تبتی تشریح بدن انسان و فیزیولوژی آن را نسبتا عمیق درک کند. بر اساس طب سنتی تبتی، اعضای بدن انسان به پنج ارگان درونی و اعضای ششگانه مجوف و توخالی بدن تقسیم می شود. پنج ارگان درونی انسان قلب، جگر، طحال، ریه و کلیه ها است. اعضای ششگانه مجوف و توخالی در بدن روده بزرگ، روده باریک، معده، مثانه، کیسه صفرا و ” سان موسیو ” را شامل می شود. در عصر باستان، طب سنتی تبتی با تشبیهات گوناگون به صورت خیالی کارکرد های فیزیولوژیک هر عضو را تعریف می کرد، برای نمونه: قلب مانند پادشاه بر تخت سلطنت می نشیند، در مرکز قفسه سینه بدن انسان جای دارد؛ ریه ها مانند وزیران و شاهزادگان دور پادشاه جای گرفته است؛ جگر و طحال مانند ملکه و سوگلی امپراطور نزدیک امپراطور هستند و با همدیگر ارتباط فشرده دارند؛ کلیه ها مانند بلند ترین ستون فقره یک اطاق مهم است. بدون آن بدن نمی تواند مانند یک عمارت محکم پا برجا بماند و مقاومت داشته باشد. بر این اساس، ارتباط طب سنتی تبتی در روزگار قدیم با بدن نسبتا علمی بوده است.

 

روش های خاص درمانی طب سنتی تبتی

درمان با دارو

پزشکان تبتی طرفدار استفاده از موادی هستند که اثر دارویی را بیشتر می کند. برای نمونه شکر سفید برای درمان بیماری های گرم مورد استفاده قرار گیرد. با شکر قهوه ای رنگ می توان بیماری های سرد را درمان کرد. علاوه بر این، شیوه های خوردن داروها نیز باید مشخص شود. مثلا داروی قرص مانند چینی معمولا همراه با آب گرم خورده می شود، برای معالجه بیماری سرد قرص با آب گرم خورده می شود و برای بیماری گرم برخلاف آن، با آب سرد مصرف می شود. برای بیماری های دیگر قرص با آب ولرم خورده می شود.

 

شیوه معالجه ” جیو

نوعی معالجه در طب چینی است که در آن با استفاده از آتش زدن لوله کاغذی تهیه شده از برگ های ریز نقاط معین عصب بدن انسان را دود می دهند. طرز تهیه وسیله ” جیو ” به این قرار است: برگ های خشک شده ” برنجاسف ” خرد خرد و با آن لوله های کاغذی پر می شود. هنگام معالجه سرلوله را روشن می کنند و دود آنرا به نقاط معین بدن بیمار می دهند .

برگ های ” برنجاسف ” از مواد عمده برای تهیه لوله ” جیو ” در طب سنتی تبتی محسوب می شود. این نوع شیوه درمانی معمولا برای درمان بیماری های گرم مورد استفاده قرار نمی گیرد بلکه بیشتر برای درمان بیماری های سرد بخصوص بیماری های معده، سوء هاضمه، تجمع آب در بافتهای بدن، استسقاء، اختلال اعصاب، بیماری صرع، ضعف حافظه و غیره مورد استفاده است. در طب سنتی تبتی برای انجام این شیوه درمانی معمولا نقاط مشخص مناسب بدن انتخاب می شود.

 

روش درمانی قی کردن

روش درمانی است که بر اساس آن با استفاده از داروی خوراکی، فرد بیمار قی می کند. علایم عبارت است از: سوء هاضمه، برآمدگی شکم یا درد معده، خوردن سهوی غذای سمی و یا انگل در بدن، ” په گین ” های گوناگون در معده از جمله خلط بنفش، خلط خاکستری و غیره، با روش درمانی فوق بر طرف خواهد شد. سالخوردگان و افراد ضعیف المزاج، زنان باردار و کودکان نمی توانند از این روش استفاده کنند. اگر خوراک سمی خورده شده، بتدریج از بدن خارج شود، نیازی به قی کردن نیست.

 

شیوه مصرف داروهای مالیدنی

مرهم نهادن، از شیوه های ویژه درمان در طب سنتی تبتی است. از طریق مرهم نهادن روی پوست عوارض بیماری درونی بدن درمان می شود. این کار ساده است. بر اساس نظریه طب سنتی تبتی، شیوه درمان از طریق مرهم نهادن برای تقویت مزاج مفید است. برای بیماری هایی چون زمختی پوست، کمبود خون و ضعف بدن به دلیل خونریزی، خستگی مفرط، بی خوابی و غیره. می توان از مرهم های معمولی استفاده کرد.

 

روش درمان از طریق حمام دارویی

روش درمانی طب سنتی تبتی از طریق حمام با دارو یک روش درمانی طبیعی با ویژگی خاص محسوب می شود. آبهای دارویی معمولی مانند سرچشمه های آب گرم، سرچشمه های گرم آب معدنی گوگرد دار، سرچشمه گرم سنگ ” هانشوی”، سرچشمه گرم ” سنگ فنشی “، سرچشمه گرم ” وو لین جی” و سرچشمه گرم سنگ آهک است.

روش حمام به دو نوع حمام آبی و حمام مالیدن دارو تقسیم می شود که هر یک از آنها خصوصیاتی دارد. درمان بیماری های مناسب از طریق پنج نوع سرچشمه گرم طبیعی فوق الذکر بهترین نتیجه را حاصل کرده است. نقش این روش درمانی گوناگون است. ظاهرا تأثیرات آن رفع گرمای مخفی شده در عضلات و در درون مغز استخوان می باشد. در روش استفاده از دارو با روش مالش، داروهای جوشانده و ترکیبی در داخل کیسه ای قرار داده شده و سپس بر روی بدن بیمار و یا محل های درد بدن قرار داده می شود تا درمان کامل گردد.

 

طب سنتی ملیت مغول

نگاهی اجمالی به وضعیت طب سنتی ملیت مغول

طب سنتی ملیت مغول طب سنتی ای است که از طرف ملیت مغول در پراتیک درمانی درازمدت بتدریج شکل گرفته و توسعه یافته است و با تاریخ دیرینه و موضوع غنی نتیجه تجربیات و چکیده عقل و درایت مردم ملیت مغول در مبارزه با بیماری ها بوده و نیز یک علم پزشکی دارای ویژگی های خاص ملی و خصوصیات چشمگیر محلی می باشد. در جریان تشخیص و درمان بیماری ها با این طب شفا بخشی خوب و اقتصادی و ساده است.

 

تئوری اساسی طب سنتی ملیت مغول

طب سنتی ملیت مغول با ارتباط سه رشته برنامه مغولی ” حه یی ” ، ” شی لائو ” و ” با داگن ” پدیده های فیزیولوژی و پاتولوژی بدن انسان را تشریح می کند. ” حه یی “، به نیروی محرکه کارکردهای گوناگون فیزیولوژی اشاره دارد. هر تفکر، زبان، حرکت و فعالیت، کارکرد امعاء و احشاء توسط آن ترتیب داده می شود. اگر کارکرد ” حه یی ” غیر عادی باشد، باعث تضعیف کارکرد امعاء و احشاء می شود و علائم غیر طبیعی در هوش و حواس رخ می دهد و فرد دچار بیخوابی، ضعف حافظه و غیره می شود. ” شی لای ” معنای حرارت دارد. حرارت بدن، ارگانیسم انرژی گرمای هر جهاز بافتی و مشوق روحیه و غیره است. اگر ” شی لائو” زیاد کار کند، فرد مبتلا به بیماری می شود. برای نمونه تلخی دهان، ترش کردن، دیوانگی و عوارض دیگر. ” پادگن ” به نوعی ماده مخاطی در بدن اشاره می شود که دارای خصوصیات خنک کنندگی می باشد. اگر تعادل کارکرد ” پادگن” از بین رود، به غیر از علائم سرمای معمولی، مشکلات دیگری در بدن رخ می دهد.

 

روش های خاص درمان طب سنتی ملیت مغول

روش درمان با خونگیری

در محلی معین مجرای رگ بریده و یا سوراخ می شود و خونگیری انجام می گردد. از این طریق خون بیمار جذب می شود و درمان و پیشگیری از بیماری ها صورت می گیرد. روش درمان با خونگیری برای درمان بیماری های گرم ناشی از خون و” شی لائو ” مناسب است. برای نمونه درمان آماس، کورک، دمل، بیماری نقرس، سل و غیره. این روش به دو اقدام آمادگی قبل از عمل جراحی و خونگیری تقسیم می شود.

روش درمانی از طریق بادکش کردن و سوراخ کردن

این روش روش درمانی برونی است که بادکش کردن در آن با خونگیری تلفیق می شود: اول محلی روی بدن برای بادکش مشخص می شود. سوزن زنی انجام می شود و سپس بادکش می شود تا خون های کثیف از بدن خارج گردد و حرکت خون عادی شود. درمان بیماری با این روش ساده در بخش های عضلانی، با ارتجاع زیاد، بدون موی بدن و سر انسان و فرورفتگی و برآمدگی استخوان انجام می شود. خصوصیات این روش عبارت است از: شفابخشی سریع، درمان در کوتاه مدت، سادگی، فقدان درد و غیره.

 

فن درمان با سوزاندن گیاه و دود دادن آن در نقاط مناسب بدن

این نوع درمانی یک شیوه درمانی به شکل سوزاندن گیاهان در برخی نقاط مناسب پوست بدن انسان و دود دادن آن است و روش مخصوص معالجه مغولی نیز سوزاندن لوله گیاهی بنام ” کنگر بای شان ” و گیاهی بنام ” سی خه لیو ” و غیره است.

روش درمان با شیر مادیان

درمان با شیر مادیان نوعی روش درمانی غذایی سنتی ملیت مغولی است که بدنسازی و روش های درمانی گوناگون را شامل می شود. بخصوص برای درمان شوک پس از زخمی شدن، خفگی و درمان بیماری های قلبی، پژوهش ها ثابت می کند در شیر مادیان عناصر مفیدی برای بدن وجود دارد. برای نمونه قند، پروتئین، چربی، ویتامین و غیره. بخصوص میزان ویتامین ” سی ” آن نسبتا زیاد است. به غیر از این، اسید آمینه، اسید لاکتیک، مخمر، ماده معدنی، ماده معطر و عناصر دیگر نیز در آن موجود است.

 

فنون طب سنتی ملیت مغولی برای شکسته بندی استخوان

این روش درمانی با خصوصیات ملیتی است که اطبای شکسته بند در سلسله های مختلف با بهره گیری از تجربیات درمان شکستگی های گوناگون استخوان، در رفتگی استخوان یا مفصل و صدمات عضلات و رباط ها از آن استفاده کرده اند. فن شکست بندی طب سنتی ملیت مغول شامل بازگردندان استخوان به حالت عادی، مالش و ماساژ، درمان با داروهای جوشانده، مراقبت و آموزش درمانی، دفع مسمومیت، بهبود سیستم های بدن و درمان عضلات و مفاصل است.

 

طب سنتی اویغوری

نگاهی اجمالی به وضعیت طب سنتی ملیت اویغور

منطقه خود مختار اویغور سین جیانگ در عصر باستان نواحی غربی ( اصطلاحی در عهد سلسله ” هن ” برای منطقه غرب ” یومن گوان ” که شامل” سین جیان ” کنونی و بخش های آسیای میانه می شد ) را شامل می گردد. در دوران ” هان غربی ” ( سال ٢٠۶ قبل از میلاد — سال ٢۵ میلاد ) ” راه ابریشم ” که از نواحی غربی عبور می کرد، هموار و بدون مانع بود و به همین سبب به توسعه تجاری و مبادلات فرهنگی مساعدت کرد. طب و داروهای خاوری و غربی در سین جیانگ مورد استفاده وسیع بود و این باعث پیشرفت طب و داروسازی محلی شد. از این جهت طب سنتی ملیت اویغور بر اساس تجربه ، جمع آوری و توسعه طب سنتی و جلب چکیده های فرهنگی ملیت های متفاوت و مناطق مختلف شرق و غرب در این زمینه توسعه یافت و پس از آن سیستم طب سنتی با خصوصیات ملیت ا ویغور شکل گرفت.

طب و داروی ملیت اویغور در گنجینه طب سنتی چین، جایگاه جنوبی دارد و تعداد داروهایی که تاکنون در فهرست کشوری داروها ثبت شده است به ٢٠٢ نوع می رسد. در این میان ١١۵ نوع گیاه دارویی، ٨٧ نوع نسخه پزشکی آماده و داروهای دیگر وجود دارد. در سین جیانگ یکی از ۴ منطقه ای که از لحاظ میانگین عمر ساکنین از سایر مناطق سراسر جهان بالا تر است، طب و داروی ملیت اویغور در میان مردم بطور گسترده مورد استفاده است. این طب و داروهای آن در کوه های برفی، بیابان ها، علفزارها و واحه ها توسعه یافته است. تنوع داروهای پزشکی ملیت اویغور در سراسر منطقه خودمختار قوم اویغور سین جیانگ جمعا بیش از ۶٠٠ نوع داروی اویغوری وجود دارد و حدود ٣۶٠ نوع دارو به طور معمول مورد استفاده قرار می گیرد. تقریبا ١۶٠ نوع دارو با منابع محلی تهیه می شود که ٢٧ درصد انواع داروهای ملیت اویغور را تشکیل می دهد. داروهای ملیت اویغور معمولا از مواد معطر پزشکی استفاده می کند که عبارت است از: مشک، عنبر، نوعی ریحان، یاس کبود، نوعی گیاه بنام ” هل ” که برای رفع درد شکم و سینه و استفراغ بکار می رود و غیره. علاوه بر این، اویغورها از داروهای رسمی استفاده می کنند که عبارت است از: نوعی گیاه بنام ” جوزالقی “، گیاه داتوره ( تاتوره ) و غیره.

 

طب سنتی ملیت کره در چین

نگاهی اجمالی به وضعیت طب سنتی ملیت کره در چین

طب سنتی ملیت کره، سیستم پزشکی سنتی است که بر اساس فرهنگ ملیت کره، ضمن جلب تئوری علم طب و دارو های سنتی چین در تلفیق با تجربیات عملی برای پیشگیری و درمان بیماری ها شکل گرفته و توسعه یافته است. نام اختصاری آن، طب سنتی ملیت کره می باشد. از قدیم الایام، بین ملیت کره با ملیت ” هن ” نژاد اصلی مردم چین رفت و آمدهای دوستانه طویلی برقرار بوده و هر دو طرف از یکدیگر تأثیر پذیری داشته اند. روابط فرهنگی میان دو طرف برقرار بوده و علم پزشکی آنها توسعه یافته است. همگام با جذب و کاربرد معلومات طب سنتی ملیت هان، اطبای ملیت کره همچنان با تلفیق فرهنگ ملیت خود و روش های درمانی محلی، تئوری ” طب سی سیان ” را که از تئوری تا تشخیص و درمان بالینی خصوصیات خاص خود را دارد، طراحی کرده و آن را بتدریج به طب سنتی ملیت کره تبدیل کرده اند. نماینده این علم پزشکی اثر ” حفظ سلامتی و تأمین عمر طولانی طب شرقی ” است که در قرن ١٩ م میلادی، ” لی جی ما ” تألیف کرده است.

 

منشا طب و داروی سنتی ملیت کره

داروهای مورد استفاده ملیت کره از لحاظ سرمنشاء به دو بخش تقسیم می شود. یکی از آنها داروهای سنتی چین ( داروهای ملیت هن ) و دومی داروهای روستایی می باشد.

طب سنتی ملیت کره که بطور گسترده معلومات طب سنتی چین را جذب کرده است، بسیاری از داروهای سنتی چینی را برای پیشگیری و درمان بیماری ها بکار می برد. برای نمونه ٢٧١ نوع داروی ” سی سیان “، از داروهای سنتی چین بدست آمده است.

١٢٩٧ نسخه دارویی که در” نسخه پر ارزش سی سیان طب شرقی ” جمع آوری و ضبط شده است، بیش از ١۵٠٠ نسخه دارو جمع آوری و ثبت شده در ” راهنمای نسخه های طبی هان “، ١۵ نوع و بیش از ١۴٠٠ نوع مواد دارویی در ” نمونه های طب خاوری ” ، ۴١ نوع و ۵١۵ نوع مواد دارویی ضبط شده در اثر ” مجموعه نسخه های الحاقی دارویی ” همه آنها از داروهای سنتی چینی جذب شده است. داروهای روستایی تاریخ نسبتا طولانی دارد، بخصوص پس از سال ١٩۴٩، کارهای کشف، جمع آوری و پژوهش طب و داروسازی ملیت ها بطور گسترده انجام گرفته است. مثلا ریشه نوعی گیاه دارویی چینی بنا ” Root of balloon flower ” ، این ماده دارویی وقتیکه با مرغ در حرارت کم پخته می شود، برای معالجه خون ریزی رحم زنان مؤثر است. علف ” وان نیان سون ” پس از جوشاندن بمدت زیاد با آب به شکل خمیر در می آید که برای درمان بیماری سردی زنان و حفاظت سلامت کبد مؤثر و سودمند است. با ریشه نوعی گیاه دارویی بنام ” دوهوی ” نوشابه درست می شود که برای درمان رماتیسم قابل استفاده است؛ گل نر ساقه ذرت دارویی برای درمان استسقاء کبد و بیماری های دیگر بکار می رود. این نوع داروها اکثرا داروهای ملیت کره را در بر دارد. علاوه بر این، بسیاری  دیگر از داروها مانند ریشه نوعی گیاه دارویی بنام ” Root of purple flowered peucedanum ” را مردم برای سیاه کردن موی سر و درمان درد کمر بکار می برند. پودر کربنات آهک با فرمول CaCO3 برای درمان خون ریزی جراحی مناسب است.

 

طب سنتی ملیت جوآن

نگاهی اجمالی به وضعیت طب سنتی ملیت جوآن

ملیت جوآن پرجمعیت ترین اقلیت ملی در چین است. پس از سلسله ” تانگ ” بتدریج طب سنتی ملیت جوآن با سبک خاص ملیتی و تحت نفوذ طب سنتی ملیت ” هن ” شکل گرفت. در کتاب های پزشکی دوران سلسله های ” تانگ ” و ” سون ” ( سال های ۶١٨ – ١٢٧٩ میلاد) بعضی نسخه های دارویی رایج در جنوب ” سلسله جبال پنجگانه کوهستانی چین ” ( در برگیرنده استان های ” گوان دونگ ” و” گوان شی ” ) برای دفع مسمومیت و درمان بخار بد بوی جنگل های منطقه گرمسیری یا منطقه مجاور گرمسیری، رایج شد. در طبقه بندی کتاب های پزشکی به ” نسخه دوای جنوب سلسله جبال پنجگانه کوهستانی چین ” اشاره شده است که نشان دهنده جایگاه طب و داروی اقلیت های ملی جنوب چین از جمله طب و داروی ملیت جوآن در علم طب و داروهای کشوری است. دوران سلسله های ” مین ” و ” چینگ ” ( سال های ١٣۶٨ –١٩١١ میلادی )، مصادف با دوران توسعه طب سنتی ملیت جوآن بود. طب سنتی ملیت جوآن در یادداشت های کتاب ” خلاصه داروهای گیاهی به قلم ” لی شی جن ” و تاریخچه های مکان های مختلف استان ” گوان شی ” مورد اشاره قرار گرفته است. در این دوران ارگان های آموزشی محلی در زمینه طب و دارو شناسی دایر شد و پزشکان و دارو شناسان زیادی از میان ملیت جوآن پرورش یافتند.

باوجود آنکه یادداشت های کتبی در باره طب سنتی جوآن وجود نداشت، اما از طریق تدریس استادان و ارتباطات شفاهی از طریق شاگردان و غیره این طب توسعه یافت. از هزاران سال پیش تاکنون تعداد زیادی نسخه های طبی محرمانه و نسخه های پزشکی مؤثر طب و داروهای ملیت جوآن در میان مردم پخش شده است. این برای پیشرفت طب سنتی چین مهم است.

 

داروهای طب سنتی ملیت جوآن

داروی ملیت جوآن، داروهای ملیتی در حال توسعه بوده و هنوز سیستم کامل آن شکل نگرفته است و اساسا مخلوطی از داروهای ملیتی و بومی است. مردم ملیت جوآن در منطقه گرمسیری واقع در جنوب ” سلسله های جبال پنجگانه کوهستانی چین ” سکونت دارند. در این منطقه منابع حیوانی و گیاهی فراوانی وجود دارد. بعلت آنکه مردم ملیت جوآن گوشت حیوانات وحشی از جمله مار، موش و پرنده کوهستانی را مصرف می کنند، داروهای حیوانی نیز مورد استفاده جامع تر است. خصوصیت دیگر داروهای ملیت جوآن رفع مؤثر مسمومیت و حتی در مقیاس گسترده است. برای نمونه دفع مسمومیت مار و حشرات، مسمومیت غذایی و یا دارویی، زهر تیر و غیره. داروی مشهور مار گوان شی، از داروهای مهم ملیت جوآن بحساب می آید. داروهای ملیت جوآن بر اساس یک حقیقت ساده تولید می شود اینکه هر نوع از مسمومیت ها شیطانی است و حتما داروی مناسبی برای مقابله با آن وجود دارد.

طب سنتی ملیت خویی

طب سنتی ملیت خویی محصول ترکیبی طب سنتی چین با پزشکی عربی و اسلامی است. در سلسله های جین و یوان (سال های ١١١۵– ١٣۶٨ میلاد )، توسعه طب و داروی ملیت خویی به اوج رسید و مونوگرافی ها از جمله ” نسخه های دارویی ملیت خویی ” آثار پزشکی جامع و بزرگ طب و داروی ملیت خویی، یکپارچگی طب و دارو شناسی عربی و طب سنتی چین با خصوصیات ملیتی خویی چین، بوجود آمد. با توجه به نسخه دارویی درج شده در کتاب ” نسخه های داروی ملیت خویی ” هم داروهایی مانند مایع، قرص، پودر، خمیر و جوشانده گیاهی چینی و هم داروهای معطر، قطره بینی، نوشابه های الکلی مخلوط با آب میوه، مایعات محلول غلیظ قندی که در جهان عرب متداول شده نیز در آن به ثبت رسیده است. طب سنتی ملیت خویی در جریان توسعه درازمدت و با روش های درمانی خاص در میان مردم شکل گرفته است. نسخه پزشکی رایج در میان مردم یعنی تجویزات عامیانه و نسخه پزشکی مؤثر شناخته شده در میان مردم ملیت خویی دارای خصوصیات مهمی است که ” درمان بیماری با دارو و خوراک ” نامیده می شود. همچنین بر اساس این روش های درمانی می توان با خوردن روغن کنجد همراه با سولفات دوسود یبوست، ورم مری و سرطان مری در مراحل ابتدایی را درمان کرد. این داروی خوراکی باعث باز کردن مجراهای مسدود می شود.

 

طب سنتی ملیت میو

براساس طب سنتی ملیت ” میو”، سموم، جراحات و زخمها، سوء هاضمه، میکروب ها و حشرات شش عامل اصلی ابتلای انسان به بیماری است که نام اختصاری آن ” شش عنصر” است. تشخیص بیماری ها از طریق روش های سنتی از جمله گرفتن نبض، شنیدن صوت و صدا، مراقبت از رنگ، پرسش از بیمار درباره وضع بیماری، دست زدن، لمس کردن، ضربه با سرانگشت ها و دست ها، فشار وارد آوردن برای آشنایی با تغییرات بدن انسان در زمینه های شکلی و ترکیبات و وضعیت غیر عادی در زمینه روحی در این طب سنتی رایج است. داروهای طب سنتی ملیت ” میو ” اکثرا داروهای گیاهی، حیوانی و قدری داروهای معدنی است. خصوصیات دارویی به سه نوع گرمایی، سرمایی و ملایم خلاصه می شود: داروهای گرمایی می تواند بیماری های سرد را درمان کند و داروهای سرمایی می تواند بیماری مربوط به گرما را معالجه نماید. داروی نوع سوم می تواند مزاج را تقویت بخشیده و بیماری ضعیف بنیه را برطرف کند. طبق آمار، تعداد داروهای معمولی بیش از ١۵٠٠ نوع است و تقریبا ٢٠٠ نوع مورد استفاده معمولی قرار می گیرد.

داروهای ” میو” بطور عمده در مناطق سکونت ملیت ” میو ” ازجمله سلسله جبال ” میو لین “، سلسله جبال ” وو مان ” و سلسله جبال ” وو لین ” وجود دارد. بدلیل آنکه عرض جغرافیایی، محیط جغرافیایی، عادات استفاده از دارو در مناطق مختلف یکسان نیست، پراکندگی داروهای متنوع هم فرق می کند، بعضی انواع مثلا نوعی گیاه بنام ” جیان سیو فی “، نوعی گیاه بنام ” Cordate  houttuynia ” ، نوعی گیاه دارویی چینی بنام” Root of balloon flower” و غیره تقریبا در هر منطقه وجود دارد و برخی مانند گیاه های ” ای نا سین ” ، ” ما بین لان ” ، ” جین تیه شو ” ، ” سون لوی” و ” جی جین لیان ” فقط در برخی مناطق مثلا مناطق مرتفع بالا تر از سطح دریا می روید. در سال های اخیر، در مناطق وسیع سکونت ملیت ” میو ” تعداد زیادی پایگاه های کشت و تولید گیاهان دارویی ایجاد شده و کشت و پرورش گیاهان دارویی در حال توسعه است. این گیاهان شامل ” تیان ما ” ، ” فو لین “، نوعی گیاه پزشکی در چین بنام ” Balk of eucommia” ” اکومیا ” و غیره دربر می گیرد.

تاریخ نمایش در چین

中国戏剧历史

تاریخ نمایش در چین 中国戏剧历史

 

تعریف نمایش در چین کاری دشوار است، زیرا در آنجا نمایش نه یکی از هنرها محسوب می‌شود نه جزو ادب است، و مانند بسیاری دیگر از شئون زندگی بشری، آن قدر که رواج دارد، اهمیت و منزلت ندارد. در چین بندرت نامی از نمایشنامه ‌نویسان به میان می‌آید، و بازیگران، با آنکه ممکن است عمر خود را بر سر این کار بنهند و به شهرتی برسند، باز اعضای یکی از قشرهای پست جامعه به شمار می‌روند. بدون شک، در هیچ یک از تمدنها، بازیگران از این صبغه پاک نمانده‌اند، مخصوصاً در آغاز کار که درام سرکشانه می‌کوشد تا خود را از منشأ خویش، یعنی شبیه بازیهای دینی، متمایز کند.

در چین نیز وضع، دیگر گونه نبود. در عصر دودمان جو، شعایر دینی شامل پاره‌ای رقصها بود که با چوبدست صورت می‌گرفت. می‌گویند چون این رقصها به مرور زمان به صورتهایی هوس‌انگیز درآمدند، منسوخ شدند. ولی ظاهراً هنر نمایش دنباله آنهاست. مینگ هوانگ، که حامی هنرهای گوناگون بود، ‌گروهی از مردان و زنان بازیگر را، که خود «جوانان باغ گلابی» می‌نامید، گرد آورد و بدین وسیله در توسعه هنر مستقل نمایش مؤثر افتاد. اما تنها در زمان قبلای قا آن بود که نمایش در چین صورتی ملی به خود گرفت. در سال ۱۰۳۱، یکی از اخلاف کنفوسیوس به نام کونگ داوفو، به عنوان فرستاده‌ چین، نزد مغولان رفت. در جشنی که به افتخار او برپا کردند، نمایشی برگزار شد. چون دلقک این نمایش در نقش کنفوسیوس بود، کونگ داوفو با خشم مجلس را ترک گفت. ولی وقتی که او و مسافران چینی دیگر از مغولستان بازگشتند، به هموطنان خود خبر دادند که مغولان در نمایش از چینیان بسیار پیشترند. مغولان، ‌پس از گشودن چین، دو فن داستان نوشتن و نمایش دادن را در آن سرزمین رایج کردند. نمایشنامه‌های کلاسیک (اصیل) چین همانهایی هستند که زیر نفوذ مغولان به وجود آمده‌اند.

این هنر در چین بکندی پیش رفت،‌ زیرا نه حکومت و نه روحانیان بدان عنایت نداشتند. مروجین اصلی آن بازیگرانی بودند که در دهکده‌ها، زیر آسمان باز، ‌صحنه‌ای می‌ساختند و نمایشی می‌دادند و از جایی به جایی می‌کوچیدند. گاهی دیوانیان بازیگران را برای نمایش دادن اجیر می‌کردند و در جشنهای خصوصی خود به هنرنمایی وا می‌داشتند. گاهی هم اصناف شهرها نمایشی برای خود ترتیب می‌دادند. در قرن نوزدهم، تعداد تماشاخانه‌ها فراوانتر شد. اما، حتی در پایان آن قرن، در شهر بزرگ نَنجینگ تنها دو تماشاخانه وجود داشت. نمایشهای چینی از تاریخ و شعر و موسیقی بهره‌ور بودند. معمولا در هر شب یکی از وقایع تاریخی روی صحنه می‌آمد، و گاهی صحنه‌هایی از چند نمایشنامه در یک شب به نمایش گذارده می‌شد. نمایشها محدود به زمان معینی نبود. برخی از آنها زود به پایان می‌رسید و برخی شبهای متمادی طول می‌کشید. ولی اکثر آنها، مانند بهترین نمایشهای امروزی امریکا، شش- هفت ساعت وقت می‌گرفت. در این نمایشنامه‌ها لفاظی و سخنوری و خشونت و خونریزی فراوان بود. با اینهمه، نمایش‌پردازان می‌کوشیدند که برای جبران فقر محتوای نمایشنامه، در آخر صحنه، فضیلت را بر رذیلت پیروز گردانند. به این ترتیب، نمایش به صورت عاملی تربیتی و اخلاقی در می‌آمد و به مردم اطلاعاتی تاریخی می‌داد و فضایل آیین کنفوسیوس، مخصوصاً وظایف فرزندان، را با نظم طاقت‌فرسایی تاکید و تبلیغ می‌کرد.

صحنه دارای دکور، ساز و برگ کافی، و در مخصوص نبود. همه بازیگران اصلی، و نیز «سیاهی لشکر»ها، در ضمن نمایش، در کنار صحنه می‌نشستند و بنوبت بر می‌خاستند و نقش خود را ایفا می‌‌کردند. گاهی هم خادمان برای آنها چای می‌بردند. در حین نمایش، فروشندگان، توتون و چای و تنقلات به تماشاگران می‌فروختند و در شبهای تابستان، حوله گرم برای پاک کردن عرق چهره‌ها عرضه می‌داشتند. تماشاگران همواره می‌خوردند و می‌نوشیدند و گفتگو می‌کردند، و گاهی که صدای بازیگران بالا می‌رفت، خاموش می‌شدند و نگاهی به صحنه می‌انداختند. بازیگران معمولا به اجبار فریاد می‌کشیدند تا صدای آنان به گوش حاضران برسد. برای آنکه نقشهای آنان بآسانی شناخته شود، صورتکهای مناسب بر چهره می‌زدند. چون فغفور چی ین لونگ حضور زنان را در صحنه ممنوع کرده بود، ایفای نقشهای زنان نیز بر عهده مردان بازیگر بود. در عصر حاضر، زنان به صحنه راه یافتند. ولی، مدتها، همانند مردانی که سابقاً در نقش ایشان ظاهر می‌شدند،‌ به طرزی «مردانه» عمل می‌کردند، و گرنه مورد پسند تماشاگران قرار نمی‌گرفتند! همه بازیگران می‌بایست در بندبازی و رقص استاد باشند تا بتوانند به طرزی موزون بازی کنند و با موسیقی هماهنگی یابند. به حکم سنن، برای رسانیدن حالات روحی گوناگون، اندامهای بدن، مخصوصاً دستها، را با دقت به حرکت در می‌آوردند، و نیمی از لطف شاعرانه نمایشهای هنرمندانی برجسته، از قبیل می‌لان فانگ، زاده این حرکات بود. نمایش چینی نه نمایش کامل بود، نه اپرای محض، و نه رقص صرف، بلکه معجونی بود از این هر سه، با کیفیت نمایشهای اروپا در قرون وسطی. در مقام مقایسه می‌توان آن را با موسیقی در عصر پالس ترینا، یا معماری در عصر تزیین عمارات اروپا با شیشه رنگین، برابر دانست.

موسیقی چینی، که همواره با تشریفات دینی و نمایش ملازمت داشته است، به دشواری هنری مستقل به شمار می‌آید. بنابر روایات چینی، موسیقی، مانند بسیاری از جلوه‌های دیگر فرهنگ، یکی از ابتکارات فوشی، فغفور افسانه‌ای، است. لی چی، یا «کتاب شعایر»، که قدمت آن به عهد کنفوسیوس می‌رسد، شامل چند رساله درباره موسیقی بود، و تسوچوان، که یک قرن پس از کنفوسیوس تدوین شد، با بیانی شیوا، موسیقی چکامه‌های سرزمین وی را شرح می‌دهد. موسیقی چینی، حتی در عصر کنفوسیوس، به حد کفایت سالدار و از بدعت گریزان بود. این خردمند می‌نالد که در عصر او آهنگهای اخلاقی کهن را با نواهای هوس‌انگیز سبک آمیخته‌اند. به مرور زمان، موسیقیهای یونانی، باختری و مغولی در موسیقی چینی راه یافته و در گامهای ساده آن اثر نهاده‌اند. چینیان از تقسیم اکتاو به دوازده نیمپرده آگاهی داشتند، ولی ترجیح می‌دادند که با یک گام پنج صدایی (کما بیش برابر با «فا»، «سل»، «لا»، «دو»، «ر» در موسیقی غربی) نت بنویسند. این نیمپرده‌ها را «فغفور»، «وزیراعظم»، «رعایا»، «کشورداری»، و «جهان نما» می‌نامیدند. هماهنگی (هارمونی) را می‌شناختند، اما، جز در کوک کردن ابزارها، بندرت از آن استفاده می‌کردند. سازهای آنها شامل سازهای بادی، از قبیل فلوت، ترومپت، اوبوا، سوت، و گورد؛ و سازهای زهی، مانند ویول و عود؛ و سازهای کوبی، شامل دایره، طبل، زنگ، گونگ، سنج، قاشقک، و صفحه‌هایی از عقیق یا یشم بود. تأثیر این سازها در گوش غربی چنان است که تأثیر سونات آپاسیوناتا اثر بتهوون در گوش چینی – یعنی غریب و غیر متعارف. همین موسیقی، که کنفوسیوس را به حالت خلسه انداخت و به گیاهخواری کشانید، مانند هر نوع موسیقی عالی، شنوندگان کثیر را از کشاکش خواستها و رایها می‌رهانید. هان یو گفته است: «عارفان به انسان موسیقی آموختند تا اندوه روان او را بزدایند.» چینیان با نیچه همداستان بودند که زندگی بی‌موسیقی لغزشی بیش نیست.

 درام چینی از نیمه‌ی دوم قرن سیزدهم تا نیمه‌ی دوم قرن چهاردهم یعنی دوران سلسله‌ی «یواَن» رو به پیشرفت بود. مجریان و هنرپیشگان تئاتر چینی تا اواخر قرن نوزدهم تنها مردان بودند و این هنرمندان را از کودکی به تعلیم آوازخوانی، رقص، بندبازی و فنون تقلید وا می داشتند. اگر چه نمایش‌چینی هم، ریشه در آداب و مناسک مذهبی و اجتماعی دارد اما عوامل دیگری درپیدایش آن موثر بوده است. اسنادی موجود است که حکایت می‌کند در حوالی سال ٢٢٠۵ تا ١٧۶۶ قبل از میلاد رقص‌های نمایش‌گونه‌ای وجود داشته که مهم‌ترین آنها رقص‌هایی بوده که در جشن‌های نظامی برپا می‌شده است. در زمان “کنفوسیوس” (Confucius) بازیگرانی وجود داشته‌اند که به اجرای صحنه‌های قهرمانی در ستایش نیاکان خود می‌پرداختند، در همین دوره دلقکانی هم وجود داشته‌اند که به انتقاد از درباریان و اوضاع مملکتی می‌پرداختند. در زمان سلطنت خاندان «لیانگ» نقالانی بوده‌اند که مردم را با نقل داستان‌هایی از عملیات قهرمانی، عاطفی و تراژیک سرگرم می‌کردند. این نقالی‌ها معمولاً با رقص و آواز همراه بوده است. اما حرکت اصلی و مهم در زمینه‌ی رشد نمایش در چین، از زمان حمله‌ی مغولان به آن سرزمین و تسخیر آن سرزمین آغاز شد، زیرا با واژگونی دستگاه امپراطوری آن سرزمین، تغییرات اساسی در بنیان‌های فکری و اجتماعی چین ایجاد شد. از آن به بعد نمایش در چین به شکلی خالص‌تر و مستقل‌تری به خود گرفت. گفت‌وگوهای نمایشی جای شعرهای بلند و عمل جای نقل را گرفت؛ اما، آواز رقص و موسیقی همچنان تسلط خود را در اجرای نمایش حفظ کرد. به طور قطع نمی‌توان گفت که چند نمایشنامه در زمان اقتدار مغول و تاسیس خاندان «یواَن»  نوشته شده است؛ اما حدود پانصد عنوان ثبت شده که حدود صد عنوان آن باقی مانده است. مشهورترین نویسندگان چینی تا اواخر قرن چهاردهم، گو اَن هَن چینگ «关汉卿:guānhànqīng» که معمولاً او را پدر نمایش چین خطاب می‌کنند و وانگ شیفو «王实甫:Wángshífǔ» است. در زمان سلطنت خاندان «مینگ» سبک‌های گوناگون نمایش در سرتاسر چین وجود داشته است، اما در اواخر قرن هجدهم، امپراطور “چین لونگ” بهترین بازیگران چین را از قسمت‌های مختلف امپراطوری جمع کرده و به پکن می‌آورد. ادغام سبک‌های گوناگون نمایشی توسط این بازیگران منجر به پیدایش نوعی نمایش خاص شده که به عنوان «اپرای پکن» شناخته شده است. نمایش‌های اپرای پکن را معمولاً به دو دسته‌ی نمایش‌های غیرنظامی که موضوع‌های اجتماعی و بومی دارند و نمایش‌های نظامی که موضوع‌های جنگی، سلحشوری و قهرمانی دارند، تقسیم می‌کنند. نمایشنامه‌های چینی تصویر و توصیف میان وطن‌پرستان و دشمنان مملکت است و تا اواخر قرن نوزدهم از حضور زنان هیچ خبری نبود. نمایشنامه‌های چینی در غبار فراموشی بود تا اینکه در این اواخر مورد توجه واقع شد،مناظر در نمایشنامه‌ها در نهایت گستردگی ساده است. آثار نمایش نویس معروف “وان‌چیا- یائو” در حال حاضر به بسیاری از زبان های دنیا ترجمه شده است.

 

 وضعیت “تئاتر” در  چین

نمایش در چین

هنر منحط غیر قابل ادامه” در سایه ی حضور گسترده ی سینما و شبکه‌های ماهواره‌ای در چین

نمایش در چین

با توجه به جمعیت یک میلیاردی و عرصه پهناور جغرافیایی کشور “چین”، بی گمان توجه به قدمت و بسترهای اصیل و ملی هنرهای نمایشی در این کشور، می‌تواند نقش آشکار کننده‌ای در تبیین وضعیت تئاتر آسیا داشته باشد. در میان نمایش‌های چینی، نمایش «京剧» که به اپرای پکنی هم معروف است در داخل و خارج سرزمین پهناور چین از شهرت بسیاری برخوردار بوده است.

در سال ١٩۵٠ میلادی یک سال پس از اعلام رسمی استقرار حکومت کمونیستی در چین، مفسران کمونیست، تفسیری متفاوت از هنر نمایش نیاکان خویش ارایه کردند و با ارایه منشور تئاتر حزب کمونیست چین، این سنت هزاران ساله‌را، مسموم، ‌طبقاتی، لبریز از خرافه و در یک کلام «هنر منحط غیر قابل ادامه» قلمداد کردند. بر اساس این منشور کادرهای متعصب حزب و از جمله همسر مائو، که خود دارای سابقه بازیگری در سینما و اپرای پکن بود برکنار شد و بازنویسی نمایشنامه‌ها در دستور کار حزب قرار گرفت، به همین دلیل صدها نمایشنامه از صافی گذشته و پس از پالایش ایدئولوژیک مجوز نمایش گرفتند.

ماسک سنتی نمایش

 

در ماه مه ١٩۵٧ و بر اثر سیاست «صدگل» (بگذار صد گل بشکفد) این منشور نادیده انگاشته شد و برخی از بزرگان حزب، به نتیجه رسیدند که نه دست اندرکاران تئاتر و نه تماشاگران از این نوع نمایش لذت نمی‌برند. جدا از برخورد سهمگین حزب کمونیست چین با نمایش نیاکان چینی‌ها، تفسیر حزب از بنیان‌های فلسفی و زیبایی شناختی نمایش چینی صحیح بود، چرا که به رغم غیر رئالیستی بودن نمایش سنتی چین هر داستان و هر اجرا بازتابی از باورها و اعتقادات و معرف ساختار اجتماعی این سرزمین بود.

نمایش سنتی چین، فساد حکومت‌ها و حکام ولایات را به نمایش می‌گذارد اما هرگز به ساحت پسر آسمان، پدر ملت یا به تعبیر دیگر امپرطور، کوچک ترین توهین و تعدی نمی‌کند.

در نمایش‌های سنتی چین احترام به خانواده، احترام به نیاکان تلقی و واجب شمرده می‌شده و تخلف از آن گناهی نابخشودنی بود. نکته جالب آنکه در سرزمین پهناور چین، در هر ولایتی «نمایش» نام جداگانه‌ای داشته و تنها انواعی از نمایش دارای عناوین فراگیر بوده‌اند، از جمله آنها می‌توان به نمایش باستانی ، نمایش ملی و نمایش پایتخت اشاره کرد. در نمایش پایتخت که از بقیه مشهورتر است بازیگران همچون خوانندگان اپرا، با آواز گفت و گو می‌کنند و هر چند که رقص و آکروبات را از عناصر اصلی این نمایش خوانده‌اند، اما جنبه موسیقیایی آن همواره برتر شمرده می‌شود.

نمایش در چین

گونه‌ای اصلی نمایش در چین بیش از یکصد نوع‌اند، «یانگ تسو» ‌(نمایش ایالت شنی)، چیونگ چو (نمایش جزیره‌های هانیان) و کواکود (نمایش ایالت هونان) از جمله معروف ترین آنها هستند. نمایش چینی در فضایی همانند قهوه خانه اجرا می‌شود، در این فضا سکویی برای بازی در نظر گرفته شده و نوازندگان در گوشه‌ای از این فضا و در کنار سکو از جایگاه مخصوصی بهره می‌برند.

نمایش عروسکی یکی از انواع سنتی نمایش چینی به شمار می‌رود. انواع نمایش عروسکی از اجراهای تک نفره عروسکی گرفته تا نمایش‌های عروسکی سایه‌ای و نخی بسیار پیچیده در طیف وسیع نمایش عروسکی چین قرار دارند. به اعتبار سندی متعلق به یک هزار سال پیش از میلاد مسیح فردی به نام «یِن شی» عروسک‌هایی ساخته بود، که فک متحرک و مفاصل حرکتی داشته‌اند و با آواز خوانی مردم را سرگرم می‌کرده‌اند. در این نوع نمایش نیز از دیرباز موسیقی از اهمیت فوق العاده‌ای برخوردار بوده است.

نمایش در کشور چین امروزه تا حدودی در سایه حضور گسترده سینما و شبکه‌های ماهواره‌ای قرار گرفته است اما هنر تئاتر چین همواره با حمایت دستگاه‌های دولتی و فرهنگی این کشور به عنوان سفیرانی اصیل و مشهور در رویدادهای تئاتری و جشنواره‌های خارجی، نمایش و حضور پررنگ و لعابی داشته و دارند.

نمایش سنتی در چین

 

تئاتر چین به دو بخش کلی شمالی و جنوبی تقسیم می‌شود. شمالی: این گونه تئاتر چهار پرده ای بوده و میان پرده‌ها شامل یک یا دو آریا (آواز) می‌باشد. در کل این نمایش شامل ١٠ تا ٢٠ آریا بوده و موسیقی آن شامل سازهای بادی و کوبه ای می‌شود. گو اَن هَن چینگ و لی چینگ  از درام نویسان این عرصه هستند.

جنوبی: در این نوع نمایش موسیقی از دستگاه ۵ پرده ای پیروی می‌کند. تک خوانی، زوج خوانی و همسرایی در آن متداول است. تعداد پرده‌ها می‌توانند زیاد باشند. در هر پرده داستان‌های فرعی با پایان خوش تعریف می‌شود. معروف‌ترین درام‌ نویس در این زمینه «汤显祖:Tāngxiǎnzǔ » است.

در زیر مهمترین آثار نوشته شده در مورد تاریخ و دوره های مختلف هنر نمایش و تاتر در چین آورده شده است که علاقمندان می توانند برای دریافت اطلاعات لازم آنها را مطالعه نمایند.

宋元戏曲史

王国维:《宋元戏曲史》

(上海古籍出版社,1998)《宋元戏曲史》是我国第一部系统的戏剧史研究专著。全书除《自序》和附录《元戏曲家小传》外,由十六章正文组成。

معرفی کتاب

任半塘:《唐戏弄》

全书上、下两册,约86万字,分“总说”、“辨体”、“剧录”、 “脚色”、“伎艺”、“设备”、“演员”、“杂考”八章,后附“唐优语三十六则”、“五代优语二十二则”、“关于黄幡绰之传说十三则”和“唐戏百问一百零三则”。自王国维《宋元戏曲史》以来,影响较大的几部论著,如青木正儿的《中国近世戏曲史》、周贻白的《中国戏剧史》等,都以为我国戏剧的形成是在宋元时期,因此对唐代戏剧的研究都十分简略。此书是第一部也是迄今为止唯一的专论唐代戏剧的论著。

宋金杂剧考

胡忌:《宋金杂剧考》

(上海古典文学出版社,1956)本书是一本断代的中国戏剧史著作。作者有感于宋杂剧、金院本在中国戏剧史上的重要地位以及王国维《宋元戏曲史》对这一领域叙述过简,乃使用五年时间,广泛采集史料,撰成此书。

中国戏曲发展史纲要

周贻白:《中国戏曲发展史纲要》

(上海古籍出版社,1979)《纲要》实际上包含了作者一生研究中国戏剧史的重要成果和心得。《纲要》是在以往教材的基础上整理而成的,共二十六讲。以时间为序,分析了中国戏剧的起源及其艺术因素,论 述了自汉代以来各个时期的戏剧发展史,对唐宋以来的各种戏剧演出形态(包括音乐、表演、化妆、服装、道具)亦有所探讨和研究。

戏文概论

钱南扬:《戏文概论》

(上海古籍出版社,1981)本书集作者六十年研究之成果,对宋元戏文的历史及理论作了全面而精辟的论述。

中国戏曲通史

张庚、郭汉城:《中国戏曲通史》

(中国戏剧出版社,1992)原中国戏曲研究院部分研究人员集体编写,完成于1963年,中国戏剧出版社1980年至1981年出版,2006年修订再版。全书共四编,分上、中、下三册,约八十九万字,从戏曲的起源与形成起,至清代地方戏勃兴止。

中国古代剧场史

廖奔:《中国古代剧场史》

(中州古籍出版社,1997)一部较系统、完备记的剧场史专著。

中国戏剧史

田仲一成:《中国戏剧史》

(北京大学出版社,2011)原文为日语,1998年由东京大学出版会出版,书名《中国演剧史》;2002年由云贵彬等译成中文在北京广播学院出版社出版,书名《中国戏剧史》。

分享到 购买链接 在线阅读 加入书单 撰写书评。

中国古代戏剧形态研究

黄天骥等:《中国古代戏剧形态研究》

(河南人民出版社,2008)本书是2002年立项的国家社会科学基金重点项目,2006年结项时被评为“优秀”成果,2008年由河南人民出版社出版。全书由“绪论”和七篇四十八章组成,八十万字篇幅,大体分纵向与横向两大部。

در زیر تاریخ نمایش چینی را به زبان چینی برای شما به همراه مراکزی که در استانهای مختلف می توانیم نمایشهای چینی را ببینیم آورده شده است. دوستداران می توانند آن را مطالعه نمایند.

 

中国戏剧

中国戏剧(China Drama) 主要包括戏曲话剧,戏曲是中国传统戏剧,经过长期的发展演变,逐步形成了以“京剧越剧黄梅戏评剧豫剧中国五大戏曲剧种为核心的中华戏曲百花苑。 [1-3]  话剧则是20世纪引进的西方戏剧形式。 中国古典戏曲是中华民族文化的一个重要组成部分,堪称国粹,她以富于艺术魅力的表演形式,为历代人民群众所喜闻乐见。而且,在世界剧坛上也占有独特的位置,与古希腊悲喜剧、印度梵剧并称为世界三大古剧。 [4]

目录

  1. 1 历史沿革
  2. 起源
  3. 宋元南戏
  4. 元代杂剧
  5. 明清传奇
  6. 清地方戏
  7. 近现代戏剧
  8. 2 艺术特点
  9. 综合性
  10. 舞台直观性
  11. 矛盾冲突性
  12. 3 戏剧精神
  13. 4 戏剧题材
  14. 5 戏剧语言
  15. 6 戏剧音乐
  16. 7 戏剧角色
  17. 8 艺术平衡

历史沿革

起源

戏曲的形成,最早可以追溯秦汉时代。但形成过程相当漫长,到了宋元之际才得成型。成熟的戏曲要从元杂剧算起,经历明、清的不断发展成熟而进入现代,历八百多年繁盛不败,如今有360多个剧种。中国古典戏曲在其漫长的发展过程中,曾先后出现了南戏杂剧明清传奇、清代地方戏及近、现代戏曲等四种基本形式。 [4]

宋元南戏

王实甫《西厢记》

宋元南戏大约产生在北宋末年和南宋初年,浙江的温州以及福建的泉州、福州一带,是戏曲的成型时期。 [5]  南戏是中国较早成熟的戏曲形式。它熔歌唱、舞蹈、念白、科范于一炉,表演一个完整的故事。由于故事情节比较曲折,剧本一般都是长篇,数倍于北曲杂剧。它用南方曲调,韵律、宫调均无严格规定。其唱法富于变化,有独唱、对唱、轮唱、合唱等。乐器以鼓板为主。由于南曲声腔与北曲不同,因而二者风格迥异。 [6]

钱南扬《戏文概论》考得宋元戏文 238 种,其中绝大多数为元代作品,实际当不止此数。这些戏文中今存全本者仅《张协状元》(一般认为是南宋时作品),《宦门子弟错立身》、《小孙屠》、《琵琶记》、《白兔记》、《荆钗记》、《拜月亭》、《杀狗记》等。 [6]

元代杂剧

元代杂剧也叫北曲杂剧,元杂剧最早产生于金朝末年河北真定、山西平阳一带。盛行于元代,元杂剧中国戏曲的第一个黄金时代。它达到了很高的文学水准,以至单从诗体而言,古人早就将唐诗、宋词、元曲并称。 [5]

王国维说:”唐之诗,宋之词,元之曲,皆所谓一代之文学。”元杂剧取得了与唐诗宋词并称的崇高地位,其杰出成就主要表现在它深厚的思想内容和高度的艺术造诣两方面。

元杂剧题材广泛,内容丰富深刻,具有强烈的现实性和斗争精神。元杂剧作家为避文祸,多借历史传说故事反映现实,直接取材于现实生活的也常涂上一层”历史传说”的保护色。但许多作品生动地展现了元代社会广阔的生活面貌,有着强烈的时代感和重要的现实意义:
1、揭露社会黑暗,反映人民疾苦。如《窦娥冤》,《鲁斋郎》,《陈州粜米》等,大胆抨击了元代的专制统治和蹰败政治,使人们看到在民族、阶级双重爪迫下的黑暗社会现实和人民的深重苦难。
2、表现英雄主义,歌颂人民的反抗斗争。有的正面歌颂人民起义英雄,如《双献功》、《李营负荆》等。有的赞颂历史豪杰,如《单刀会》等。有的表现各种弱小人物的反抗斗争,如《窦娥冤》写寡妇窦娥大骂官府,沮咒天地;《陈州粜米》写农民张撇古对权豪的谴责与反抗;《救风尘》写妓女赵盼儿智斗花花太岁等。
3、描写爱情婚姻,反映妇女问题。有的描写青年男女真诚相爱和追求婚姻自主的斗争,如被誉为”四大爱情剧”的《西厢记》、《拜月亭》、《墙头马上》、《倩女离魂》以及神话剧《张生煮海》、《柳毅传书》等,都有着共同的反封建主题,表现了妇女的愿望和追求。有的揭露男子背义负心,反映妇女不幸遭遇,如《潇湘夜雨》和《秋胡戏妻》。有的反映妓女的悲惨命运和生活斗争,如《救风尘》、《金线池》等。
4、歌颂忠良,鞭挞奸佞。如《吴天塔》、《东窗事犯》、《赵氏孤儿》等,或寄寓民族感情,或歌颂正义。不少公案剧揭露了官场腐败,赞扬了某些清官。这类作品寄寓理想,也有一定的现实意义。
在艺术方面,元杂剧形式新颖独特,在结构情节、人物塑造、戏剧语言等方面显示了很高的造诣,标志着我国戏曲艺术的成熟,有着鲜明的艺术特色:
1、现实主义是元杂剧创作的主流,但也不乏积极浪漫主义的描写。不少优秀的杂剧作品在描写了人民苦难的同时,还表现人民的反抗斗争,并往往让他们获得胜利;而对那些气焰嚣张的权豪势要、奸佞之徒,则给予应有的惩罚,让他们以失败而告终,从而表达人们的理想。
2、在结构方面,优秀的杂剧作家多能从”填词之设,专为登场”出发,精心地设置关目,使戏剧矛盾集中,主线突出,情节紧凑而富于变化,因而许多杂剧作品都有强烈的戏剧效果。
3、元杂剧成功地塑造了一大批个性鲜明的典型人物形象,这是它艺术成熟的一个重要标志。关汉卿、王实甫、康进之、纪君祥等优秀作家,都能遵循人物性格发展的必然性去安排情节,然后又通过尖锐激烈的戏剧冲突,运用丰富多样的艺术手段去揭示人物的性格特征,从而使人物形象血肉丰满,栩栩如生。
4、元杂剧的语言丰富多彩,具有很强的表现力。元杂剧作品吸收了大量的民间语言并使之与文学语言融为一体,形成通俗流畅,质朴直率、生动活泼的特色。这是我国文学创作从文言向白话发展的一个显著变化。元杂剧多数作家的语言重本色,如关汉卿、康进之等,部分作家如王实甫、马致远等则较重文采。 [7]

明清传奇

明清传奇是由宋元南戏发展而成的戏曲形式。它在产生于元末,在明初流传,到了明嘉靖年间兴盛,至万历而极盛,并延至明末清初,作品之多号称“词山曲海”。 [5]

由于明代社会各阶层对戏曲的普遍爱好,昆山腔和弋阳诸腔流行于广大的城镇与乡村。皇室宫廷、贵族与士大夫的府邸以及民间的庙会草台,对有频繁的演出活动。明代宫廷的演出,前期主要由“教坊”承应;到万历间,内廷专设“四斋”、“玉熙宫”等演剧机构。有时也召市井戏班进宫演出,以资调剂。贵族与士大夫府邸多私蓄“家班”,有的还演出自己编写的剧本。他们为争奇斗胜,往往亲为演员解说指点,精心排练,在表演方面对演员提出极严格的要求,艺术上达到较高的水平,对戏曲舞台艺术的发展,有一定的推动作用。民间的演出,有水陆舞台;戏班中拥有不少技艺高超的昆、弋诸腔艺人。此时戏曲的演出,远远超越宋元阶段勾栏瓦舍与路歧作场的规模。

在音乐方面,不同的声腔具有不同的特色。如昆山腔集南北曲之大成,充分发挥了南曲流丽悠远、委婉细腻的特长,又适当吸取北曲激昂慷慨的格调。各种官调曲牌的搭配,场次的安排,更加规范,同时广泛地运用借宫与集曲,使曲牌联套体的结构方法,更加完整和富有表现力。演员的演唱技巧日益讲究,要求“唱出各样曲名理趣”,达到性格化、戏剧化的高度。这些都是剧作家、艺术家们长期在昆曲演唱实践中总结出的经验,并成为中国民族声乐的重要遗产。昆山腔伴奏乐器的配置和乐队场面的组织,也更为丰富、完备,使演出能在规定情景和节奏中进行,为后世戏曲声腔与剧种的乐队伴奏,树立了楷模。弋阳诸腔的音乐,则是在“字多音少,一泻而尽”的基础上,创造出“帮腔”和“滚调”。“帮腔”是独唱与合唱结合的声乐艺术,在某种程度上弥补了弋阳诸腔演唱时无乐器伴奏的不足,同时也丰富了演唱的形式,起渲染人物感情、烘托环境气氛的作用。“滚调”是以“流水板”,诵唱通俗易懂的唱词,既增加了音乐节奏的变化,也有助于更加酣畅地表达曲情。弋阳诸腔绝大多数只用锣、鼓等音响效果强烈的打击乐器作为衬托,这同多在村镇庙宇、广场为人数众多的下层群众演出的条件有关,也与弋阳腔前期作品内容偏重于人物众多、场面热闹的历史剧有密切的联系,所以弋阳诸腔在整体风格上显得高昂奔放。这些对后来高腔腔系剧种的音乐有深远的影响。

在表演艺术方面,脚色分工的细致,无疑是这一时期表演艺术丰富与提高的重要关键。特别是昆山腔,从南戏的 7 个脚色发展为“江湖十二脚色”,使演员得以专心致力于某种类型和某个人物的创造,探索内心,揣摩性格。各行脚色的表演艺术都有独特的发挥,艺术家们创造了许多鲜明的典型形象。总结昆山腔表演艺术经验的《梨园原》(《明心鉴》)所提出的“身段八要”、“艺病十种”等,标志着昆山腔表演艺术的严格要求。弋阳诸腔的表演虽不如昆山腔那么精致,却也有它们不容忽视的成就与风格。如演唱时重视观众的接受能力,努力运用生动的念白活跃舞台的气氛,加强表演的戏剧性和动作性,避免某些传统南戏剧目中单一的抒情。从祁彪佳《远山堂曲品》中若干条目的记载说明,弋阳诸腔的演员也很重视人物内心的刻画,往往“能令观者出涕”。而因历史剧演出的需要采用民间武术与杂技展示的战争场面,更以炽烈粗犷的色调,别具一格。 [6]

清地方戏

清代地方戏是古典戏曲的第三个阶段。它和近、现代戏曲有着共同的艺术形式。清康熙末叶,各地的地方戏蓬勃兴起,被称为花部,进入乾隆年代开始与称为雅部的昆剧争胜。至乾隆末叶,花部压倒雅部,占据了舞台统治地位,直至道光末叶。这150多年就是清代地方戏的时代。1840年1919年的戏曲称近代戏曲,内容包括同治、光绪年间形成的京剧以及20世纪初出现的一段戏曲改良运动。 [5]

京剧表演

清代地方戏有着强劲、凄切的主体风格,它创建了以板式变化体为主导的音乐体制和由此带来的新的剧本文学形式。另外,戏剧文本的结构形式由传奇的分出转变为分场的结构形式,从而型制不再像传奇那样拖沓繁冗、结构松散,而是有着结构严谨、适宜观众接受的特色。不过,清代地方戏也存在着不足之处,如语言芜杂、准确度不高等。 [8]

清代地方戏的剧目数量之巨,堪称历史之最。史料载:1956年全国第一次戏曲剧目统计时,统计出传统戏曲剧目共51867个,属清代地方戏的剧目、剧本有上万个。清代地方戏多为出身于农民或农村的手工业者、城市社会底层的艺人集体创作出来,所以就形成了清代地方戏贴近民众的特色,具有广泛的群众性。清代地方戏主要是根据历代演义、小说改编而成的。另外,也有根据杂剧、传奇、话本、曲艺等形式改编、移植的。清代地方戏的题材可分为历史戏、妇女戏、爱情婚姻戏、公案戏、神话戏和诙谐小戏以及无法归类的戏。其中,历史戏有《如意钩》、《清河桥》、《阳平关》等,妇女戏有《花木兰》、《樊江关》等,爱情婚姻戏有《买姻脂》、《何文秀》等,公案戏有《探阴山》、《奇冤报》等,神话戏有《画中人》、《琵琶洞》等,诙谐小戏有《老换少》、《祭头巾》等。

近现代戏剧

中国话剧从西方引入中国,20世纪初到“五四”前称“文明新戏”,这种早期话剧仍具有一些戏曲的特点。文明戏作为一种外来的艺术形式,要想植根于中华民族的文化土壤,必然要经历一个磨合、适应的过程。在其初期、‘艺既要面对本土文化的排异性,又必须寻求一定的依托物,作为中国话剧立足之点;但是,它又要防止被民族文化所融化,丧失其独立的品性。因此,在中两文化的激烈碰撞中,文明戏的形态成为一种“不中不西,亦中亦西,不新不旧,亦新亦旧,糅杂混合的过渡形态”它在艺术形式上,既不像西方戏剧,又杂以戏曲的表演;在内容上,往往也是中西杂取并收,缺乏自己的东西。同时,也没有找到自己的文化定位。尽管它曾兴盛一时,但却犹如漂在水面的浮萍,还没有扎下根来。“五四”以后重新照原样引进西方戏剧,形式是现实主义戏剧,称“新剧”。1928年起称“话剧”,沿用至今。 [4]

1919年,中国发生了一场震惊屮外的“五四”运动,它是爱国运动,也是一场旨在解放思想的新文化运动。它商扬民书和科学的旃帜,反对旧道德,提侣新道德:反对文言文,提倡白话文;于是行新文学的兴起,而新剧,即店剧,也在这场伟大的文化运动中形成。 [9]

西方戏剧,在中国经过文明戏阶段的过渡,经过“五四”新文化运动的培育,这个“舶来品”终于在中国大地上站稳了脚跟。其标志是:新的戏剧文学的产生,有了一支从事话剧的队伍,有了专门的戏剧教育,“爱美剧”即业余演剧制度的兴起,业余(包括校园)剧团的活跃,话剧导演制的初设等。

最早提出“爱美的戏剧”的是汪优游。他认为,商业势力的介入使得戏剧片面强调营利,因而损害了艺术。因此,他要仿西洋的“Amateur”和东洋的“素人演剧”的办法,组织一个非营业的戏剧团体。他的这一主张,干第二年得以实现——经他倡议,上海民众戏剧社成立,它成为“五四”运动之后第一个话剧团体。其成立“宣言”称:“当看戏是消闲之时代现在是已经过去了,戏院在现代社会中确是占着重要地位,是推动社会前进的轮子,又是搜寻社会病根的X光镜。”

此后,北京大学、清华大学、燕京大学、南开大学以及一些中学,也都开展了“爱美的戏剧”运动,校园剧团如雨后春笋,纷纷出现,构成“五四”戏剧的一道风景线。

民众戏剧社势衰之后,上海另一戏剧团体——戏剧协社崭露头角。于20年代,它不仅组织过多次公演,演出了一批名剧,还以一出《少奶奶的扇子》轰动上海,使话剧声名大震。此外,它在中国话剧界首先建立了现代导演制度,并培养了不少戏剧人才。究其成功原因,盖与著名戏剧家洪深之担纲该社有关。

“五四”新文化运动中,传统戏曲受到激烈的批判,此后戏曲便进入现代戏曲时代。京剧的形成是清代地方戏发达的结果,而京剧成为全国性的代表剧种后一点也没有压抑地方戏的发展。从清代地方戏到京剧,是中国戏曲极度繁盛的时代。 [5]

20世纪初,伴随着中国文化领域的变革思潮勃兴,戏剧改良运动也蓬勃展开。但当时的新剧即“文明戏”和早期话剧,并没有导演的设置。1921年,戏剧家洪深美国留学归来,与同仁们在上海戏剧协社的演出和实践中,真正确立了正规的导演排练制度,并制定和形成了较完整的导演体制。但真正使戏剧导演艺术发展起来的,则是30年代之后。20世纪初,上海京剧艺人借鉴早期话剧用幕表排新戏,1925年周信芳在演出《汉刘邦》时首次在广告中用了导演的词汇:“周信芳君主编导演两大本汉史破天荒文武机关好戏”,1930年,梅兰芳赴美国演出,聘请正在美国讲学的南开大学教授张彭春,帮助整理和修改剧目,当时张鹏春也用了导演这一称谓,但是京剧中导演制的建立和形成是在中华人民共和国建立以后,而真正将导演制引入戏曲领域的,在戏曲中建立编导制度,则是越剧的袁雪芬在40年代的越剧改革。 [10]

30年代,是中国历史饱经忧患的年代。一方面是民族矛盾的激化,1931年爆发了“了乙·一八”事变,日本军队的侵略铁蹄践踏了我国东北地区;另一方面是阶级矛盾的激化,工农群众反抗资本家与地宅的斗争波起云涌。

这一时期,中国话剧继续吸收和借鉴西方戏剧,但已从各流派的兼收并蓄转向对现实主义的侧重,现代主义的戏剧实验渐趋消歇。而在时代情势的催动下,中国话剧一扫既往的浪漫、感伤的基凋,而转向悲愤、抗争,主动地承担起唤起民众、拯救国家的重任。中国话剧经过十几年的摸索之后,终于找到了自己的发展道路,并开始走向成熟。其主要特点是:把话剧同中国社会的、人民大众的需要紧密结合在一起,植根于民族文化的土壤,在借鉴西方话剧的同时,更以中国传统的艺术精神,对这一外来艺术形式进行创造性的转化,使之成为为中国现实所需要、为中国民众所喜爱的戏剧品种;涌现了曹禺、夏衍等一批杰出的剧作家和一批杰出的剧作;职业剧团开始出现,演剧艺术接近和达到世界的水准。 [11]

而戏曲则始终扎根于中国民间,为人民喜闻乐见。中国戏曲剧种种类繁多,据不完全统计,我国各民族地区地戏曲剧种约有三百六十多种,传统剧目数以万计,而在其中,京剧越剧黄梅戏评剧豫剧依次被称为中国五大戏曲剧种。 [1-3]  各种地方剧种都有其自己的观众对象。远离故土家乡的人甚至把听、看民族戏曲作为思念故乡的一种表现。

除了话剧之外,中国各民族地区的戏曲剧种,约有三百六十种,传统剧目数以万计。中华人民共和国成立后又出现许多改编的传统剧目,新编历史剧和表现现代生活题材的现代戏,都受广大观众热烈欢迎。

艺术特点

综合性

话剧《雷雨》剧照

在戏剧里,文学美术舞蹈音乐,甚至建筑艺术都可以成为戏剧艺术的组成部分,因此戏剧艺术必须遵循极为复杂的、互相制约的许多艺术门类的创作规律,它本身具有着多方面的审美价值。同时,戏剧作为综合艺术,它又不是各种艺术成分的简单组合,戏剧艺术的综合性要求其各种艺术成分必须服从于整体的戏剧美学原则,彼此能有机地结合起来,以整体的舞台形象呈现在观众面前。在这基础上,戏剧才能形成其特有的审美价值。 [12]

舞台直观性

戏剧必须通过演员的表演,在舞台上面对观众,完成具有较完整的故事情节,充满着激烈矛盾冲突的演出。因此,它既要求演员生气贯注,富有真挚的感情。通过个性化、动作化的语言、行动、表情,给观众塑造活灵活现的直观形象,同时又要求将人物的活动限制在一定的舞台空间和一定的表演时间中,在有限的舞台时空范围内,展现尽可能深广的生活内容,给予观众以审美的感染。 [12]

矛盾冲突性

没有冲突就没有戏剧,激烈的矛盾冲突在戏剧艺术中占有重要的地位。从戏剧所表现的内容看,古今中外一切优秀的戏剧,几乎都无例外地表现着行动中人物的激烈冲突或内心矛盾,从戏剧的表现形式看,戏剧因受到舞台限制,它就必须让一切次要事件退居一旁,而把人物之间,人物与环境之间最根本的冲突表现出来,以期通过强烈的戏剧矛盾吸引观众。

作为一个统一整体的戏剧艺术,可以分成两个相互制约、相互区别的基本成分:即舞台艺术和戏剧文学。舞台艺术包括表演、舞台美术、灯光、布景、音响效果等因素。其中演员表演是整个舞台艺术的中心,关于演员的表演艺术,近代戏剧史上曾出现过“表现派”和“体验派”两大派别。“表现派”强调演员对生活的冷静观察,在排练中创造出“理想的范本”。表演时必须严格遵循“范本”中的一切规定;“体验派”偏重于如实反映人物内心世界和精神面貌,提倡每次表演都要进入角色,作活生生的直接体验。应该承认这两派都有合理的成分。“表现派”和“体验派”的争论深刻地反映了艺术创作原则的分歧。

戏剧精神

中国戏剧既有别于古希腊的戏剧,也有别于欧美近现代的戏剧。因为,中国戏剧是在中国文化氛围之中创造出来;所以,中国人的政治观、历史观、审美观已经给中国戏剧贴上了醒目的标签。杂剧、南戏、雅部、花部的创造,既不是空穴来风,也不是随心所欲。中国戏剧,是中国文化推陈出新的创造,属于中华民族以艺术的形式审视过去、解剖现实、向往未来的精神追求。

戏剧艺术的实现不可能独往独来,也不可能一劳永逸,它需要剧作家、导演、演员与观众的协同创造。另一方面,戏剧作品的时空跨度越大,其艺术折旧率就越高。戏剧要想超越时空的限制,则需要后来人的不断改编;新时代的戏剧若想征服观众,则必须突出戏剧的时代精神。其协同与突出,目的是为了调整戏剧与社会的关系,最为关键的是为了调整戏剧主题精神与人们审美理想和审美趣味的关系,这是戏剧艺术价值的增殖过程。在此过程中,戏剧精神呈现出运动性和它的不确定性:从马致远的《汉宫秋》到曹禺的《王昭君》,从纪君祥的《赵氏孤儿》到伏尔泰的《中国孤儿》,以及高乃依对《熙德的青年时代》、浙江昆剧团对朱素臣《双熊梦》的改编等等,均为在戏剧主题精神上弹奏出来的“变徵之音”。

戏剧存在着戏剧文学与戏剧艺术的对立统一,它是人们文化心理中变量与常量的交汇与平衡,唯其如此,戏剧才能作为艺术长存在舞台上;反之,则必然会陷于“焚香读之”的境地,成为文人“把玩”之品。

在人类的意识形态领域里,没有一成不变的精神。当这一秉性反映到戏剧艺术中时,也会引起戏剧精神的变化。戏剧的发展历史,其艺术程式一旦确立之后,主要是戏剧精神的发展历史,而戏剧故事,只是充当了各时代戏剧稍神的一个载体,充当了戏剧家艺术世界的对应体。对此,克罗齐在《批评》中说了: “在李齐研究过的一系列有关索福尼斯巴的戏剧中,根本就没有索福尼斯巴,而只有特里西诺、梅莱、高乃依、伏尔泰或阿尔菲耶里,这些人是真正的主人公。而哈斯德路巴尔的女儿、西法克斯的妻子、马西尼萨的未婚妻则不是,她只是一个名字,或一些外在的事实,一个由诗人填人适当物质的名字或事实。”索福尼斯巴在不同时期的作家笔下,获得了不同的戏剧粮神,显示了戏剧精神的发展史。古希腊悲剧、莎士比亚的悲剧,以及高乃依时代和欧美现代悲剧,其悲剧精神的嬗变史,实际上就是一部悲剧精神的兴亡史。在中国戏剧史上,南戏代替杂剧,花部压倒雅部,不仅仅只是戏剧音乐和程式的变化,根本点是戏剧精神的变化。

戏剧精神实际上就是人的精神。人创造了戏剧,戏剧也在创造着人。人的戏剧审美心理定势制约着戏剧精神的产生和发展,戏剧精神又可以不断地丰富、充实、调节着人们的戏剧审美心理。一个时代一个民族的审美心理定势,总是接受着历史与现实两股文化心理的左右,前者往往沉淀为一些潜在的艺术审美意趣,后者则常表现为对艺术的直接评价和取舍。在此基础上形成的艺术审美心理定势,形成人们的艺术审美理想和审美趣味,规定着一个时代一个民族戏剧精神的性质。因此,在戏剧的审美过程中,往往形成消极和积极两种基本形态,戏剧的音乐、形式、表演及戏剧精神的生死存亡,都在这里接受检验。

当前戏剧之所以难于走出低俗,其原因不仅仅只在形式,最主要的原因是戏剧精神与时代稍神的错位。许多上演的历史剧,还依然是古人的面孔和旧时代的精神。在观众心目中,这类戏剧与出土文物如同一色,很难引人共鸣。而许多新编的现代戏剧,没有写出新的时代梢神,多是罗列事实,用一些离奇古怪的故事来耗费观众的时间,自然受到观众的抵制。戏剧的孤芳自赏,戏剧的低头向暗壁,都应该从戏剧精神这一角度来作些反思。

时代的变迁,不断地为剧作家提供着新的题材。寻找题材并非难事,驾驭题材才是真正的难事。只有从纷杂的事件中提炼出鲜明的时代精神的旋律,让它随情节的展开而展开,随人物性格的发展而发展,才能创造出杰出的戏剧作品。明代以《鸣凤记》、《清忠谱》为标志的时事戏,清代借离合之情写兴亡之梦的《桃花扇》、《长生殿》诸作,以及新时代出现的《白毛女》、《洪湖赤卫队》、《于无深处》等等,都是“一念正气”使之然,也使之具备“一念正气”。而后产生的《决战淮海》等,亦以“深沉”的格调生色。戏剧固然需要这种题材、写法,但更需要的是这种题材这种写法所创造的“这种精神”。

戏剧题材

中国戏剧的题材,除了一部分取之于现实生活之外,一部分取之于历史典箱或历史传说,大部分直接取之文学作品。传统诗文、小说、话本、传奇、变文、弹词等等,成为中国戏剧取之不尽的题材。当戏剧创作者面对同一题材时,有时互有胜负,有时则不分仲伯。他们往往苦心经营,有时甚至是搜索枯肠,为的是提炼主题,凝聚精神。当一部剧作的主题精神超越历史或同人时,便有能成为艺术杰作;而当同一题材的多部剧作,其主题精冲分别可以确立时,其剧作的艺术价值往往不是平分秋色,就是三足鼎立。谭正璧认为:“中国古代的戏剧,向来有南戏和北戏的分别:金元杂剧属于北戏,而宋元戏文属于南戏……后来元人统一中国,南北戏遂在各地同时盛行。于是戏剧作家彼此争奇斗胜,往往同一题材,亦彼此争用,各运巧思,以写成他们的杰作。所以当时盛行的诸戏剧中,戏文与杂剧同题材的很多,就为这个缘故。”不仅元代如此,明清花部、雅部之间也如此。至近代,京剧、昆剧与各地方戏之间也大量存在这种情况。只是,同一题材形成的那些剧作,随其主题精神的开拓不同而出现不同的命运。其主题精神达到了历史价值与现实价值的统一时,往往该剧成为传统保留剧目;反之,则在大浪淘沙的艺术长河中昙花一现而化作过眼烟云。如取材于《水浒》的剧目有数百种之多,而真正活到现当代的,也只有《三打祝家庄》、《醉打山门》、《逼上梁山》等等。取材于《西游游记》的剧目亦有数百种,但真正能活在舞台上的,也仅有《孙悟空三打白骨精》等寥寥数种。其他取材于《三国演义》、唐宋传奇的戏剧,流传下来的也只有《借东风》、《战街亭》、《单刀赴会》、《杜十娘》、《人面桃花》等。这些剧目的主题楮神,有许多是经数代剧作家的反复开拓与调整,才得以成为民族戏剧中的保留剧目。其艺术生命,在于这些剧目的主题精神与时代审美价值观重合,所以才能引起一代又一代人的心理共鸣。 [13]

戏剧语言

戏剧是表演艺术。戏剧形象,来自于戏剧表演对戏剧文本的转换。戏剧形象,从剧目文本到舞台表演的转换过程中,除了音乐、演技(角色〉等因素之外,语言在这种转换的过程中,充当了整体戏剧形象保留与创造的媒介,戏剧故事、戏剧人物、戏剧精神借戏剧语言而深人人心。

戏剧的语言中,既可分为文本语言,也可分出表演语言。如果换一个角度,戏剧语言亦可分出:对白、唱词、帮腔。当然,如果再换一个角度,则又可分出角色语言、帮腔、标题。在这些戏剧语言中,塑造戏剧艺术形象的主要是唱词与对白,有时帮腔、标题也有突出的作用。

中国戏剧史上,有关《三国演义》戏中,《华阳道》、《战濮阳》等剧中台前台后地喝道:“捉曹操!”曹操落荒而逃的形 象便深深刻印在中国人心屮数百年。“习兵书学兵法易如反掌, 设坛台借东风相助周郎。”在《借东风》等剧中,诸葛亮唱词中一句“借东风”,便使诸葛亮神机妙算的形象,布人口,刻人心。这些,都是小说《三国演义》所不能比拟的。“北风那个吹,雪花儿那个飘……“人们只要听到这段唱 词,就会知道这是喜儿,是歌剧《白毛女》。 自清初就传颂的“家家‘收拾起’,户户‘不提防’”, “收拾起”出自李玉《下钟禄’惨睹》中[倾杯玉芙蓉]唱词 开头的首三宇;而“不提防”则是洪昇《长生殿“弹词》中 [南吕一枝花]唱词的首三字。

戏剧的语言形象,不仅创造出丫鲜活的戏剧人物形象,而 且通过人物形象转换为整部戏剧的艺术形象,进而创造出鲜明的戏剧稍神。我们今天仍能从《千钟禄》、《长生殿》,以及 《万里缘》、《牛头山》、《清忠谱》、《桃花扇》等作品中感受到 清初汉人的遗民故国之思。

中国戏剧史上名垂后世的作家,无不在戏剧语言上反复锤 炼,其目的,一是推进戏剧的故事进程,二在揭示人物内心, 三在塑造人物性格,四在制造舞台气氛(帮腔》,五在揭示戏剧的时代精神。

《诗经》虽经孔子所“删”,但其语言仍然明白如话。中国戏剧的初期,无论是金元杂剧,还是宋元戏文,其语言亦以质朴见长,以自然生色。就是所引诗词,亦是大多熟悉者;而剧作者所创作的诗词,亦是平易如话,明白易懂,有些像我们今天所 说的“打油诗”之类。《窦娥冤》、《西厢记》均为北杂剧之杰作,而《拜月亭》、《琵琶记》则为南戏文之不朽。其对白、唱词,平实而自然;其绘景抒情,在自然而然中渐入佳景引人入胜。经宋元至明清,直至近现代,中国戏剧的语言形象,折磨了一代又一代的剧作者,当他们本于生活而创作出“自然”之语时,戏剧艺术形象“自然”生动而鲜明,戏剧精神“自然”动人心魄。王国维的“自然”之文,乃为历代剧作家处心积虑所追求的所谓“本色”之语。明代汤显祖《牡丹亭》,以其艺术才能将其推上屮国戏剧的极致。 [13]

戏剧音乐

戏剧的音乐,对于戏剧塑造人物,表现思想感情,揭示戏剧主题精神或风格,具有不可替代的作用。

中国戏剧,自宋元至今,各剧种的题材、主题,甚至剧目,均源自于中国文化。可以说,大同而小异,大多没有什么本质的冈别。但它们又确实成为不同的剧种,其中除了剧中各地语言略有区别之外,主要在于声腔(后有板式),在于戏剧音乐,以及这些戏剧音乐的主要演奏乐器。如元杂剧以北方语系发音,越剧以吴越语系发音,京剧以荆湖语系发音,而粤剧以粤语发音。在伴奏乐器方面,昆剧以笛、箫、笙、琵琶为主,并伴之以鼓、板、锣等打击乐器。京剧则以京胡、二胡、月琴、三弦等弦索乐器,再配之以唢呐、笛,并以鼓、锣、铙、钱等打击乐器相从。

声腔的不同,再加上戏剧音乐伴奏因乐器不同产生的音质区别,构成了中国戏剧各个剧种风格的不同。因此,戏剧的音乐形象实际上也就是戏剧的风格形象。

从宋元或金元开始,中国戏剧便分南北,一者为宋元杂剧或金元杂剧,它们不仅产生于中国的北方,也主要流行于北方。宋元南戏产生于中国南方浙江温州之地,时号“永嘉杂剧”,明清传奇承其衣钵。对于中国戏剧的这种状况,王国维在考索宋元戏剧的同异时指出:“故元代南北二戏,佳处略同;唯北剧悲壮沉雄,南戏渚柔曲折,此外殆无区别。”①其风格之异,主要来自于南北二戏的音乐形象。

杂剧与南戏的风格区别,音乐形象的区别为其主体。它们以其不同的感情色彩一一或悲壮沉雄,或柔婉秀丽,诠释着南、北戏剧文学的主体精神,并以之感染着当时的观众和后世的仰慕者。

戏剧音乐在剧目中表现人物的悲欢离合时,亦讲究声腔与曲调。如京剧西皮腔中的导板、原板、慢板、快板、散板、摇板、二六、流水、回龙等调式的配应,纯视剧情而定。即使如表现悲伤的滚调、哭腔等,亦需根据剧中角色的感情变化而配置。戏剧音乐,其情节音乐在于推进剧情发展;而情绪音乐,则重在推进人物感情的变化。前者起到叙事的作用,后者则起到抒情的作用。二者的使命,则在于揭示戏剧的主题铕神。就其音质而言,中国向有丝不如竹,竹不如肉的传统。说明的是,戏剧的音乐形象在塑造戏剧主题形象时,乐器伴奏的音质,远逊于角色的天籁之音。 [13]

戏剧角色

中国戏剧角色,由简而繁。这既是中国戏剧走向成熟的标志,也是剧本由元杂剧四折一楔子过渡到明清传奇、杂剧动辄唐宋时期流行的参军戏,只有参军与苍鹘两个角色,其表演形式,有如今之东北“二人转”。

宋杂剧与金院本的角色一般4人——末泥、引戏、副末、副净。打破这种角色戒律的是南戏。南戏自宋元《小孙屠》、《张协状元》、《宦门子弟错立身》等,至元代《荆钗记》、《白兔记》、《拜月亭》、《杀狗记》及《琵琶记》出,体式上打破了元杂剧四折一楔子的旧式,一般多达数十出,如《琵琶记》就有四十二出。篇幅扩大,情节与人物大量增加,与之相随,角色亦大莆增加。明淸传奇承南戏,角色增加更多。元杂剧均是一人一事的故事,搬演时虽有4 ~5个角色。但只有一人主唱,其唱者或由末或由旦来担任,故元杂剧又可分为末本或且本。但究其实,主角只有一人。如关汉卿《窦娥冤》的主角,只有正旦窦娥。马致远《汉宫秋》的主角,也只有正旦王嫱一人。纪君祥《赵氏孤儿》的主角,则由正末时而扮演韩厥,时而扮演公孙杵臼,时而扮演程勃。这种一个角色扮演多个人物的情况,在南戏及明清传奇中是看不到的。南戏打破了一个角色主唱的程式,发展成为各个角色都可以唱,有独唱、对唱,还有合唱,确是成为一种程式的革命性转变。角色的增加与唱式的突破,增加了戏剧的艺术表现力和感染力。这种变化,也可以说明另外一个问题,即宋元杂剧从总体上来说,染指此项艺术的人数虽然庞大,但其表演的团队人数却非常精练,往往不仅三个婆娘可以演出一台戏,而且三个光棍也同样可以演出一台戏。这种形式的产生与出现,极有可能是当时的杂剧表演团队要么是受制于当时政治局势,要么是受制丁-当时的经济状况。明清戏班动辄数十人,这在宋元时期是不敢奢望的。何况,宋元的杂剧演员流动性很大,自由组合随意而行,所以,当时的戏班近似于后来的草台班子:大地作戏台,蓝天为幕屏;东西南北走,来去自由行。

元代杂剧的演员,大多为沉沦社会底层的人士,其中既有世代相传的俳优、倡优,也有失去生计的穷苦人。这些人有的知文识字,但大多缺少文化,有些甚至就是文盲,不识剧本为何物。因此,他们在将戏剧文学转化为戏剧艺术的过程中,大多依赖于那些粗识文墨的剧作家或班主“说戏”一介绍戏剧故事、戏剧音乐唱腔与唱词,然后就可以登台演出。清代花部初期的演出,大多承其余绪。直至20世纪上叶,早期戏曲演员在科班学习时,实行的是“幕表制”,演戏无剧本,先由戏师讲戏的故亊情节,唱词说白均由演员上台临场发挥。后由袁雪芳等人建立编导制,将编导制在中国戏曲正式确立,才改变这种情况。

因此,这种形式的演出带有很大的自由性,但同时又带有较大的创造性。这就要求扮演角色的演员具备较髙的才情。因为他们几乎没有导演,真正的导演就是他们自己。不像现今的演员,大多沦为剧本、导演的传声筒和艺术的工具。元杂剧的演员,似乎有史可査者大多具备这种才情,所谓“词山曲海,千生万熟。三千小令,四十大曲”是也。这批杂剧演员的才情,我们从夏庭芝《冇楼集》中,尚可一窥真容:顺时秀“杂剧为闺怨最高,驾头诸旦本亦得体”;宋六嫂“与其夫合乐,妙入神品;盖宋善讴,其夫能传其父之艺”;樊事真为“京师名妓”;金兽头是“湖广名妓”;连枝秀、汪怜怜、李芝仪、真凤歌等等,均为妓女身份,人虽贱,但演艺非凡,不是“善杂剧”,就是“工小唱”、“善慢词”。这批特殊的演员在搬演元杂剧时,以其卓越的才情,充任角色,扮演人物,诠释元曲主题,创造元曲的艺术精神。戏剧的角色形象,为演员艺术修养在舞台上的演艺形象。在中国戏剧史上,大批知名于当世、或饮誉于后世的知名演员,都是以“角色当行”而实现。而一种戏剧的成熟与辉煌,亦以剧作家、剧本、演员的名垂青史为标志。元杂剧、明清传奇如此,近现代的花、雅二部亦是如此。早期京剧,如果没有魏长生、髙朗亭、余三胜、张二奎、程长庚等人塑造鲜明的舞台角色形象,京剧的发展将会仅仅停留于初级阶段,再好的剧本也会成为案头文学。而在清末民初出现的名角谭鑫培、汪桂芬、孙菊仙、盖叫天、周信芳、梅兰芳等人,则将京剧的戏剧艺术与戏剧精神推向顶峰。 [13]

艺术平衡

没有冲突就没有戏剧,这似乎已经成了戏剧界的金科玉律。但是,从戏剧艺术的角度来审视,传统的戏剧冲突论,仅仅是人物行动的冲突。这种冲突本质上只是戏剧展开的手段而已。戏剧的艺术平衡.才是戏剧的目的,戏剧的生命。

优秀的戏剧,以其艺术的完整和统一,构成了呈平衡状态的戏剧艺术系统。在这一系统中,又包含着平衡的子系统(形式、内容、舞台表演等)和亚子系统(如结构、宾白、眘乐等〉,这些位于第二层次、第三层次的系统,其内部及相互之间的关系,既可能有同一性,又有一定的对立性。正是这种艺术的同一性和对立性,才导致各个层次戏剧系统的统一与分立。戏剧凭借这种艺术的统一,展开和解决各个层次戏剧系统的冲突,并最终导致戏剧艺术平衡和艺术价值的实现。

戏剧各个层次系统的矛盾运动,有对立有统一,相辅相成而达到艺术的平衡。戏剧的这一矛盾运动,形成了戏剧各个层次两种艺术力的交叉和运动。其一是戏剧的艺术离心力,这就是各个子系统、亚子系统中的对立因素,它的使命似乎在于使戏剧走向四分五裂,并最终导致戏剧的非艺术化。其二,避免这种非艺术化的是戏剧的艺术向心力,它的使命在于使各种离心力消减,以求得戏剧的完整统一,从而完成戏剧的艺术使命。戏剧的艺术平衡,实际上是戏剧的这两种力相互作用的结果。离心力与向心力,在戏剧各个层次的系统中,以及在戏剧整个大系统中,有时会以单相力的形式出现,有时又会以合成为的形式出现。故戏剧就有整体与局部的平衡与非平衡。《茶馆》、《雷雨》等剧,因其形式与内容这一子系统艺术向心力与艺术离心力二力的作用,达到了戏剧的艺术平衡。京剧《群英会》中,曹操与孙权、周瑜、孔明、黄盖的行动构成了戏剧人物这一亚子系统的离心力与向心力,其中,又以周瑜、孔明的行动构成丫季子系统的离心力和向心力。在戏剧结构这一亚子系统中,熊友蕙与侯三姑、熊友兰与苏戌娟两条线索的铺排,分别构成了《双熊梦》结构的离心力和向心力。只是离心力过大,故在浙江昆苏剧团改编的《十五贯》中,断然砍去了熊友蕙与侯三姑这一条线,而另外加强了娄阿鼠这一条线的铺设,为的是保持结构的艺术平衡。明代以后的传奇,往往是多头绪、双结构,虽然予人眼花缭乱,热闹非凡,但却严重地影响了戏剧的艺术平衡,自然也就失去它的生命力。欧阳予倩说:“昆曲的没落,剧本冗长,故事不集中,主题不够突出也是原因之一。”①戏剧两种艺术力的互为消长,一方面形成了戏剧艺术风格的工拙参见,雅俗相得;另一方面形成了戏剧艺术审美意境对十戏剧艺术容量的相对适应和非适应。因为,每一种单一的艺术力度,其离心力总是不乐于外力范围,好自以为是,具有天马行空之势,使戏剧具有危机四伏的风险;而向心力则斤斤守法,它要把戏剧的各个层次各个系统按规矩塑成方圆,似乎有使烈马驾轻车就熟路的韵味。

“一阴一阳之谓道”。戏剧的艺术平衡,就是戏剧的离心力与向心力这两种艺术力度的张弛所形成的艺术引力场,这如同太阳、地球、月亮在运动中产生的引力场,保持了三者的正常运行,是同样的道理。

被欧洲戏剧长期奉为经典的“三一律”,其本质是戏剧艺术平衡的总结。“三一律”的发现者不管是阿宾雅克神甫还是亚里士多德,都显然是哲学家对于戏剧艺术平衡的直觉印象(它所包含的仅仅是戏剧的三个子系统〉,强调时间、地点、情节的统一,是戏剧史上认识戏剧艺术平衡的划时代的贡献。但它的缺陷是显而易见的。随着戏剧情感化、音乐化的进程,“三一律”中的时间和空间逐渐在戏剧人物的心理流程的潋浪中被淡化了。中国的古典戏剧重在抒情,不大理会“三一律”的教条。欧洲古典戏剧中的具有开放式结构的一部分戏剧以及欧美的现代派戏剧,推倒了 “三一律”的说教。在这些戏剧中,人们强调的是戏剧艺术力度的平衡。中国明代的王骥德在《曲律》中指出:“论曲,当看全体力量如何。”前苏联的祺洛道夫在其《戏剧结构》中指出,戏剧是两种艺术力的平衡。至于欧美的评论家,在这方面则走得更远。生活在19世纪的丹纳,就认为拉辛、莎士比亚的戏剧人物之所以栩栩如生,就在于三种力量〖人物、情节、风格)的集中与统一。戏剧的艺术平衡,有赖于戏剧各个层次系统的平衡。“三一律”前人论述多矣,本处不拟展开。戏剧与人物性格、咅乐与戏剧、戏剧文学与戏剧艺术、戏剧的情与景、戏剧与社会诸方面,其本质上都是矛盾体,存在若对立。只有当这些方面的结合或体现从对立走向统一时,艺术表现才会呈现平衡状态。 [13]

中国省区戏剧划分

北京市▪ 京剧▪ 北方昆曲▪ 西路评剧▪ 北京曲剧 
河北省▪ 河北梆子▪ 评剧▪ 丝弦▪ 保定老调▪ 哈哈腔
▪ 河北乱弹▪ 武安平调▪ 武安落子▪ 西调▪ 隆尧秧歌
▪ 唐剧▪ 深泽坠子▪ 安国老调▪ 上四调▪ 保定皮影
▪ 贤寓调▪ 碰板调▪ 十不闲莲花落▪ 固义傩戏▪ 海兴南锣
▪ 定州秧歌戏▪ 蔚州梆子▪ 高腔▪ 唐山皮影▪ 冀南皮影戏
▪ 张家口赛戏▪ 临漳西狄邱落子▪ 南辛庄木偶戏▪ 新颖调▪ 横歧调
▪ 东路二人台▪ 诗赋弦▪ 邢台弦子腔▪ 邢台坠子戏▪ 邢台淮调
▪ 邢台西调▪ 肃宁武术戏▪ 怀安软秧歌▪ 肥乡罗戏
山东省▪ 山东梆子▪ 枣梆▪ 莱芜梆子▪ 东路梆子▪ 柳子戏
▪ 大弦子戏▪ 罗子戏▪ 吕剧▪ 茂腔▪ 柳腔
▪ 五音戏▪ 柳琴戏▪ 四平调▪ 灯腔▪ 东路肘鼓子
▪ 坠剧▪ 渔鼓戏▪ 八仙戏▪ 蓝关戏
青海省▪ 青海藏戏▪ 青海平弦戏
安徽省▪ 黄梅戏▪ 青阳腔▪ 沙河调▪ 岳西高腔▪ 目连戏
▪ 安徽傩戏▪ 庐剧▪ 安徽端公戏▪ 泗洲戏▪ 宿州坠子
▪ 含弓戏▪ 芜湖梨簧戏▪ 文南词▪ 凤阳花鼓戏▪ 皖南花鼓戏
▪ 淮北花鼓戏▪ 推剧▪ 嗨字戏▪ 洪山戏
江苏省▪ 昆曲▪ 淮剧▪ 扬剧▪ 通剧▪ 锡剧
▪ 苏剧▪ 淮海戏▪ 丹剧▪ 丁丁腔▪ 海门山歌剧
▪ 淮红剧▪ 苏州评弹
上海市▪ 沪剧▪ 滑稽戏▪ 奉贤山歌剧
浙江省▪ 越剧▪ 婺剧▪ 绍剧▪ 新昌调腔▪ 宁海平调
▪ 松阳高腔▪ 永康醒感戏▪ 温州昆曲▪ 金华昆腔戏▪ 台州乱弹
▪ 诸暨乱弹▪ 瓯剧▪ 和剧▪ 杭剧▪ 甬剧
▪ 湖剧▪ 姚剧▪ 睦剧
江西省▪ 赣剧▪ 弋阳腔▪ 盱河戏▪ 东河戏▪ 宁河戏
▪ 瑞河戏▪ 宜黄戏▪ 南昌采茶戏▪ 赣南采茶戏▪ 萍乡采茶戏
▪ 万载花灯戏▪ 抚州采茶戏▪ 吉安采茶戏▪ 宁都采茶戏▪ 赣东采茶戏
▪ 九江采茶戏▪ 景德镇采茶戏▪ 高安采茶戏▪ 武宁采茶戏
福建省▪ 梨园戏▪ 高甲戏▪ 平讲戏▪ 闽剧▪ 庶民戏
▪ 词明戏▪ 莆仙戏▪ 词明戏▪ 大腔戏▪ 闽西汉剧
▪ 北路戏▪ 梅林戏▪ 右词南剑调▪ 小腔戏▪ 三角戏
▪ 闽西采茶戏▪ 南词戏▪ 闽西山歌戏▪ 芗剧▪ 打城戏
▪ 竹马戏▪ 游春戏▪ 肩膀戏
台湾省▪ 歌仔戏
广东省▪ 粤剧▪ 潮剧▪ 白字戏▪ 粤北采茶戏▪ 乐昌花鼓戏
▪ 雷剧▪ 粤西白戏▪ 正字戏▪ 广东汉剧▪ 西秦戏
▪ 花朝戏
海南省▪ 琼剧▪ 临剧
湖南省▪ 湘剧▪ 祁剧▪ 常德汉剧▪ 巴陵戏▪ 湘昆
▪ 长沙花鼓戏▪ 岳阳花鼓戏▪ 常德花鼓戏▪ 湘西花灯戏▪ 湘西阳戏
▪ 衡阳花鼓戏▪ 邵阳花鼓戏▪ 零陵花鼓戏▪ 师道戏▪ 湘西苗戏
▪ 新晃侗族傩戏
河南省▪ 豫剧▪ 河南越调▪ 南阳梆子▪ 大平调▪ 怀梆
▪ 大弦戏▪ 罗戏▪ 罗卷戏▪ 河南曲剧▪ 河南道情
▪ 豫南花鼓戏▪ 乐腔▪ 五调腔▪ 宛梆▪ 二夹弦
▪ 河南坠子
湖北省▪ 汉剧▪ 荆河戏▪ 南剧▪ 湖北越调▪ 山二黄
▪ 湖北高腔▪ 楚剧▪ 东路花鼓戏▪ 黄梅采茶戏▪ 阳新采茶戏
▪ 远安花鼓戏▪ 荆州花鼓戏▪ 梁山调▪ 郧阳花鼓戏▪ 随县花鼓戏
▪ 文曲戏▪ 鄂西柳子戏
四川省▪ 川剧▪ 四川灯戏▪ 四川曲艺剧▪ 秀山花灯戏
吉林省▪ 黄龙戏
云南省▪ 滇剧▪ 云南花灯戏▪ 昆明曲剧▪ 关索戏▪ 傣剧
▪ 白剧▪ 云南壮剧
贵州省▪ 傩戏▪ 黔剧▪ 贵州梆子▪ 贵州花灯剧▪ 贵州侗戏
▪ 布依戏▪ 苗戏▪ 安顺地戏
甘肃省▪ 陇剧▪ 高山剧▪ 影子腔▪ 甘南藏戏
陕西省▪ 秦腔▪ 汉调二黄▪ 合阳跳戏▪ 线腔▪ 眉户戏
▪ 陕西碗碗腔▪ 陕西老腔▪ 陕南端公戏▪ 陕西道情▪ 弦板腔
▪ 陕南花鼓戏▪ 安康弦子戏▪ 汉调桄桄
辽宁省▪ 海城喇叭戏▪ 辽南影调戏▪ 阜新蒙古剧▪ 彩扮莲花落▪ 二人转
山西省▪ 晋剧▪ 蒲剧▪ 北路梆子▪ 锣鼓杂戏▪ 耍孩儿
▪ 灵邱罗罗▪ 上党皮黄▪ 上党落子▪ 永济道情戏▪ 洪洞道情
▪ 临县道情戏▪ 晋北道情▪ 襄武秧歌▪ 壶关秧歌▪ 沁源秧歌
▪ 祁太秧歌▪ 繁峙秧歌▪ 朔县秧歌▪ 孝义碗碗腔▪ 曲沃碗碗腔
▪ 弦子腔▪ 凤台小戏▪ 河曲二人台
黑龙江省▪ 龙江剧
西藏自治区▪ 藏戏
内蒙古自治区▪ 内蒙大秧歌▪ 漫瀚剧▪ 二人台
广西壮族自治区▪ 邕剧▪ 桂剧▪ 丝弦戏▪ 师公戏▪ 彩调
▪ 牛娘剧▪ 桂南采茶戏▪ 壮剧▪ 苗戏▪ 侗戏
新疆维吾尔自治区▪ 新疆曲子戏

 

هنر چین

中国美术史

چین، در سرتاسر تاریخ طولانی ثبت شده‌اش، توانسته است مرزهایش را تقریباً بدون آنکه خود به تهاجمی دست زند حفظ کند. این امر مسلم که هم ادبیات و هم هنرها در چین در طی چندین هزاره وابستگی متقابل بسیار چشم‌گیری داشته‌اند، خود مؤید این نظر است که فرهنگ چین نیز به همین اندازه عاری از گسست بوده است. با این همه، فرهنگ چینی که تجلی آن را در هنرها و هنرهای کاربردی می‌یابیم، سنتی ناب و خالص نبوده است.

کنجکاوی و علاقه به نقش‌مایه‌های خارجی که از همسایگان شرقی و غربی وام گرفته می‌شده به استادی در فن و گنجینه‌ای غنی از سبک‌های مختلف شکل داده است، اما عشق به سنت، حفظ تجانس را تضمین کرده است. هرگاه نقش‌مایه‌ها و سبک‌ها جذب سنت چینی شده‌اند، در طی قرون، هم سو با علاقه به کهن‌گرایی که در بخش اعظم هنر چینی جاری است بارها از نو سربرداشته‌اند. همین علاقه ما را به این دیدگاه سوق می‌دهد که چین فرهنگ هنری یک پارچه و خود بسنده‌ای دارد.

یکی از پرنفوذترین واردات پذیرش آیین بودایی و در قرن دوم ق‌م بود که فرهنگ دینی و فلسفی جدیدی را با هنر و شمایل‌نگاری ملازم آن به چین آورد. در پی آن، سبک‌های جدید نقاشی فیگور و پیکره‌سازی، و نیز الگوهای جدید در طراحی معابد، اثاث و تزیینات آن‌ها لازم افتاد؛ جذب این‌ها قرن‌ها به طول انجامید.

بخش اعظم هنر بودایی از سنت‌های آسیای مرکزی الهام می‌گرفت که خود ریشه در الگوی اصلی در شمال هند داشتند. در چین، شمایل‌نگاری بودایی نقشی مهم در پیکره‌سازی و نقاشی داشته است. پیکره‌های بزرگ مقایس پیش از این، قالب هنری بومی مهمی نبودند، اما در قرون پنجم و ششم، نقش برجسته‌های با ابهت و پیکرهای سنگی بی‌تکیه‌گاه برای غارها، معبدها و بناها چوبی ساخته می‌شد. در سده‌های میانه، و بعدتر، سبک‌های هنری تبتی، مغولی و گورکانیان هند در چین در دوره‌های محبوبیت و نفوذ یافتند، اما تأثیر آن‌ها در کل چندان گسترده نبود.

رشد لایه‌بندی در جامعه چین تنوع بیشتر در سبک‌های هنری و تنوع بیشتر در مواد و مصالح کار را اقتضا می‌کرد. از همان مراحل اولیه، مهارت در تزیینات سطح، چه باکنده‌کاری روی سنگ یا ریخته‌گری فلزات، در چین به وجود آمد. نقش‌مایه‌های به کار رفته به صورت تزیینات نقش شده بر سفالینه‌ها تا به امروز باقی مانده‌اند.

از دوره زمامداری دودمان‌ هان، نقاشی و خوشنویسی معتبرترین شاخه‌ها هنر بیانی بوده‌اند. این هنرها، که اهل قلم نیز دستی در آن‌ها داشتند، با فلسفه زندگی آنان عجین است. خوشنویسی، که از دیرباز یکی از قالب‌های جدی هنر تلقی می‌شده است. بیان‌گر قدرت شخصیت خطاط است و بنابراین چیزی فراتر از کلمات نوشته شده را بیان می‌دارد.

در قرن بیستم، به دلایل سیاسی و عقیدتی، شاهد تلاش برای وارد کردن سبک خارجی (به صورت نقاشی رنگ روغن و پیکره‌سازی روسی) به منظور پرکردن خلأ مفروض در هنرهای بومی معاصر بوده‌ایم. به سفارش حکومت مؤسساتی برای تعلیم نقاشان و پیکره‌سازی برای تولید «هنر رسمی» با سبک و شیوه‌ای بیگانه با سبک‌های تثبیت شده چینی به وجود آمده است. این امر در شکل فعلی‌اش شاید حرکتی گذرا باشد، اما به هر حال حرکتی است که با خود تغییری عظیم در آموزش هنر و درک بیشتر کاربردهای هنر به همراه آورده است و شاید در چین تأثیراتی ماندگار داشته باشد.

با این که هنرها و هنرهای کاربردی در چین، پیوسته مفاهیم خارجی در جذب کرده‌اند، همگی گویی سبکی قابل شناسایی دارند؛ و این گواهی است بر ثبات جامعه چین. در جامعه‌ای چین تجاری، تماس با خارج عمدتاً از طریق داد و ستد بوده است، گو که در زمان‌هایی تجارت به معنای پیشکش دادن و گرفتن و مبادله به معنای ادای احترام بوده است. هر تلاشی برای شناساندن سبک چینی باید پیچیدگی فرهنگی‌ای را لحاظ کند که طی پنج هزار سال، ساخته شده بی آن که چیزی را به دور بیندازد. کهن‌گرایی در چین، که با پیچیدگی بسیار غریبی همراه بوده است، گویی سبب شده که ذوقی متکی به خویش دست نخورده باقی ماند و سبکی چند وجهی خلق شود.

 

تاریخ و سیر هنر چین

چین در میان کشورهای شرق آسیا به دلیل قدمت تمدن، وسعت، تعداد جمعیت و تأثیر تمدنی بر کشورهای پیرامون خود کره، ژاپن دارای اهمیت است. نخستین دهکده های عصر نوسنگی در حدود ۷۰۰۰ سال پیش از میلاد در کنار رود زرد به وجود آمدند. چینی ها در حدود ۱۷۰۰ سال پیش از میلاد وارد مرحله شهرنشینی شدند و نخستین سلسله خود را به نام شانگ تأسیس کردند. در میان سلسله های متعدد چین، سلسله های شانگ، جو ، چین ، هَن ، سلسله موسوم به شش پادشاهی، تانگ، سونگ ، یوآن یا سلسله مغولی چین، مینگ و چینگ در تعالی هنرهای چین سهم مهمتری دارند.

در دوره های شانگ و جو ساخت اشیای مفرغی شکوفا شد. در دوره سلسله چین، که نام خود را به این سرزمین داده است، وحدت سیاسی و فرهنگی پدید آمد. در دوره هن، ارتباط چین با جهان غرب ایران و روم، گسترش یافت و جاده ابریشم گشوده شد.

هنرهای چین

در دوره تانگ، بافت پارچه های ابریشمی و ساخت ظروف چینی به اوج خود رسید و ارتباط مسلمانان با چین شروع و ظروف چینی وارد بازارهای اسلامی شدند. در دوره سونگ نقاشی به اوج خود رسید. در قرن هشتم هجری ایرانی ها به واسطه مغول ها، با شیوه نقاشی چینی آشنا شدند و نکاتی را آموختند. در دوره مینگ مهمترین معماری چوبی جهان در پکن، شهرممنوعه، ساخته شد. خوشنویسی و نقاشی همواره هنر درجه اول مردم چین بود، اما چینی ها در معماری، ساخت ظروف چینی و مفرغی، پارچه های ابریشمی، ساخت اشیایی از سنگ یشم و آثار لاکی هم بسیار توانا بودند. تاریخ، فرهنگ و هنر چین همواره از تداوم برخوردار بوده و حتی در زمان تسلط اقوام بیگانه نیز دچار گسست نشده است.

 

 خوشنویسی و نقاشی

مردم چین دارای شیوه نوشتار اندیشه نگار هستند که در طول تاریخ ثابت مانده و از این رو برای همه مردم چین و با وجود گویش های مختلف قابل فهم بوده است. خط چینی به جای الفبا، دارای هزاران شکل مستقل است و هر شکل، نقش یک واژه را ایفا می کند. این شیوه نوشتار، نقش مهمی در تداوم سنت های فرهنگی و هنری چین داشته است. چینی ها نقاشی و خوشنویسی را هنری فقط در خور توجه بزرگان و دیگر مصنوعات را نوعی صنعت گری می دانستند. این دو هنر از بسیاری جنبه ها با یکدیگر پیوند داشتند. ابزار خوشنویسی قلم مو، ابریشم یا کاغذ به چیره دستی زیادی نیاز داشت. خوشنویسی اندیشه نگار چینی، ازکیفیت تصویری برخوردار و بیان اندیشه و احساس را ممکن می سازد و با نقاشی پیوند دارد. در نظر چینی ها انسان بر طبیعت مسلط نیست، بلکه بخشی از آن است. و نقاش کسی است که بتواند عظمت و زیبایی های طبیعت را بر انسان آشکار کند. نقاشی سنتی چین، به لحاظ سرزندگی و ریتم خط و ضرباهنگ قلم مو، تأثیر زیادی از خوشنویسی گرفته و در اغلب نقاشی های چینی از خط نوشته به شکل امضاء، شعر یا اظهار نظر هنرمند استفاده شده است.

چینی ها عقیده داشتند که تمامی رنگ ها در مرکّب، وجود دارد. نقّاش چینی با مهارت بسیار، تنوعی از رنگ سایه ها را در ذهن خود به دست می آورد و پیش از نقاشی کردن، ساعت ها به تفکر می نشست و تصویر مورد نظر را در ذهن خویش کامل می کرد و در مرحله اجرا آن را بسیار سریع به انجام می رساند. پس از آن، هیچ گونه تصحیح یا تغییری در تصویر ممکن نبود. نقاش باید دستی خطا ناپذیر و تسلطی بی چون و چرا بر قلم موی خود می داشت. منظره نگاری همواره در نقاشی چینی اهمیت داشته است. منظره طبیعی از زمان های کهن مورد توجه بوده است. نقاشان چین علاقه ای به قواعد پرسپکتیو نداشتند. منظره سازی های توماری، از ابتکارات چینی ها است. علاقه پیروان آئین دائو به طبیعت، شرایط لازم برای پیدایش هنر منظره سازی فراهم نمود. در دوره هن، کاغذ و ابریشم زمینه مناسبی را برای رشد نقاشی فراهم کرد. در دوره تانگ و تحت تأثیر نقاشی های بودائیان هند، نقاشی دیواری به ویژه در غار های بودایی شمال غربی چین شکوفا و حالات و زندگی بودا بر بدنه غارها نقاشی شد . منظره سازی در دوره سونگ، به اوج خود رسید و هنرمندان سونگ تعریفی خاص از فضای تصویری به دست دادند که به عنوان سر مشقی تا سده بیستم ادامه یافت، نقاشان مکتب سونگ از تمام امکانات قلم و مرکب بهره می گرفتند و با حداقل وسایل، جوهر طبیعت را در آثار خود منعکس می کردند و طبیعت را چون جهانی بی انتها، پرشکوه تصویر می کرد و برای فضاهای پُر و خالی ارزشی برابر قائل بود تا در نقّاشی چینی انواع مضمون های دینی و دنیوی مورد توجه بود. آیین بودایی نیز موضوع های جدیدی را در اختیار هنرمندان قرار داد و سبب رواج نقاشی دیواری گردید.

در سال ۱۲۶۰ میلادی، سلسله سونگ توسط مغولان فرو پاشید و مغول ها سلسله یو اَن را تأسیس کردند. در این دوره نیز نقاشی دارای اهمیت ویژه بود و نقاشان آثار ارزشمندی خلق کردند. در دوره مینگ، گرایشی به رنگ آمیزی متنوع به ویژه  رنگ های سبز و آبی در منظره نگاری ها، ظرافت کاری و تزئین و کپی برداری از سبک های گذشته رخ نمود. در دوره چینگ سبک دوره مینگ رو به شکوفایی نهاد و تا سده نوزدهم از نوآوری باز نماند.

معماری

در چین به دلیل شرایط آب و هوایی مرطوب، ساخت بناها با مواد و مصالحی چون سنگ و آجر مورد توجه نبود و چوب مهمترین مصالح معماری به شمار می آمد. اما این بدان معنا نیست که چینی ها در ساخت بناهای یادمانی ناتوان بودند، چنانچه دیوار چین که اکنون جزء عجایب هفتگانه است، نمونه ای از توانایی چینی ها در خلق آثار معماری است.  چینی ها معابد بودایی، کاخ ها و خانه ها را به صورت یک تا چند طبقه و اغلب با چوب می ساختند که شکل کلی آن ها تقریباً مشابه هستند. در این معماری سقف شیروانی مانند ساختمان، با سفال پوشیده می شد و رخ بام پیرامون آن به شکل ایوانی که دارای لبه خمیده به سمت بالا است، ساخته می شد و عملکرد آن کنترل باران و ایجاد سایه بود. در ساختمان های چند طبقه، طبقات بر روی ستون های چوبی قرار می گرفت و نمای بنا شکل چترهای مطبق به خود می گرفت. غیر از معابد یاد شده، چینی ها بناهای رفیعی به نام پاگودا، بنای یادبود بودا دارند که گاه ارتفاع آن ها به ۱۳ طبقه هم می رسند. در معماری کاخ و خانه های اعیانی، باغ سازی، ایجاد آبراهه و ساخت پل های زیبا مورد توجه بود و نمونه برجسته معماری چوبی چین، مجموعه کاخ های شهر پکن، شهرممنوعه است که در دوره مینگ ساخته شده اند.

 

تندیس سازی

ساخت تندیس های جانوری و انسانی از جنس گِل پخته، چوب، سنگ و فلز همواره مورد توجه هنرمندان بود. اغلب این تندیس ها بیان گر شغل آن ها در خانه فرد متوفی بود که به همراه او در درون قبور قرار داده می شدند. کشف مقبره امپراتور سلسله چین در سال ۱۹۷۴ میلادی، توانایی چینی ها را در ساخت تندیس های بزرگ سفالی نشان می دهد. در این مقبره تندیس سربازان و اسب هایشان که نماینده سپاهیان امپراتور بودند،کشف شد. این تندیس ها بسیار واقع گرا ساخته شده اند و در بازنمایی جزئیات و تجهیزات سربازان بسیار دقت شده است. ورود آیین بودا به چین، تندیس سازی را تحت تأثیر قرار داد. هنرمندان به تقلید از الگوهای هندی یا آسیای مرکزی، اصول زیبایی شناسی تازه ای به وجود آوردند. هنرمند چینی الگوی هندی را در طول بیش از یک سده دستخوش تغییرات ساخت. این تغییرات را می توان در معابد غار مانند بودائیان درشمال غربی چین دون هوانگ که در دل کوه ها تراشیده یا نقاشی می شد، مشاهده کرد. تندیس ها و نقاشی های موجود در این غارها به لحاظ اندازه و بیان مفهوم، از مهمترین آثار سترگ و مذهبی در جهان به شمار می آیند. هزاران تندیس، نقش برجسته و نقاشی دیواری موجود در این غارها، ترکیبی از حرکت در تندیس سازی هندی و خصلت خطی موزون و آرام در هنر چینی را به نمایش می گذارد. در دوره تانگ موج تازه ای از هنر هندی عصر گوپتای هند به چین رسید و سبب نوعی شکل سازی کامل و پراحساس در تندیس ها شد. در دوره سونگ ساخت تندیس های سفالی و چوبی خدایان بودایی مورد توجه قرار گرفت. فضای متفکّرانه عصر سونگ بر روی تندیس سازی مؤثّر بود و سبب شد پیکره ها ظریف تر، متفکرتر و آرام تر ساخته می شوند.

 

سفال گری

چینی ها در ساخت سفال به ویژه سفال های لعابدار بسیار توانا بودند. نخستین ظروف سفالی منقوش که دارای نقش های هندسی هستند در هزاره پنجم پیش از میلاد دوره نوسنگی، ظاهر می شوند. عالی ترین ظروف سفالی چین ظروف موسوم به چینی هستند. ساخت آن ها از ابتکارات سفال گران چین است که در عصر سلسله های تانگ، سونگ و مینگ به اوج خود رسید. در میان آن ها چینی های موسوم به آبی و سفید مشهور هستند. این گونه ظروف، از دوره تانگ به این سو به بسیاری از نقاط جهان از جمله به ایران صادر می شد و سبب تحرّک سفال گری دوره  اسلامی ایران شد.

 

فلزکاری

ساخت اشیای فلزی به خصوص اشیای مفرغی در چین بسیار پر رونق بود. هنرمندان بر روی ظروف منظره، نوشته، اژدها، انواع جانوران و موجودات خیالی را نقش می کردند و از آن ها در مراسم عروسی و عزا استفاده می کردند.

در ادامه به سایر زوایا و هنر چین در رشته های مختلف ادامه خواهیم داد تا شما هنرمندان و علاقمندان را بیشتر با این کشور آشنا سازیم.

موسیقی چینی را در این بخش معرفی می کنیم.

骨笛

موسیقی سنتی چین

中国音乐历史与发展

هنر موسیقی، زبانی برای بیان اندیشه و حالات درونی انسان­ ها به بهترین و زیباترین وجه از طریق هنر است که از آغاز نوآوری و خلاقیت بشری همراه انسان بوده است. به همین دلیل است­ که هنر موسیقی را گوهر نشان­دار تمدن بشری نامیده ­اند. این هنر اگرچه در هر جامعه و تمدنی رنگ و بوی خاصی دارد، ولی تنها نوع بیان حالات انسانی است که نیاز به زبان ندارد. انواع سبک­ ها و آلات موسیقی سنتی چین نیز که ریشه در تاریخ پیش از تاریخ این سرزمین دارد، در گذر زمان دچار تغییر و تحولات عمیقی شده و از حالت ابتدایی و تک صدایی و سادگی آغازین به وضعیت پیشرفته، گروهی و پیچیده ­ی کنونی رسیده است. هنر موسیقی چین نیز هم­چون فرهنگ، تاریخ و تمدن این کشور، از طریق مبادله و داد ستد با سایر اقوام و ملل پیرامونی به رشد و بالندگی رسیده و بلوغ یافته و همیشه مورد توجه حاکمان و مردم عادی بوده و در غم و شادی، نیایش و مراسم، رزم و بزم، جزیی از زندگی روز مره ­ی مردمان این سرزمین بوده است. آن­چه درپی می ­آید، مختصر اشاره­ ای به پیشینه، تاریخ پیدایش، روند شکل گیری و رشد و تکامل و وضعیت کنونی این هنر در سرزمین کهن چین است.

تاریخ موسیقی چینی

براساس اسناد و مدارک و کتاب ­ها و نوشته ­های تاریخی، استفاده از هنر و آلات موسیقی در چین از دوران پارینه سنگی و از دوران انسان ابتدایی رواج داشته است. کشفیات باستانی به دست آمده از دوران عصر حجر نشان از ابداع آلات مختلف موسیقی از سنگ و چوب و سفال از بیش از ۴٠٠٠ سال پیش در این کشور دارد. نِی ­های استخوانی کشف شده ­ی متعلق به عصر پارینه سنگی در چین، جزو قدیمی­ترین آلات موسیقی یافت شده در جهان هستند. آلات موسیقی سفالین کشف شده از منطقه ­ی شی­ اَن نیز دارای قدمتی ۶٠٠٠ ساله هستند. نوشته های تاریخی نیز از ۴٠٠٠ سال پیش به وجود ابزار موسیقی و استفاده از این هنر در زندگی روزمره ­ی مردم و دربار پادشاهان حکایت دارد. در دوران سلسله­ ی شی ا (٢٠٧٠ تا ١۶٠٠ پیش از میلاد) جامعه­ ی چین از دوران ابتدایی عصر حجر به دوران برده داری تکامل یافت. در این دوره هنر موسیقی که قبلا برای توتم ­های قبیله ­ای و ارواح نیاکان و مراسم قربانی استفاده می ­شد، و ابزاری برای بیان احساسات و ترانه ­های عامیانه در ستایش آسمان، بیان آمال و آرزوها، و مراسم قربانی بود، در کنار کاربری پیشین، به ابزاری برای تقویت قدرت و ستایش اعمال و کردار و تفریحات طبقه ­ی حاکم تبدیل شد. کتاب ­های تاریخی چین که پیدایش موسیقی سنتی ردیفی چینی را به دوران امپراتوری هوانگ ­دی (امپراتور زرد) در ۴٠٠٠ سال پیش نسبت می­ دهند، با کشف برنز در دوران هوانگ ­دی بر تنوع آلات موسیقی که پیش از آن تنها از چوب و سنگ و سفال بود افزود و با ساختن زنگ­ های فلزی ردیفی صدای متنوع­تر و بلندتری از این آلات تولید گردید. در همین دوره بود که از آلات تلفیقی سنگ و برنز برای مراسم ­هایی هم­چون رفتن به جنگ، ورود به کاخ امپراتوری، مراسم قربانی کردن و جشن ­ها استفاده می ­شد.

در دوران سلسله­ ی«جو» هنر موسیقی از حالت نیایشی پیشین به تفریحات درباری تمایل بیشتری پیدا کرد و نظارت دولتی آن را به استانداردهای لازم نزدیک­تر ساخت. در این دوره، برای استفاده از موسیقی در مراسم نیایشی و درباری و استفاده ­ی مقامات دربار براساس جایگاهشان از آن مقررات و چارچوبی تحت عنوان«موسیقی حرکات موزون ۶ سلسله­ ی پادشاهی» تعیین و معرفی شد که هیچکس حق تخلف از آن را نداشت. گروه موسیقی مربوط به دربار و امپراتور از ۶۴ هنرمند و موسیقیدان تشکیل می ­شد. از این طریق بود که هنر موسیقی وارد دنیای تمدن بشری شد.

در دوران سلسله ­های بهار و پاییز و کشورهای هم ­ستیز (٧٧٠ تا ٢٢١ پیش از میلاد) که جامعه ­ی چین از برده­ داری به فئودالی تغییر یافت، هنر موسیقی نیز متحول شده و دسته ­بندی هشتگانه­ ی آن آغاز شد. همزمان با توسعه و استاندارد یافتن موسیقی درباری، موسیقی عامیانه نیز به روند تکاملی خود ادامه داد و موسیقی محلی مناطق مختلف هم رشد یافته و برتنوع و کیفیت آلات موسیقی افزوده شد. میان آواز، رقص و موسیقی فولکلور همیشه ارتباط تنگاتنگی وجود داشته که داستانسرایی عامیانه نیز بر غنای آن افزوده است.

در دوران سلسله­ ی چین (٢٢١ تا ٢٠۶ میلادی) به عنوان نخستین امپراتور سراسر چین بود که نهاد سازمان یافته­ ای برای ساماندهی و نظارت بر آموزش، جمع آوری ترانه­ ها، موسیقیدانان و استفاده­ ی صحیح از آلات موسیقی شکل گرفت. رشد و تکامل موسیقی در دوران سلسله­ ی هَن (٢٠۶ پیش از میلاد تا ٢٢٠ میلادی) هم­چنان ادامه یافت و جمع آوری موسیقی­ های عامیانه و محلی و تلفیق آن­ها در موسیقی ملی موجب رشد و بهتر شدن هر دوبخش شده و این هنر هرچه بیشتر در زندگی خصوصی مردم تأثیر­گذار گردید. آغاز فعالیت جاده­ ی معروف ابریشم نیز در انتقال سبک و آلات موسیقی مناطق مختلف غربی به چین بسیار مؤثر بود. ورود و گسترش آیین بودا در سرزمین چین و ورود انواع هنرهای هندی به ویژه هنر موسیقی آیینی نیز زمینه را برای رشد و تکامل موسیقی آیینی در این کشور فراهم ساخت. تثبیت قدرت سیاسی و اقتصادی چین در دوران سلسله­ های سویی و تانگ و توسعه­ ی روابط اقتصادی و فرهنگی چین با مناطق غربی (به ویژه ایران دوران ساسانی) زمینه را برای بلوغ و رشد هرچه بیشتر انواع موسیقی چینی فراهم نمود. در این دوران بود که سبک­ های «موسیقی ٧ بخشی» یا «موسیقی ٩ بخشی» از تلفیق موسیقی سنتی چینی و مناطق غربی به وجود آمد و شهرت زیادی پیدا کرد. در دوران تانگ بود که مؤسسات آموزشی و نظارت بر موسیقی مذهبی، درباری، و عامیانه از هم مجزا شده و هر کدام به صورت تخصصی روی موسیقی کارکرده و موسیقیدان­ های برجسته­ ی متعددی در این زمینه­ ها آموزش دیده و تربیت شدند. این مراکز هم­چنین با برگزاری مسابقات بهترین موسیقی و موسیقیدان هر رشته را انتخاب و خلاقیت و نوآوری ­های زیادی در این عرصه به وجود آمد.

روند تکاملی هنر موسیقی در دوران سلسله­ های سونگ و یوان نیز هم­چنان ادامه یافت و در هر عصری با ابداع سبک و روش و آلات موسیقی جدید، قدمی در بهبود این هنر برداشته شد و از تلفیق موسیقی و اپرای جنوب و شمال در دوران یوان بهترین موسیقی و اپرای چین به وجود آمد.

در دوران سلسله­ های مینگ و چینگ هنر موسیقی هرچه بیشتر وارد زندگی عموم مردم شده و مؤسسات موسیقی غیر دولتی (بخش خصوصی) نیز وارد عرصه­  شده و بر غنا و گسترش هرچه بیشتر آن افزوده و گروه­ های کوچک و بزرگ موسیقی در شهرهای مختلف و حتی روستاها شکل گرفت.

نفوذ موسیقی غرب در چین

شکست چین از نیروهای انگلیسی در نخستین جنگ تریاک در سال ١٨۴٠ میلادی، و نفوذ سیاسی و فرهنگی کشورهای غربی و فعال شدن مبلغان و مسیونرهای مسیحی در این کشور، زمینه برای معرفی موسیقی غرب به چین نیز فراهم شد. رشد گروه­ های موسیقی تلفیقی غربی- چینی و تنوع سبک­ ها و آلات موسیقی از یک طرف و تشکیل گروه ­های موسیقی تحت عنوان گروه سرود در مدارسی که توسط مسیونرهای مسیحی و یا به تقلید از آن­ها توسط چینی­ های طالب سیستم آموزش غربی تأسیس می­ شد، از سوی دیگر، تحول گسترده ­ای در موسیقی سنتی چین ایجاد کرد. شکل گیری انجمن ­های موسیقی مدرن و آغاز به تدریس این سبک از موسیقی در آموزشگاه ­ها و مراکز آموزش عالی زمینه را برای تلفیق موسیقی شرق و غرب و تأثیر گذاری آن بر فرهنگ و هنر موسیقی چینی را فراهم ساخت. موسیقی دانان چینی آشنا به موسیقی غرب هم­چون جائویوان­ رِن، هوانگ­ جِی، شیائو یومِی، وانگ گوانگ­ چی و لیو تیان­ هوا نیز در این زمینه نقش مؤثری داشتند

در واقع، زیربنای موسیقی معاصر چین را از همان اواخر قرن ١٩ و اوایل قرن بیستم، همان سرودهای مدارس چینی تشکیل می­ دهد که تحت تأثیر موسیقی غربی، به ویژه موسیقی کلاسیک کلیسایی غرب که توسط مسیونرهای مسیحی معرفی، تبلیغ و آموزش داده می ­شد تشکیل می­ دهد. در این آموزشگاه ­ها انواع سبک­ های موسیقی و آلات و ابزارهای موسیقی غربی معرفی و آموزش داده می­ شد و فارغ التحصیلی موسیقیدانان چینی از این مؤسسات موجب فراگیری موسیقی مدرن در سطوح مختلف جامعه ­ی چین شد. سقوط نظام امپراتوری در سال ١٩١١ و آغاز جنبش ادبی چهارم ماه مه در سال ١٩١٩ میلادی که در واقع نقطه ­ی عطفی در ادبیات معاصر این کشور و پشت کردن به برخی از سنت ­های ادبی گذشته و اصلاحات به عمل آمده در سبک ادبی، بر موسیقی سنتی چین را نیز تحت تأثیر قرار داده و راه را برای مدرن شدن این هنر بیش از پیش باز نمود. همین تلاش­ های مستمر زمینه را برای مدرن شدن هنر موسیقی و ورود انواع موسیقی­ های غربی به چین فراهم کرد. روند اصلاحات آغاز شده در هنر موسیقی سنتی چین در اوایل قرن بیستم در دهه­ های بعد و حتی پس از روی کارآمدن نظام کمونیستی در سال ١٩۴٩ هم­چنان ادامه یافت. اجرای سیاست اصلاحات اقتصادی در سه دهه پیش و توسعه­ ی روابط چین با جهان غرب و مبادله­ ی گروه ­های موسیقی میان این کشور با سایر کشورها نیز بر این روند سرعت بخشید و امروزه انواع موسیقی ­های غربی از کلاسیک و جاز گرفته تا رپ و پاپ در این کشور رایج شده است.

ویژگی­ ها و انواع آلات موسیقی سنتی چین

برخلاف غرب که آلات موسیقی در آن­جا براساس صدا و ساخت آن­ها تقسیم بندی می ­شوند، در موسیقی سنتی چین آلات موسیقی براساس جنس آن­ ها دسته بندی می­ شود. در دوران سلسله­ ی هن، به عناصر و ظواهر آلات موسیقی و هماهنگی آن با شرایط موجود نیز اهمیت داده می ­شد. برای نمونه، در فصل بهار از آلات تهیه شده از درخت بامبو استفاده می ­شد، فصل تابستان وقت استفاده از سازهای زهی بود، و در فصل پاییز از زنگ­ های ردیفی برنزی استفاده می­ شد و صدای بلند طبل­ ها در زمستان بیشتر شنیده می ­شد.

از نظر تاریخی، مانند سایر مناطق جهان، در سرزمین چین نخستین آلات موسیقی از چوب و گِل ساخته شدند. آلات موسیقی ساخته شده از نی و یا نوعی کدوی میان تهی، از آلات موسیقی ویژه­ ی آن دوران به­ شمار می­ آیند. با کشف برنز و ریخته­ گری در دوران سلسله­ های شانگ و جو، آلات برنزی مانند طبل­ های بزرگ نیز بر آن افزوده شد. در دوران سلسله­ ی جو استفاده از سنگ­ های صدا دار آویخته شده نیز در مراسم تشریفات استفاده می ­شد. اما باید گفت مشهور­ترین آلات موسیقی چینی اصالتا چینی نیستند و بسیاری از آن­ها از جمله سازهای زهی از مناطق غرب چین (آسیای میانه و ایران باستان) وارد این کشور شده­ اند. در گذشته، برای اجرای مراسم تشریفات تنها از زنگ­ های برنزی و سنگ­ های آویزان استفاده می ­شد، و سایر آلات موسیقی برای تفریحات و سرگرمی­ های روزانه در دربار و در میان عامه ­ی مردم بود. پس از قرن بیستم و آشنایی مردم چین با موسیقی غربی بود که آلات موسیقی جدیدی هم­چون پیانو، نی فلزی، ویولون، گیتار، و… وارد این کشور گردید.

 ابزارهای موسیقی سنتی چین به­ صورت کلی به ٨ گروه زیر تقسیم می­ شود:

١- آلات بامبویی: مشهورترین ابزار بامبویی همان نِی است که تک لوله ­ای یا ۶ تا ٢٠ لوله­ ای آن متداول است. در چین دو نوع ساز بادی نیین هست که از هر دو در جشن ­های مردمی استفاده می ­شود: یکی سورنا نام دارد که نوعی قره­ نی با دهان ه­ای فلزی است، و دومی گوان است که آن هم نوعی قره­ نی کوتاه و بدون زنگ است که احتمالا هر دو از خارج از این کشور وارد شده­ اند.

٢-آلات چوبی: مانند طبل ­های چوبی، زبانه دارها و تلق تلق کننده ­ها و گرزهای کوچکی که معمولا راهبان بودایی هنگام خواندن اوراد از آن­ها استفاده می ­کنند.

٣- آلات(زهی) ابریشمین: زِه این آلات موسیقی به جای مو و یا فلز و یا روده، از ابریشم درست شده است. مانند چین که نوعی قانون و یا سنتور است، یا سِه و جِنگ که در افسانه ­ها از ابداعات امپراتور زرد نام برده شده­ اند. سنتور و عود هم سازهای زهی هستند که از ایران و آسیای میانه و در دوران تانگ وارد چین شده است. محبوب­ترین آلت موسیقی چینی اِرخو یا همان کمانچه است که آن هم ریشه­ ی ایرانی دارد و انواع مختلف آن اغلب در موسیقی اپرای سنتی و توسط قصه گویان خیابانی مورد استفاده قرار می ­گیرد.

۴- آلات سفالین: تنها آلت سفالی موسیقی سون نام دارد که شبیه سوتک و از گِل پخته ساخته شده است.

۵- آلات فلزی: انواع زنگ­ های فلزی ردیفی که به چنگک آویخته می­ شود و از دوران سلسله­ ی جو متداول شده است. این آلت موسیقی بخش جدایی ناپذیری از موسیقی تشریفات عصر جو به­ شمار می­آمد و انواع مختلفی داشت که هر کدام نام خاصی دارند. از این آلات در زمان جنگ نیز برای حمله و یا عقب نشینی استفاده می­ شد. در سال­ های اخیر، مجموعه­ هایی از این آلات به نام گونگ از قبرهای مربوط به دوران کشورهای هم ستیز کشف شده که پس از بازسازی از آن­ها در مراسم رسمی استفاده می ­شود. نوع دیگری از آلات موسیقی فلزی بادی با نام لابَ وجود دارد که در مراسم و جشن­ ها مورد استفاده قرار می ­گیرد که همان شیپور ایرانی است و احتمالا از ایران و یا تبت وارد شده و امروزه هم در معابد بودایی از نوع بلند آن برای اعلام مراسم استفاده می ­شود.

۶- ابزار سنگی: سنگ­ های صدا داری که از چنکگ مخصوص آویزان شده و هرکدام دارای نوای خاصی هستند، از ابداعات ویژه­ ی موسیقی سنتی چینی است. این سنگ­ ها هرکدام شکل و فرم خاص مستطیلی زاویه ­دار داشته و از هر یک صدای ویژه­ ای خارج می­ شود.

٧- ابزارهای چرمی: در چین ده­ ها نوع طبل و دُهُل چرمی وجود دارد، از طبل ­های کوچک گرفته تا طبل­ های بزرگی که در وسط میدان آویخته شده و توسط چند نفر نواخته می ­شود. این نوع از آلت موسیقی از چین به ژاپن و کره نیز معرفی شده و مورد استفاده قرار گرفته است.

٨- ابزارهای درست شده از کدو: این آلت موسیقی از نوعی کدو درست می ­شود که اندام و دهانه ­ی آن بستگی به میزان رشد کدو دارد. از بدنه­ ی لوله­ ای آن به داخل کدو دمیده شده و نوسانات نفس نوازنده موجب بیرون آمدن صداهای مختلفی از سوراخ­ های ایجاد شده در تنه ­ی کروی شکل کدو می­ شود. نوع کوچکی از این آلت موسیقی «یو» نام دارد که به شکل فلوت فربه وارونه به نظر می ­رسد. این آلت موسیقی ریشه در مناطق قبایلی کوهستانی جنوب چین داشته و در کشورهای لائوس، تایلند و میانمار هنوز هم از آن استفاده می ­کنند.

البته اقوام و اقلیت ­های ملی چین نیز هرکدام دارای سبک و آلات موسیقی خاص خود را دارند که برای آشنایی با آن­ها می­ بایست به اسناد و کتاب­ هایی برای معرفی فرهنگ این اقوام نوشته شده مراجعه نمود.

در زیر برای علاقمندان به تاریخ موسیقی چینی و تاریخ گسترش آن به زبان چینی مقاله ای آورده شده است. امید است که مورد علاقه دوستاران موسیقی قرار گیرد.

 

中国音乐历史与发展

中国音乐特指中国器乐与中国民族声乐,是中华文化的重要组成部分,是中华民族引以为傲的艺术瑰宝。文献一般追溯到黄帝时代,据考古发现,中国音乐可追溯至7000多年中华民族在几千年的历史长河中,创造了丰富的音乐文化。中国音乐曾经对中国周边地区的音乐产生了深远的影响。同时从孔子传六艺再到近代的西方音乐,中国音乐又在吸收外来音乐要素的过程中不断充实发展。中国素号“礼乐之邦”,古代音乐在人格养成、文化生活和国家礼仪方面有着很重要的作用和地位。孔子提出“兴于诗,立于礼,成于乐”的学习步骤。

目录

  1. 历史
  2. 历代音乐
  3. 近现代音乐
  4. 中共革命音乐
  5. 当代音乐
  6. 流行音乐
  7. 汉族传统音乐
  8. 戏曲音乐
  9. 摇滚音乐
  10. 少数民族音乐
  11. 藏族音乐
  12. 蒙古族音乐
  13. 宗教音乐
  14. 其他
  15. 西方音乐的发展
  16. 中西方音乐比较
  17. 中国音乐院校

历史

上古音乐

骨笛

骨笛

距今六千七百年至七千余年的新石器时代,先民们可能已经可以烧制陶埙,挖制骨哨。(河南舞阳县贾湖遗址骨笛溯源于距今8000年左右,是全世界最古老的吹奏乐器。其中的一支七孔骨笛保存得非常完整,专家们进行过实验,发现仍然能使用该骨笛演奏音乐,能发出七声音阶。但中国古代基本上只使用五声音阶。)这些原始的乐器无可置疑地告诉人们,当时的人类已经具备对乐音的审美能力。

远古的音乐文化根据古代文献记载具有歌、舞、乐互相结合的特点。葛天氏氏族中的所谓“三人操牛尾,投足以歌八阕”的乐舞就是最好的说明。当时,人们所歌咏的内容,诸如“敬天常”、“奋五谷”、“总禽兽之极”反映了先民们对农业、畜牧业以及天地自然规律的认识。这些歌、舞、乐互为一体的原始乐舞还与原始氏族的图腾崇拜想联系。例如黄帝氏族曾以云为图腾,他的乐舞就叫做《云门》。关于原始的歌曲形式,可见《吕氏春秋》所记涂山氏之女所作的“候人歌”。这首歌的歌词仅只“候人兮猗”一句,而只有“候人”二字有实意。这便是音乐的萌芽,是一种孕而未化的语言。

根据史载,伏羲神农作琴瑟。神农之去伏羲远矣,伏羲作琴瑟,大抵出于草创,未能完善,传至神农时,神农又加于研究,于是琴瑟之制,始渐如后世之制。后世溯其原始,独称伏羲不可也,独称神农亦不可也,则两记之。草创与改良之人,均称曰“作”焉。又有冷伦制音律、作歌舞,仰延制乐谱,大容作乐,黄帝制笙竽,夔作鼓,伶伦荣将铸钟等记载。

古代音乐

汉族古代“诗歌”是不分的,即文学和音乐是紧密相联系的。现存最早的汉语诗歌总集《诗经》中的诗篇当时都是配有曲调,为人民大众口头传唱的。这个传统一直延续下去,比如汉代的官方诗歌集成,就叫《汉乐府》,唐诗、宋词当时也都能歌唱。甚至到了今天,也有流行音乐家为古诗谱曲演唱,如苏轼描写中秋佳节的《水调歌头》。

汉族古代对音乐家比较轻视,不像对待画家,因为中国画和书法联系紧密,画家属于文人士大夫阶层,在宋朝时甚至可以“以画考官”(其实也是因为宋徽宗个人对绘画的极度爱好)。乐手地位较低,只是供贵族娱乐的“伶人”。唐朝时著名歌手李龟年也没有什么政治地位,知道他也是因为他常在唐诗中出现,受人赞扬。

汉族古代的士大夫阶层认为,一个有修养的人应该精通“琴棋书画”,所谓的“琴”就是流传至今的古琴。不过古琴只限于独自欣赏,不能对公众演出。古琴音量较小,也是唯一地位较高的乐器。

总结:中国古代的音乐理论发展较慢,在“正史”中地位不高,没有能留下更多的书面资料。但音乐和文学一样,是古代知识分子阶层的必修课(详见“六艺”),在古代中国人的日常生活中无疑有着重要地位;民间则更是充满了多彩的旋律。

古代乐理

汉族古代音乐属于五声音阶体系,五声音阶上的五个级被称为“五声”,即宫(do)、商(re)、角(mi)、徵(sol)、羽(la)。比较著名的中国古代音乐有《广陵散》、《高山流水》、《梅花三弄》等。

民族乐器

《周礼·春官》中把乐器分为金、石、土、、丝、木、、竹八类,称“八音”,也是最早的乐器分类法之一。

金音包括编钟特钟

石音包括编磬特磬

土音包括

革音包括

丝音包括古琴古瑟

木音包括

匏音包括

竹音包括、管、

编钟、磬这两种乐器所发出的音响清脆明亮,被称为“金石之声”,是官方认可的“最高雅的声音”。所说的丝竹就是丝音竹音的简称。

古代乐器主要有排箫箜篌、古琴、瑟等,乐曲一般缓慢悠扬,主要是为了适合宫廷生活或宗教的需要。

到汉朝和唐朝以后,中国通过西域和国外的交流频繁,西方主要是伊斯兰世界和印度的音乐和乐器大量流入,汉唐时统治者奉行开放政策,勇于吸收外地文化,源于外国的乐器如笛子筚篥琵琶胡琴等大量为中国音乐采纳,并被中国人改良发展,逐渐替代了中国原来的本土乐器。除了古琴一直被文人宠爱,得以乐器流传,正式在“民乐”公众中演出的乐器几乎都是外来的。音乐工作者致力于发掘、改良古代乐器,埙、筝、排箫等乐器重新发挥光彩,但较少纳入民族乐队的合奏曲目。

历代音乐

夏、商时代

根据文献记载,夏商两代为奴隶制社会早期。从古典文献记载来看,这时的乐舞已经渐渐脱离原始氏族乐舞为氏族共有的特点,它们更多地为高等阶级所占有。从内容上看,它们渐渐离开了原始

饕餮纹铜鼓

饕餮纹铜鼓

的图腾崇拜,转而为对征服自然的人的颂歌。例如夏禹治水,造福人民,于是便出现了歌颂夏禹的乐舞《大夏》。夏桀无道,商汤伐之,于是便有了歌颂商汤伐桀的乐舞《大濩》。商代巫风盛行,于是出现了专司祭祀的巫(女巫)和觋(男巫)。他们为奴隶主所豢养,在行祭时舞蹈、歌唱,是最早以音乐为职业的人。奴隶主以乐舞来祭祀天帝、祖先,同时又以乐舞来放纵自身的享受。他们死后还要以乐人殉葬,这种残酷的殉杀制度一方面暴露了奴隶主的残酷统治,而在客观上也反映出生产力较原始时代的进步,从而使音乐文化具备了迅速发展的条件。 据史料记载,在夏代已经有用鳄鱼皮蒙制的鼍鼓。商代已经发现有木腔蟒皮鼓和双鸟饕餮纹铜鼓,以及制作精良的脱胎于石桦犁的石磬青铜时代影响所及,商代还出现了编钟、编铙乐器,它们大多为三枚一组。各类打击乐器的出现体现了乐器史上击乐器发展在前的特点。始于公元前五千余年的体鸣乐器陶埙从当时的单音孔、二音孔发展到五音孔,它已可以发出十二个半音的音列。根据陶埙发音推断,中国民族音乐思维的基础五声音阶,出在新石器时代的晚期,而七声至少在商、殷时已经出现。

西周、东周时代

西周是中国奴隶制的成熟时期,东周奴隶制社会由盛到衰,君主统治因素日趋增长的历史时期。西周时期宫廷首先建立了完备的礼乐制度。在宴享娱乐中不同地位的官员规定有不同的地位、舞队的编制。总结前历代史诗性质的典章乐舞,可以看到所谓“六代乐舞”,即黄帝时的《云门》,尧时的《咸池》,舜时的《》,时的《大夏》,商时的《大濩》,周时的《大武》。周代还有采风制度,收集民歌,以观风俗、察民情。赖于此,保留下大量的民歌,经春秋时孔子的删定,形成了中国第一部诗歌总集——《诗经》。它收有自西周初到春秋中叶五百多年的入乐诗歌一共三百零五篇。《诗经》中最优秀的部分是“风”。它们是流传于以河南省为中心,包括附近数省的十五国民歌。此外还有文人创作的“大雅”、“小雅”,以及史诗性的祭祀歌曲“颂”这几种体裁。就其流传下来的的文字分析,《诗经》中的歌曲以可概括为十种曲式结构。作为歌曲尾部的高潮部分,已有专门的名称“乱”。在《诗经》成书前后,著名的爱国诗人屈原根据楚地的祭祀歌曲编成《九歌》,具有浓重的楚文化特征。至此,两种不同不同音乐风格的作品南北交相辉映成趣。

周代时期民间音乐生活涉及社会生活的十几个侧面,十分活跃。世传伯牙弹琴,钟子期知音的故事即始于此时。这反映出演奏技术、作曲技术以及人们欣赏水平的提高。古琴演奏中,琴人还总结出“得之于心,方能应之于器”的演奏心理感受。著名的歌唱乐人秦青的歌唱据记载能够“声振林木,响遏飞云”。更有民间歌女韩娥,歌后“余音饶梁,三日不绝”。这些都是声乐技术上的高度成就。

周代音乐文化高度发达的成就还可以一九七八年湖北随县出土的战国曾侯乙墓葬中的古乐器为重要标志。这座可以和埃及金字塔媲美的地下音乐宝库提供了当时宫廷礼乐制度的模式,这里出土的八种一百二十

编钟

编钟

四件乐器,按照周代的“八音”乐器分类法(金、石、丝、竹、匏、土、革、木)几乎各类乐器应有尽有。其中最为重要的六十四件编钟乐器,分上、中、下三层编列,总重量达五千余公斤,总音域可达五个八度。由于这套编钟具有商周编钟一钟发两音的特性,其中部音区十二个半音齐备,可以旋宫转调,从而证实了先秦文献关于旋宫记载的可靠。曾侯乙墓钟、乐器上还有铭文,内容为各诸侯国之间的乐律理论,反映着周代乐律学的高度成就。在周代,十二律的理论已经确立。五声阶名(宫、商、角、徵、羽)也已经确立。这时,人们已经知道五声或七声音阶中以宫音为主,宫音位置改变就叫旋宫,这样就可以达到转调的效果。律学上突出的成就见于《管子-地员篇》所记载的“三分损益法”。就是以宫音的弦长为基础,增加三分之一(益一),得到宫音下方的纯四度征音;征音的弦长减去三分之一(损一),得到征音上方的纯五度商音;以次继续推算就得到五声音阶各音的弦长。按照此法算全八度内十二个半音(十二律)的弦长,就构成了“三分损益律制”。这种律制由于是以自然的五度音程相生而成,每一次相生而成的音均较十二平均律的五度微高,这样相生十二次得不到始发律的高八度音,造成所谓“黄钟不能还原”,给旋宫转调造成不便。 但这种充分体现单音音乐旋律美感的律制一直延续至今。

秦、汉时代

秦汉时开始出现”乐府“。它继承了周代对采风制度,搜集、整理改变民间音乐,业绩终了大量乐工在宴享郊祀朝贺等场合演奏。这些用作演唱的歌词,被称为乐府诗。乐府,后来又被引申为泛指各种入乐或不入乐的歌词,甚至一些戏曲和器乐也都称之为乐府。

汉代主要的歌曲形式是相和歌。它从最初的”一人唱,三人和”的清唱,渐次发展为有丝、竹乐器伴奏

百戏

百戏

的”相和大曲”,并且具”艳–趋–乱”的曲体结构,它对隋唐时的歌舞大曲由着重要影响。汉代在西北边疆兴起了鼓吹乐。它以不同编制的吹管乐器打击乐器构成多种鼓吹形式,如横吹、骑吹、黄门鼓吹等等。它们或在马上演奏,或在行进中演奏,用于军乐礼仪、宫廷宴饮以及民间娱乐。今日尚存的民间吹打乐,当有汉代鼓吹的遗绪。在汉代还有”百戏“出现,它是将歌舞、杂技角抵(相扑)合在一起表演的节目。汉代律学上的成就是京房以三分损益的方法将八度音程华划为六十律。这种理论在音乐实践上虽无意义,但体现了律学思维的精微性。从理论上达到了五十三平均律的效果。

三国、两晋、南北朝时代

相和歌发展起来的清商乐在曹魏政权的重视,设置清商署。两晋之交的战乱,使清商乐与南方的吴歌西曲融合。从而成为流传全国的重要乐种。

这时,传统音乐文化的代表性乐器古琴趋于成熟,这主要表现为:在汉代已经出现了题解琴曲标题的古琴专著《琴操》。魏晋时竹林七贤之一,著名的琴家嵇康在其所著《琴赋》一书中有”徽以中山之玉”的记载。这说明当时的人们已经知道古琴上徽位泛音的产生(13徽)。当时,出现了一大批文人琴家相继出现,如嵇康、阮籍等,《广陵散》(《聂政刺秦王》)、《猗兰操》、《酒狂》等一批著名曲目问世。

这一时期律学上的重要成就,包括晋代荀瑁找到管乐器的”管口校正数”。南朝何承天在三分损益法上,以等差迭加的办法,创立了十分接近十二平均律的新律。他的努力初步解决了三分损益律黄钟不能还原的难题。

隋、唐时代

隋唐两代,政权统一,特别是唐代,政治稳定,经济兴旺,统治者奉行开放政策,不断吸收他方文化,加上魏晋以来已经孕育着的音乐文化打基础,终于萌发了以歌舞音乐为主要标志的音乐艺术的全面发展的高峰。

唐代宫廷宴享的音乐,称作”燕乐“。隋、唐时期的七部乐、九部乐就属于燕乐。它们分别是中国及部分外国的民间音乐,主要有清商乐(汉族)、西凉乐(汉族)、高昌(今吐鲁番)乐、龟兹(今库车)乐、康国(今乌兹别克撒马尔罕)乐、安国(今乌兹别克布哈拉)乐、天竺(今印度)乐、高丽(今朝鲜)乐等。

燕乐还分为坐部伎立部伎演奏,根据白居易的《立部伎》诗,坐部伎的演奏员水平高于立部伎。风靡

霓裳羽衣舞

霓裳羽衣舞

一时的唐代歌舞大曲是燕乐中独树一帜的奇葩。它继承了相和大曲的传统,融会了九部乐的精华,形成了散序——中序拍序——破或舞遍的结构形式。见于《教坊录》著录的唐大曲曲名共有46个,其中《霓裳羽衣舞》以其为著名的皇帝音乐家唐玄宗所作,又兼有清雅的法曲风格,为世所称道。著名诗人白居易写有描绘该大曲演出过程的生动诗篇《霓裳羽衣舞歌》。

在唐代的乐队中,琵琶是主要乐器之一。它已经与今日的琵琶形制相差无几。福建南曲和日本的琵琶,在形制上和演奏方法上还保留着唐琵琶的某些特点。

受到龟兹音乐理论的影响,唐代出现了八十四调,燕乐二十八调的乐学理论。唐代曹柔还创立了减字谱的古琴记谱法,一直沿用至近代。

唐代末年还盛行一种有故事情节,有角色和化妆表演,载歌载舞,同时兼有伴唱和管弦伴奏的歌舞戏。大面、踏摇娘、拨头、参军戏等这已经是一种小型的雏形戏曲。

文学史上堪称一绝的唐诗在当时是可以入乐歌唱的。当时歌伎曾以能歌名家诗为快;诗人也以自己的诗作入乐后流传之广来衡量自己的写作水平。

唐代音乐文化的繁荣还表现为有一系列音乐教育的机构,如教坊、梨园大乐署、鼓吹署以及专门教习幼童的梨园别教园。这些机构以严密的考绩,造就着一批批才华出众的音乐家。

宋元时代

宋时代音乐文化的发展以市民音乐的勃兴为重要标志,较隋唐音乐得到更为深入的发展。随着

姜夔

姜夔

都市商品经济的繁荣,适应市民阶层文化生活的游艺场”瓦舍“、”勾栏“应运而生。在”瓦舍”、”勾栏”中人们可以听到叫声、嘌唱小唱唱赚等艺术歌曲的演唱;也可以看到说唱类音乐种类崖词陶真鼓子词诸宫调,以及杂剧院本的表演;可谓争奇斗艳、百花齐放。这当中唱赚中的缠令缠达两种曲式结构对后世戏曲以及器乐的曲式结构有着一定的影响。而鼓子词则影响到后世的说唱音乐鼓词。诸宫调是这一时期成熟起来的大型说唱曲种。其中歌唱占了较重的分量。

承隋唐曲子词发展的遗绪,宋代词调音乐获得了空前的发展。这种长短句的歌唱文学体裁可以分为引、慢、近、拍、令等等词牌形式。在填词的手法上已经有了”摊破“、”减字“、”偷声“等。南宋姜夔是既会作词,有能依词度曲的著名词家、音乐家。他有十七首自度曲和一首减字谱的琴歌《古怨》传世。这些作品多表达了作者关怀祖国人民的心情,描绘出清幽悲凉的意境,如《扬州慢》、《鬲溪梅令》、《杏花天影》等等。宋代的古琴音乐以郭楚望的代表作《潇湘水云》开古琴流派之先河。作品表现了作者爱恋祖国山河的盎然意趣。在弓弦乐器的发展长河中,宋代出现了”马尾胡琴”的记载。

到了元代,民族乐器三弦的出现值得注意。在乐学理论上宋代出现了燕乐音阶的记载。同时,早期的工尺谱谱式也在张炎词源》和沈括的《梦溪笔谈》中出现。近代通行的一种工尺谱直接导源于此时。宋代还

关汉卿

关汉卿

是中国戏曲趋于成熟的时代。它的标志是南宋时南戏的出现。南戏又称温州杂剧永嘉杂剧,其音乐丰富而自然。最初时一些民间小调,演唱时可以不受宫调的限制。后来发展为曲牌体戏曲音乐时,还出现了组织不同曲牌的若干乐句构成一种新曲牌的”集曲“形式。南戏在演唱形式上已有独唱、对唱、合唱等多种。传世的三种南戏剧本《张协状元》等见于《永乐大曲》。戏曲艺术在元代出现了以元杂剧为代表的高峰。元杂剧的兴盛最初在北方,渐次向南方发展,与南方戏曲发生交融。代表性的元杂剧作家有关汉卿马致远郑光祖白朴,另外还有王实甫乔吉甫,世称六大家。典型作品如关汉卿的《窦娥冤》,《单刀会》,王实甫的《西厢记》。元杂剧有严格的结构,即每部作品由四折(幕)一楔子(序幕或者过场)构成。一折内限用同一宫调,一韵到底,常由一个角色(末或旦)主唱,这些规则,有时也有突破,如王实甫的《西厢记》达五本二十折。元杂剧对南方戏曲的影响,造成南戏(元明之际叫做传奇)的进一步成熟。出现了一系列典型剧作,如《拜月庭》、《琵琶记》等等。这些剧本经历代流传,至今仍在上演。当时南北曲的风格 已经初步确立,以七声音阶为主的北曲沉雄;以五声音阶为主的南曲柔婉。随着元代戏曲艺术的发展,出现了最早的总结戏曲演唱理论的专著,即燕南之庵的《唱论》,而周德清的《中原音韵》则是北曲最早的韵书,他把北方语言分为十九个韵部,并且把字调分为阴平阳平上声去声四种。这对后世音韵学的研究以及戏曲说唱音乐的发展均有很大的影响。

明、清时代

由于明清社会已经具有资本主义经济因素的萌芽,市民阶层日益壮大,音乐文化的发展更具有世俗化的朱载堉(1536年——1611年)

朱载堉(1536年——1611年)

特点明代的民间小曲内容丰富,虽然良莠不齐,但其影响之广,已经达到”不问男女”,”人人习之”的程度。由此,私人收集编辑,刊刻小曲成风,而且从民歌小曲到唱本,戏文,琴曲均有私人刊本问世。如冯梦龙编辑的《山歌》,朱权编辑的最早的琴曲《神奇秘谱》等。朱载堉他的《乐律全书》对古代文化的最大贡献是他创建了十二平均律。这是音乐学和音乐物理学的一大革命,也是世界科学史上的一大发明。

明清时期说唱音乐异彩纷呈。其中南方的弹词,北方的鼓词,以及牌子曲,琴书,道情类的说唱曲种更为重要。南方秀丽的弹词以苏州弹词影响最大。在清代,苏州出现了以陈遇干为代表的苍凉雄劲的陈调;以马如飞为代表的爽直酣畅的马调;以俞秀山为代表的秀丽柔婉的俞调这三个重要流派。以后又繁衍出许多新的流派。北方的鼓词以山东大鼓,冀中的木板大鼓西河大鼓京韵大鼓较为重要。而牌子曲类的说唱有单弦,河南大调曲子等;琴书类说唱有山东琴书,四川扬琴等;道情类说唱有浙江道情,陕西道情,湖北渔鼓等。 明初四大声腔有海盐余姚弋阳昆山诸腔,其中的昆山腔经由江苏太仓魏良甫等人的改革,以曲调细腻流畅,发音讲究字头、字腹、字尾而赢得人们的喜爱。昆山腔又经过南北曲的汇流,形成了一时为戏曲之冠的昆剧。最早的昆剧剧目是明梁辰鱼的《浣纱记》,其余重要的剧目如明汤显祖的《牡丹亭》、清洪升的《长生殿》等。弋阳腔以其灵活多变的特点对各地的方言小戏发生重要影响,使得各地小戏日益增多,如各种高腔戏。明末清初,北方以陕西西秦腔为代表的梆子腔得到很快的发展,它影响到山西的蒲州梆子、陕西的同州梆子、河北梆子、河南梆子。这种高亢、豪爽的梆子腔在北方各省经久不衰。晚清,由西皮和二黄两种基本曲调构成的皮黄腔,在北京初步形成,由此,产生了影响遍及全国的京剧。

明清时期,器乐的发展表现为民间出现了多种器乐合奏的形式。如北京的智化寺管乐,河北吹歌江南丝竹十番锣鼓等等。明代的《平沙落雁》、清代的《流水》等琴曲以及一批丰富的琴歌《阳关三叠》、《胡笳十八拍》等广为流传。琵琶乐曲自元末明初有《海青拿天鹅》以及《十面埋伏》等名曲问世,至清代还出现了华秋萍编辑的最早的《琵琶谱》。明代末叶,著名的乐律学家朱载育计算出十二平均律的相邻两个律(半音)间的长度比值,精确到二十五位数字,这一律学上的成就在世界上是首创。

近现代音乐

16世纪晚明时期,西洋音乐通过传教士传到中国。在利玛窦进京呈现给万历皇帝的礼品单中,有西琴一张,据考这是一张古钢琴。清初,传教士徐日升教授康熙皇帝西方乐理,并著有《律吕纂要》一书。五线谱也在这个时候传入中国。乾隆皇帝的时候,在宫中还组建了一支西洋乐队,乐器有小提琴、大提琴低音提琴木管乐器竖笛木琴风琴、古琴,演奏时戴西洋假发 [1]  。

19世纪末,中国被迫开放南方沿海,开始接触西方音乐和乐器,广东音乐首当其冲,首先吸收西方和声方法,创造了新乐器扬琴和木琴,发展了乐队合奏的音乐,至今广东音乐仍然有其独特的魅力,是中西结合比较成功的典范。

民间音乐家为中国乐器的演奏发展创造了新的阶段,二胡作曲家刘天华定制二胡把位,改进演奏手法,并创作了十首二胡独奏曲,如《良宵》、《光明行》、《病中吟》等,演奏家华彦钧(瞎子阿炳)创作了二胡曲《二泉映月》,《听松》,琵琶曲《大浪淘沙》。尽管当时时世动乱,但中国民族音乐不论在独奏和乐队合奏方面都有很大的发展。

1910年代到1920年代的新文化运动期间,很多到海外留学的中国音乐家回国之后,开始演奏欧洲古典音乐,也开始用五线谱纪录新作品。大城市里组成了新兴交响乐团,混合欧洲古典音乐和爵士乐,在音乐厅和收音机里非常流行。在1930年代的上海达到其鼎盛时期。

虽然使用西方的乐器和音乐手段,但通俗音乐仍然是以中国的方式,即旋律为主,五声音阶为主,才能受到最多人的喜爱。周璇是当时最受欢迎的表演家之一,是当时通俗音乐的代表,其为电影《马路天使》演唱的主题歌《天涯歌女》和《四季歌》一时极为流行,符合当时的民众的抗日情绪,被称为“金嗓子”。

中共革命音乐

北伐战争时期,中国的音乐家配合革命,作了大量的革命歌曲,在国民革命军中广为传唱,有的是用国外通俗歌曲旋律直接配以革命歌词。

在抗日战争时期,音乐家更是同仇敌忾,写作了大量的抗日歌曲。冼星海的《黄河大合唱》气势磅礴,反映了当时全民抗日的精神。聂耳为电影《风云儿女》配曲作的《义勇军进行曲》更是雄壮,成为抗日军民的军歌被到处传唱,中华人民共和国成立后,为了居安思危,不忘中华民族如何抵抗外国侵略,将义勇军进行曲定为国歌

1942年延安会议之后,共产党控制的地区开始把当地民歌改写成革命歌曲,如陕西民歌《东方红》。改写的目的是在大多是文盲的农民人口中传播共产主义思想。

文革期间,西方音乐又不合法了。重新流行革命歌曲和所谓的“语录歌”,加上独裁的“样板戏”,和国外的交往几乎停止,甚至在欢迎美国总统尼克松的宴会上,乐队演奏美国歌曲《草堆上的火鸡》,当时的文化部长都要向总理抗议,大陆中国音乐进入一个低谷时期。可音乐的发展也不是完全停滞不前。

文革期间的“样板戏”虽然过于霸道,但将西方管弦乐队引入为京剧伴奏,产生了特殊的效果,在浑厚的管弦乐背景下的京胡皮鼓声,更突出了京剧音乐特点,也是一种中西结合的发展。尤其是“打虎上山”过门中的圆号独奏,和后面京胡唱腔浑然天成,很值得欣赏。

当代音乐

大陆

中华人民共和国建立之后,流行歌曲除革命歌曲之后,又加入翻译成中文的苏联流行歌曲。各地开始建立交响曲团,演奏西方古典音乐,和中国作曲家的新作。东欧的乐团曾多次到中国表演,中国乐团也参加了许多国际表演会。中国音乐家也尝试用西方的乐器方法写作具有中国风味的音乐,比较成功的有小提琴协奏曲梁祝》,采纳了越剧的部分旋律。

和第三世界的国家交往也不断增加,为此成立了东方歌舞团,专门学习、演唱亚洲、非洲和拉丁美洲国家各民族的民歌乐曲,在中国广受欢迎,从此发展中国家的音乐开始对中国音乐产生影响。中国民族乐队配器、合奏方式也基本定型,产生了不少成功的民族器乐交响曲。

中国的民族音乐开始受到世界各国的广泛关注,每年春节,都会到维也纳金色大厅举行中国新年音乐会,并座无虚席。

大陆文革音乐

文化大革命是大陆历史的一个特殊阶段。在这个时期,也出现了一批文革特色的歌曲和戏曲,影响了那个时期整个一代青年。其中,一部分成为了脍炙人口的军歌,在当今解放军中广泛流传,较为著名的有胡宝善演唱的《我爱这蓝色的海洋》。

港台

五六十年代,港台延续了老上海灯红酒绿风格。随着日本经济的起飞,日本现代流行音乐开始对港台产生影响。欧阳菲菲翁倩玉、邓丽君等港台歌手演唱了大量的日本歌曲。八十年代,新一代音乐家在港台崛起,眼界更为开阔,把欧美流行形式与中国音乐相结合,开创了港台流行音乐新局面,并对大陆产生重大影响。

在台湾的校园歌曲和邓丽君开创的演唱方式,使中国通俗音乐发展到一个高峰,具有中国音乐独特的风格和魅力,邓丽君在美国开演唱会时,吸引得许多舞台剧务美国人在后台全程欣赏,虽然他们听不懂中文唱词。

流行音乐

自中国改革开放以来,流行音乐首先从香港及台湾地区进入中国,尤其是台湾的校园歌曲邓丽君演唱的歌曲,在大陆中国大受欢迎。曾在中国中央电视台春节联欢晚会演出的张明敏的《我的中国心》在中国一炮走红,这也是中国大陆第一次公开的港台歌曲演出。此后,中国的流行歌曲与世界其他地区的各种风格、各种流派的音乐结合,产生了不少脍炙人口的歌曲。中国的流行音乐发展迅速,成为世界流行音乐中一支不可低估的生力军。

台湾和香港的流行音乐发展非常迅速,基本和国际流行趋势同步,尤其是香港,因为政府不干扰音乐的创作,出现了许多著名的歌手和歌曲,不仅风靡大陆中国,而且受到日本、韩国等地歌迷的崇拜。

大陆、台湾、香港以及全球其它地区的华人流行音乐不断交流,开始出现互相融合、汇聚的趋势。因此,开始出现“全球华语流行音乐”的总体称谓。一个突出的表现:中国大陆作为全球最大的消费市场之一,港台、海外各大流行音乐榜单的发布和编制越来越多地开始关注大陆市场。

值得注意的是,在流行音乐当中,有着一种民谣性质的音乐,它们的典型代表是校园民谣、都市民谣、军营民谣,这些民谣音乐在流行音乐当中亦占有一席之地,曾经都有过其辉煌的岁月,民谣淳朴的曲调,通俗的歌词同样感动了很多人。

汉族传统音乐

国乐简称民族音乐、民乐,又称国乐,即中国传统音乐,也是中国主体民族汉族音乐。

戏曲音乐

汉族的戏曲曲艺是很受欢迎也较为普及的艺术之一,广大地区都有自己的地方戏曲。最具代性的是京剧。汉族戏曲音乐通常以高调的唱腔为主,并以皮鼓梆子京胡弦乐器伴奏。其他的戏曲音乐代表有:河北梆子、豫剧、评剧、越剧、粤剧昆曲秦腔黄梅戏潮剧高甲戏傩戏等。在全中国共有600多种地方戏剧品种。昆曲被联合国列为世界口头文化遗产保护目录。

摇滚音乐

提到香港的摇滚乐,就不能不提BEYOND。因为中国摇滚乐最初的萌芽就出现在20世纪70年代的香港和台湾。受西方影响,香港在70年代末和80年代初出现了一些地下摇滚乐队,除了BEYOND乐队,其它真正具备公众影响力的却很少。

中国改革开放之后,西方现代音乐通过各种途径传入中国。音乐青年或多或少的接触到摇滚音乐,并开始组建乐队,进行模仿与创作。

80年代末和90年代初,中国摇滚乐坛陆续出现了如beyond、唐朝、黑豹、轮回、超载、指南针、北京1989等乐队。到了1994年,香港红磡体育馆举行的“中国摇滚乐势力”演唱会,成为中国摇滚史上最富激情的一幕,当时被称为魔岩三杰窦唯张楚何勇,以及唐朝乐队将中国摇滚乐推向了一个顶峰。随后的中国摇滚乐呈现了非常大的分化趋势,各种乐风依次登场。如走向流行的郑钧许巍和零点等;走低保真朋克乐队盘古;花样倍出的苍蝇左小祖咒王磊电子乐说唱乐逐渐流行以及各种乐风之间的相互影响、相互融合。老牌的乐队解散、主要成员单飞,如窦唯离开黑豹乐队后,组建过做梦乐队,又和许多乐队即兴演出合作唱片;以及新乐队出现,如新裤子、走英式路线的麦田守望者和清醒等;这之中一些流派是值得关注的,以北京的子曰(现已更名“爻释·子曰”)和东北的二手玫瑰为代表的民俗摇滚正受到越来越多的关注。众多唱片公司,如摩登天空京文唱片以及娱乐公司在推出新乐手和乐队、举办演唱会中也做出了很多尝试和贡献。

少数民族音乐

中国的少数民族音乐也有着丰富多样的样式和内容,如藏族音乐、蒙古族音乐等。

藏族音乐

藏族是个能歌善舞的民族,他们的歌曲旋律优美辽阔、婉转动听。藏族音乐大体上可以分为佛教音乐和民间音乐。佛教音乐中最著名的是喇嘛唱的无词的歌颂曲调。

藏族民歌高亢嘹亮,听起来就有高原蓝天辽阔的气象,曲调悠扬。歌舞形式有“果谐”、“果卓”(锅庄)等。西藏的藏族歌曲也融入了其它音乐的元素。著名的藏族歌手除了才旦卓玛和主要演唱汉语歌曲的韩红外,还有容中尔甲亚东琼雪卓玛等大量在藏区知名度很高的歌手。

正规戏剧方面,已经挖掘整理演出了藏族传统歌剧《格萨尔王》。

蒙古族音乐

蒙古族民歌分“长调民歌”和“短调民歌”。 “长调”有许多无意义的谐音字拉长唱腔,有草原空阔的风格。蒙古常用的乐器是马头琴、火不思、四胡、三弦、兴隆笙以及笛子等。蒙古器乐的特点是柔和、安静。上述最有特色的乐器是马头琴,它是一种拉弦乐器,由于琴柱上一般都雕刻一个马头装饰,所以由此命名。它的音色低沉柔美,音量不大,表现力丰富。除了为民歌与说唱伴奏外,还常用于独奏与合奏;不仅演奏旋律,而且适宜于表现马匹的奔跑与嘶叫。蒙古的器乐曲多半是民歌旋律的器乐化。

宗教音乐

中国的宗教音乐可分为道教音乐、汉传佛教音乐、藏传佛教音乐以及其它宗教音乐。

其他

西方音乐的发展

1900年前后,北京成立了中国第一个西洋铜管乐团。成立于1913年的教会学校金陵女子大学设有音乐系,对传播西洋音乐发挥了很大作用。1927年,上海成立了上海国立音乐专科学校。1930年代,上海成立了中国第一个西洋交响乐团。

自从引进西方音乐后,善于吸收外来文化的中国人对西方音乐的掌握和消化有很大进展,从20世纪起有许多中国人在国际钢琴、小提琴、美声歌唱、歌剧演唱比赛中得奖,中国音乐家创作了大量美声歌曲和用西方乐器演奏的乐曲。

中西方音乐比较

中国音乐从很早已经掌握七声音阶,但一直偏好比较和谐的五声音阶,重点在五声中发展音乐,同时将中心放在追求旋律节奏变化,轻视和声的作用。中国音乐的发展方向和西方音乐不同,西方音乐从古希腊的五声音阶,逐渐发展到七声音阶,直到十二平均律;从单声部发展到运用和声。所以西方音乐如果说像一堵厚重的墙壁,上面轮廓如同旋律,砖石如同墙体,即使轮廓平直只要有和声也是墙,正像亨德尔的某些作品。中国音乐则不同,好像用线条画出的中国画,如果没有轮廓(旋律)则不成其为音乐,但和声是可有可无的。所以从未接触中国音乐的西方人听中国音乐“如同飘在空中的线”,而从未接触西方音乐的中国人则觉得西方音乐如同“混杂的噪声”。

中国音乐院校

北京的中国音乐学院专门培养中国音乐家

北京的中央音乐学院专门培养运用西方音乐的音乐家

上海的上海音乐学院

成都的四川音乐学院

天津的天津音乐学院

广州的星海音乐学院

武汉的武汉音乐学院

沈阳的沈阳音乐学院

西安的西安音乐学院

上海市陆行中学南校

آداب اجتماعی

با آداب و رسوم مردم چین آشنا شوید

کشور چین، تمدنی باستانی با قدمتی ٣٠٠٠ ساله دارد و یکی از بخش‌های جذاب این سرزمین، آداب و رسوم مردم آن است که به خاطر تنوع فرهنگ و سنت و هنر غنی، در نوع خود جالب است.

چین طی یک قرن گذشته، شاهد تغییرات فرهنگی و اقتصادی عظیمی بوده است و در حال حاضر یکی از کشورهای قدرتمند جهان به حساب می‌آید. اگر برای کسب و کار یا تفریح به کشور چین سفر می‌کنید، با شناخت هر چه بیشتر فرهنگ و آداب و رسوم مردم محلی می‌توانید سفر بهتری را برای خود رقم بزنید.

کشور چین در منطقه شرقی قاره آسیا واقع شده است؛ چین بعد از روسیه دومین کشور پهناور این قاره می باشد و دارای مرز زمینی با کشورهای روسیه، مغولستان، قرقیزستان، قزاقستان، تاجیکستان، پاکستان، افغانستان، هندوستان، نپال، بوتان، برمه، ویتنام و کره شمالی نیز می باشد. این کشور پهناور آسیایی از سمت شرق و جنوب نیز با دریای چین شرقی، خلیج کره، دریای زرد و دیگر آبهای آزاد نیز احاطه شده است و با کره جنوبی، ژاپن، فیلیپین، برونئی، مالزی و اندونزی دارای مرز آبی است. آب و هوای این کشور بسیار متنوع است و از مناطق گرمسیر و بارانی در جنوب تا مناطق سردسیر در شمال نیز امتداد دارد. جمعیت این کشور بیش از یک میلیارد و چهارصد میلیون نفر است.56 اقلیت ملی مختلف در کشور چین زندگی می‌کنند. هَن‌ها قوم غالب کشور هستند که حدود ٩١.٩ و ٨.١ درصد را سایر اقلیت‌ها تشکیل می‌دهند. هَن‌ها در تمام استان‌های چین به جز ایالت‌های غربی، تبت و سین‌جیانگ، اکثریت دارند. در زیر اسامی تمامی اقوام چین جهت آشنایی با نام اصلی آورده شده است.

 

中国有56和民族他们分别是:1、 彝 族 2、 白 族 3、 藏 族 4、 傣 族 5、 佤 族 6、 侗 族 7、 哈尼族 8、 苗 族 9、 拉祜族 10、纳西族 11、景颇族 12、水 族 13、怒 族 14、僳僳族 15、独龙族 16、布朗族 17、基诺族 18、羌 族 19、门巴族 20、德昂族 21、阿昌族 22、普米族 23、布依族 24、珞巴族 25、仡佬族 26、回 族 27、东乡族 28、撒拉族 29、保安族 30、维吾尔族 31、土 族 32、裕固族 33、锡伯族 34、俄罗斯族 35、塔塔尔族 36、哈萨克族 37、柯尔克孜族 38、塔吉克族 39、乌孜别克族 40、高山族 41、畲 族 42、黎 族 43、壮 族 44、瑶 族 45、京 族 46、仫佬族 47、毛南族 48、土家族 49、满 族 50、朝鲜族 51、赫哲族 52、蒙古族 53、达斡尔族 54、鄂温克族 55、鄂伦春族 56、汉 族

Zhōngguó yǒu 56 hé mínzú tāmen fēnbié shì:1, Yízú 2, báizú 3, zàngzú 4, dǎizú 5, wǎzú 6, dòngzú 7, hāní zú 8, miáozú 9, lāhù zú 10, nàxī zú 11, jǐngpǒ zú 12, shuǐzú 13, nùzú 14, sù sù zú 15, dú lóngzú 16, bùlǎng zú 17, jīnuò zú 18, qiāngzú 19, ménbā zú 20, dé’áng zú 21, āchāng zú 22, pǔmǐ zú 23, bùyī zú 24, luòbā zú 25, gēlǎo zú 26, huízú 27, dōngxiāng zú 28, sālā zú 29, bǎo’ān zú 30, wéiwú’ěr zú 31, tǔzú 32, yùgù zú 33, xíbó zú 34, èluósī zú 35, tǎtǎ’ěr zú 36, hāsàkè zú 37, kē’ěrkèzī zú 38, tǎjíkè zú 39, wūzībiékè zú 40, gāoshān zú 41, shēzú 42, lízú, 43, zhuàngzú 44, yáozú 45, jīngzú 46, mù lǎo zú 47, máonán zú 48, tǔ jiāzú 49, mǎnzú 50, cháoxiǎn zú 51, hèzhé zú 52, ménggǔ zú 53, dáwò’ěr zú 54, èwēnkè zú 55, èlúnchūn zú 56, hànzú

 

زبان در چین

رایج‌ترین زبان مردم چین، زبان ماندریان (Mandarin) است که اغلب به عنوان «زبان هَن汉语» شناخته می‌شود و در دستگاه‌های حکومتی، مراکز آموزشی و رسانه‌ها کاربرد زیادی دارد. زبان کانتونی نیز در هنگ کنگ، گوآنجو، ماکائو و سنگاپور رواج بیشتری دارد. با این حال، چین کشور بسیار بزرگی است و صدها زبان مختلف در این کشور صحبت می‌شود که فهم آنها برای خود چینی ها هم مشکل است. به‌طور کلی ۲۲۹ زبان زنده دیگر نیز در چین تکلم می‌شود که اغلب آن‌ها به گروه زبان‌های چینی از خانواده چینی-تبتی، تعلق دارند. زبان‌های وو (شامل شانگهایی)، یوئه (شامل کانتونی و تَیشَنی)، مین (شامل هوکین)، شیانگ و هاکا از جمله مهمترین زبان‌های این گروه هستند.

زبان چینی با ۱,۷۰۰,۰۰۰,۰۰۰ نفر گوینده، پرشمارترین زبان دنیا به‌شمار می‌رود.

علامتهای استاندارد که خط چینی نامیده می شود، هزاران سال است که برای نوشتن زبان‌های چینی استفاده می‌شود. این نویسه‌ها به گویش‌وران زبان‌ها و گویش‌های مختلف که برای هم قابل فهم نیستند، اجازه می‌دهد که از طریق نوشتار منظور هم را متوجه شوند. در سال ۱۹۵۶ دولت چین حروف چینی ساده‌ شده را معرفی کرد که امروزه تقریبا چینی سنتی را منسوخ کرده‌ است. جالب است بدانید زبان چینی با ۱,۷۰۰,۰۰۰,۰۰۰ نفر گوینده، پرشمارترین زبان دنیا به‌شمار می‌رود.

 

مذهب در چین

حزب کمونیست چین که بر این کشور حکومت می‌کند طبق نظر شورای روابط خارجی، اعتقادی به خدا ندارد، اما در طول چند دهه اخیر مذاهب دیگر را به صورت تدریجی پذیرفته است. تنها پنج دین رسمی در چین وجود دارد و با اینکه قانون اساسی این کشور به آزادی مذهب رای داده است اما هر مذهبی به غیر از بودایی، دائوئیسم، اسلام، کاتولیک و پروتستان غیرقانونی محسوب می‌شود که موضوعی قابل تاملی به حساب می‌آید. تنها حدود یک چهارم از مردم  جزء پیروان دائوئیسم و کنفوسیوس و سایر ادیان سنتی هستند.

مذهب در چین

چین در طول تاریخ تحت تاثیر مذاهب و مکاتب فکری مختلفی بوده‌ است. از دیگاه تاریخی سه مکتب اصلی این کشور کنفوسیوس‌گرایی، بودایی، و دائویی بوده‌اند که هر یک تاثیر به ‌سزایی در شکل‌گیری فرهنگ چینی گذاشته‌اند. در سنت‌های مذهبی و بومی عناصری از هر سه آن‌ها دیده می‌شود.

مذهب اصلی مردم چین، دائوئیسم است و افرادی که به این مذهب اعتقاد ندارد، به آیین بودایی، مسیحیت و اسلام ایمان دارند. آیین دائوئیسم، یک چارچوب مذهبی باستانی است که زندگی هماهنگ با دائو (منشا همه موجودات) را سرلوحه خود قرار می‌دهد. آیین بودائی حدود ۲۰۰۰ سال قبل توسط راهب‌ هایی از هند به چین آورده شد و از آن زمان تاکنون همانند آیین دائوئیسم، پیروان خود را دارد. کنفوسیوس نیز طرفداران زیادی در بین چینی‌ها دارد و بیشتر  فلسفه‌ای از ارزش‌ها و باورهای اقتباس شده از تکنیک‌های کنفوسیوس (که در سال ۴۹۷ فوت کرد) است. مکتب کنفسیوس مانند سایر ادیان دیگر شاخه های مختلفی دارد که یکی از آنها شاخه بِن  本بوده که پیروان آن معتقدند بودا ایرانی بوده و فقط آنها پیروان واقعی بودا هستند. امروزه در چین مذاهب دیگری از جمله، یهودی، مانوی، بهایی هم گسترش زیادی داشته است. البته این ادیان غیر رسمی بوده و مبلغان آن به صورت غیر علنی کارهای تبلیغی خود را انجام می دهند.

 

خانواده در چین

روابط خانوادگی در چین از اهمیت زیادی برخوردار است و تاکید زیادی روی سلسله مراتب می‌شود. بسیاری از ارزش‌ها در فرهنگ چینی بر پایه فلسفه کنفوسیوس است که بر وظیفه، صداقت، وفاداری، احترام به بزرگ‌ترها و افتخار تاکید دارد. کنفوسیوس، فیلسوف و نظریه‌پرداز سیاسی چینی بود که در سال ۵۵۰ پیش از میلاد متولد شد. ایدئولوژی او مبتنی بر اخلاق، عدالت و هماهنگی اجتماعی به منظور حفظ یک جامعه پایدار بود که امروزه هنوز هم مبنای روابط اجتماعی و خانوادگی است. اصول اساسی باورهای کنفوسیسی به منظور هدایت خانواده و جامعه عبارتند از پدر به پسر، فرزند بزرگ‌تر به خواهر یا برادر کوچک‌تر، شوهر به زن و حاکم بر جامعه.

خانواده در چین

 

امروزه چارچوب خانواده در چین همچنان رسمی و با رعایت سلسله مراتب و احترام به بزرگ‌ترها است. به همین دلیل خیلی عجیب نیست که اعضای خانواده‌های بزرگ همگی زیر یک سقف در کنار هم زندگی می‌کنند. در خانواده‌های چینی معمولا پدربزرگ و مادربزرگ نقش مهمی در مراقبت از کودکان ایفا می‌کنند. فرزندان اغلب در دوران بزرگسالی نیز همچنان در کنار خانواده خود زندگی می‌کنند و آنها که مجبور هستند برای کار به نقاط دورتر نقل مکان کنند، اولویت اصلی خود را دیدوبازدید منظم از خانواده خود قرار می‌دهند.

 

جامعه در چین

چینی‌ها یک جامعه گروه محور هستند که ارتباط گروهی در خانواده، مدرسه، گروه کاری یا کشورشان به وضوح به چشم می‌خورد. منافع جمع را بر منافع شخصی خود ترجیح می‌دهند. حفظ آبرو برای مردم چین خیلی مهم است و انتقاد در حضور دیگران یا تمسخر و سرزنش افراد جلوی دیگران به هیچ عنوان در فرهنگ مردم این کشور جایی ندارد، به عبارتی در همه حال رفتار مناسب را رعایت کرده و کاری نمی‌کنند که باعث خجالت کسی شود.

جامعه در چین

در طول تاریخ، زنان همیشه در مقایسه با مردان، در رتبه دوم قرار داشته‌اند، هر چند که زن‌‌ها تا حدودی در خانه از قدرت برخوردار بوده‌اند. در فلسفه کنفوسیوس، زنان جزو دارایی‌های مردان به حساب می‌آمده‌اند (تا زمان مجردی متعلق به پدر و بعد از تاهل متعلق به همسر بوده‌اند). با این حال نقش زنان در طول قرن بیستم به تدریج شروع به تغییر کرد و طبق مبانی جمهوری خلق چین شد، اما هنوز هم ایدئولوژی کنفوسیوس مبنی بر پایین‌تر بودن جایگاه زن نسبت به مرد در برخی از جوامع چینی وجود دارد. امروزه با اینکه زنان از مزایای بیشتری برخوردار هستند و وظایفی را در حوزه دارو، آموزش و علم برعهده دارند که معمولا مردها متصدی آن بودند، همچنان برای دستیابی به موقعیت‌های اجرایی بالاتر با مشکلات زیادی مواجه هستند.

سیاست تک فرزندی که از سال ۱۹۷۹ به منظور مهار سرعت افزایش جمعیت اتخاذ شد، مشکلاتی را برای جامعه به وجود آورد زیرا جامعه چین به لحاظ سنتی فرزند پسر را به دختر ترجیح می‌دهد. به همین دلیل در گذشته فرزندان دختر قربانی کودک‌کشی می‌شدند یا خانواده، آنها را طرد می‌کرد، اما امروزه داشتن فرزند دختر برای خانواده باورپذیرتر شده است.

 

هنر در چین

چین میراث‌دار فرهنگ، هنر و ادبیات غنی است که قدمت آن به تمدن‌های اولیه برمی‌گردد. اعتقادات سنتی مردم تحت تاثیر تغییر حاکمان امپریالیستی، فلسفه‌ها و کنفوسیوس بوده است و همین موضوع را می‌توان در هنر مردم این سرزمین مشاهده کرد. سفالگری یکی از هنرهای شناخته ‌شده کشور چین است (به خصوص طرح‌های سفید و آبی درخت بید که نشان‌دهنده صحنه‌های روستایی بود) و در واقع مردم چین اولین افرادی بودند که چینی را کشف کرده و آن را در دهه ۱۵۰۰ در زمان سلسله مینگ تکمیل کردند.

هنر در چین

چین میراث‌دار فرهنگ، هنر و ادبیات غنی است که قدمت آن به تمدن‌های اولیه برمی‌گردد

شعر و ادبیات نیز نقش مهمی در فرهنگ سنتی داشته اشت نظیر «کتاب سروده‌ها» که قدمت آن به ۶۰۰ سال قبل از میلاد برمی‌گردد و حتی امروز نیز تاحدودی تاثیرگذار است. از قرن ۱۹ بود که فرهنگ غربی روی فرهنگ مردم چین تاثیر گذاشت و باعث شکل‌گیری ژانر جدیدی از نویسندگی شد. نویسندگان و فیلسوفان پرشور و متعصبی در میان چینی‌های باستان مخصوصا در دوران سلسله مینگ و چینگ زندگی می‌کردند که این موضوع را می‌توان در تاریخ پرمایه عبادت در این کشور دید. جالب است بدانید هنرهای رزمی شرقی ریشه در همین کشور دارند نظیر رشته ورزشی «گونگ‌ فو» که در اواسط دهه ۱۶۰۰ با الهام از حرکات حیوانات به وجود آمد.

 

غذا در چین

غذاهای چینی را به خاطر ترکیب فوق‌العاده رنگ، طعم و ادویه و چاشنی‌ها می‌شناسند. غذاهای اصلی آنها برنج، دوفو و رشته فرنگی است که در کنار طیف وسیعی از مواد غذایی نظیر ریشه بامبو، لوبیای رشته‌ای، قارچ چینی، ریشه زنجبیل، سیر، چیلی و گشنیز میل می‌کنند. افراد به طور معمول طعم گسترده‌ای از گوشت‌ها را می‌خورند که محبوب‌ترین آنها گوشت خوک و اردک است. ناهار مهم‌ترین وعده غذایی به شمار می‌رود و معمولا شامل غذاهای مختلفی است که با سوپ شروع می‌شود.

غذای چینی

در چین هشت منطقه غذایی وجود دارد که هر کدام تنوع و روش پخت خاص خود را در ترکیب مواد غذایی بکار می برند.

 

هشت منطقه غذایی در چین

مناطق غذایی چین

آداب احوالپرسی در چین

آداب احوالپرسی در چین به شکل رسمی است و اول با بزرگ‌ترها شروع می‌شود و اکثر چینی‌ها در حین احوالپرسی به زمین نگاه می‌کنند. چینی‌ها معمولا در مواجه با خارجی‌ها به آنها دست می‌دهند. در مواجهه با یک چینی باید او را با نام خانوادگی یا عنوانش صدا بزنید و در صورتی می‌توانید از نام کوچک او استفاده کنید که به شما اجازه داده باشد. چینی‌ها به شدت شوخ‌طبع هستند و اگر رابطه‌ی راحتی با طرف مقابل‌شان داشته باشند می‌توانند حتی به خودشان هم بخندند.

آداب احوال پرسی در چین

پس آماده باشید که اگر شرایط مناسب بود شما نیز به خودتان بخندید. ارتباطات غیرکلامی در چین رایج است و از آنجا که هارمونی برای آنها اهمیت دارد و به گروه وابسته‌اند؛ از حالت چهره، لحن صدا و طرز ایستادن برای انتقال منظور و نیت خود (به عنوان مثال با اخم کردن، مخالفت خود را نشان می‌دهند) استفاده می‌کنند. به همین دلیل اکثر چینی‌ها هنگام صحبت، حالتی منفعل به خود می‌گیرند و به چشمان طرف مقابل خیره نمی‌شوند.

 

آداب هدیه دادن در چین

مردم چین به طور کلی در ایام سال نو، عروسی و تولد به هم هدیه می‌دهند. از آنجا که چینی‌ها عاشق غذا هستند، مطمئنا از یک سبد غذای خوشمزه به عنوان هدیه به شدت استقبال می‌کنند. اما برخی هدایا که شاید در کشورهای دیگر متداول باشد، در این کشور خوشایند و مناسب نیست نظیر قیچی، چاقو یا سایر وسایل برش که نشانه پایان دادن به یک رابطه هستند، گل سفید که در مراسم تدفین به‌کار می‌رود، ساعت و دستمال و صندل حصیری نیز با مرگ و تدفین مرتبط است.

آداب هدیه دادن در چین

یادتان باشد که همیشه هدیه خود را با دو دست تقدیم کنید و مطلع باشید که چینی‌ها همان لحظه هدیه را باز نمی‌کنند و شاید قبل از قبول هدیه، حتی تا سه بار از پذیرش آن امتناع کنند. بنابراین لازم است برای هدیه دادن حتما از اینکه به چه مناسبتی هدیه می دهیم و این هدیه برای روابط کاری یا خانوادگی هست در انتخاب هدیه دقت کافی داشته باشیم. در حال حاضر بهترین هدیه برای چینی ها صنایع دستی خاص ایران، بعضی از مواد خوراکی مثل پسته، زعفران و خاویار ایران است.

 

آداب غذا خوردن در چین

مردم چین ترجیح می‌دهند که به جای خانه، از مهمانان خود به خصوص مهمانان خارجی در مکان‌های عمومی پذیرایی کنند. پس اگر به خانه یک چینی دعوت شده‌اید بدانید که افتخار بزرگی نصیب‌تان شده است؛ اما اگر به هر دلیل نمی‌توانید این دعوت را بپذیرید حتما علت را توضیح دهید تا بی‌احترامی تلقی نشود.

آداب غذا خوردن در چین

به موقع به منزل میزبان بروید و قبل از ورود به منزل، پس از دریافت دمپایی آماده شده برای شما، کفش‌تان را درآورید. ترجیحا یک هدیه کوچک با خود بیاورید. منتظر شوید تا میزبان به شما بگوید کجا بنشینید زیرا معمولا برای مهمان، صندلی روبه‌روی درب را درنظر می‌گیرند. سعی کنید از قبل نحوه استفاده از چاپستیک یا همان 筷子را یاد بگیرید و غذای زیادی میل کنید. در کشور چین و بسیاری از کشوره های شرقی بخصوص ژاپن، مردم هنگامی که می‌خواهند از سرآشپز تشکر کنند و نشان دهند که غذای او خوشمزه است غذای خود را با سر و صدا می خورند (در اصطلاح، فورت می کشند). این یکی از عجیب ترین آداب و معاشرت با چینی ها است زیرا میزبان این موضوع را به عنوان خوشمزه بودن غذا تلقی می‌کند. یادتان باشد که به هیچ عنوان چاپستیک را در کاسه برنج، به سمت بالا قرار ندهید یعنی اینکه آنرا به صورت عمودی در داخل برنج یا ظرف غذا قرار ندهیدکه نشانه بدشانسی است. در چین قدیم کسی که محکوم به مرگ بوده و باید آخرین غذای خود را قبل از اعدام می خورده، یک ظرف چینی که لبه آن پریده بوده، در حالی که چاپستیک را در آن عمودی قرار داده بودند به او می دادند و او متوجه شرایط خود می شد. لذا این کار در موقع غذا خوردن نباید انجام شود. بعد از ریختن چایی برای طرف مقابل نباید لوله قوری را به طرف او قرار دهیم. این هم معنای خوبی ندارد.

 

آداب و رسوم مردم چین باستان

روزهای هفته از دوشنبه آغاز می‌شود، ماه‌های دوازده گانه سال با تقویم قمری و شمسی که مورد توجه کشاورزان است به نام ماه اول، ماه دوم و … یاد می‌گردد و صورت فلکی نیز مورد توجه است. در چین باستان هر شصت سال را یک دور نجومی می نامیدند و هر شصت سال را به پنج دوره تقسیم می کردند و هر دوره را به ١٢ سال و هر سال را به نام حیوانی می نامیدند و ١٢ سال به ١٢ حیوان یا صورت فلکی نام گذاری می شد و صورتها عبارتند بودند از: موش، گاو، ببر، خرگوش، اژدها، مار، اسب، گوسفند، میمون، خروس، سگ و خوک.

چینی‌ها معتقدند که قوای طبیعت همیشه بخشنده نیستند و آبادانی به تعادل و تزلزل قوای ویرانگر وابسته است که اگر مهار نشوند مصیبت بار خواهند بود. آب و هوای متغییر چین و سختی معیشت آنان را به قربانی کردن برای قوای طبیعت وا می داشت تا از خشم آنها برهند.

هنوز در حاشیه رودخانه زرد کسانی که به رودخانه می افتند نجات نمی دهند زیرا معتقدند که رودخانه قربانی می خواهد. با به هم خوردن تعادل قوای طبیعت به جهت دخالت افراد بشر ویرانی به وجود می آید. پادشاه به عنوان فرزند آسمان تعادل را برقرار می‌کرد. فرزند آسمان یک پادشاه غله بود و روزهای آخر ماه بهار که گیاه فرفیون گل می دهد و عدس آبی بزرگ می‌شود مراسم قربانی کردن را انجام می دهد. پرستش آسمان در زمین از امتیازات فرزند آسمان بود. از مهمترین وظایف وی افتتاح سال کشاورزی بود که بر طبق تقویم چینی ها در روز اول سال اتفاق می افتاد و زمان آن مقارن با اوایل فوریه است. کشاورزان چینی زمستان را به 9 بخش تقسیم می کنند و می گویند : نه روز اول و دوم دست از آستینها بدر نکنید. نه روز سوم و چهارم روی یخ راه می رویم. نه روز پنجم و ششم بید های کنار رودخانه جوانه می زنند. نه روز هفتم و هشتم یخ رودها آب می شود. نه روز نهم و دهم کشتزارها را شخم بزنید.

 

 آداب و رسوم مردم چین در نوروز

مردم چین با داشتن فرهنگی غنی، مراسم ملی و سنتی فراوانی دارند. معروفترین آن، عید بهار یا نوروز  春节است که از هشت روز مانده به آخر سال چینی آغاز می شود و تا پانزدهم ماه بعد ادامه می‌یابد.  پانزدهم ماه اول بهار جشن فانوس است که با این مراسم پایان عید بهار اعلام می‌شود. تقویم چینی از سال ١٩١١ به سال میلادی تبدیل شد. قبل از تغییر تقویم به سال میلادی، گاهشماری چینی مبتنی بر حرکت ماه به دور زمین و گاه بر حرکت زمین به دور خورشید بود. هم اکنون در تقویم‌های منتشرشده در چین به رسم سنتی، همه قراردادهای گاهشماری، سنتی و رسمی محاسبه می‌گردد.

 

آداب و رسوم مردم چین و مراسم عید بهار(عید نوروز)

مراسم عید بهار از بیست و سومین روز ماه آخر آغاز می شود این روز را روز بدرقه سال نیز می نامند. خانه تکانی از این روز آغاز می شود و می کوشند تا در نوروز همه جا پاک و درخشان و نورانی باشد، خرید پوشاک نو و غذاهای سنتی از رونقی خاص برخوردار است. شعرهای فراوان خوانده می شود و در پکن در یکی از ترانه ها برنامه کار هشت روز مانده به نوروز را چنین بیان می‌کنند:

 روز بیست و سوم پختن آش شکامونی (بودا). روز بیست و چهارم خانه تکانی. روز بیست و پنجم آماده کردن دوفو. روز بیست و ششم فراهم کردن گوشت. روز بیست و هفتم فراهم کردن مرغ. روز بیست و هشتم آرد خمیر کردن. روز بیست ونهم عود سوزاندن. روز سی ام شب زنده داری.

 آش شکامونی یا ساکیا مونی را با جمع آوری هشت نوع غله به نشانه هشت روز مانده به پایان سال به کمک یاران و همسایگان فراهم می کنند، تا از درویشانه زیستن بودا و با دیگران خوردن وی یاد آورده باشند. آجیلی هم از ذرت و لوبیای قرمز و تمبر چینی و پسته زمینی فراهم می کنند.

 

 آداب و رسوم مردم چین در عید نوروز و تمیزی آشپزخانه

یکی دیگر از آداب و رسوم مردم چین در عید نوروز تمیز کردن آشپزخانه است. از این روز به پاکیزگی آشپزخانه می‌پردازند زیرا چنین باور دارند که خدای آشپزخانه در چهره ای خندان و تنی فربه، شکم برآمده و تنبل به آسمان می رود و گزارش آشپزخانه را به خدای آسمان ارائه می‌دهد، بنابراین پختن غذاهای شیرین و خوشمزه در تمام خانه ها رواج دارد تا خدای آسمان از آنان رضایت داشته باشد و خدی آشپزخانه با برکت و نعمت از آسمان به آشپزخانه باز آید.

در آشپزخانه چینی‌ها، خاصه در پکن، همیشه تصویر این خدا در حالیکه ماهی (ماهی در معابد بودایی چین جایی خاص دارد. گویند بودا بر ماهی دریای وجود نشسته و زنگ و چوبک و سنج از آن نواخته می شود که ماهی آرام نگیرد) در دست دارد و نگهبان پخت غذاها ست دیده می‌شود.

در روستاها مردم با انجام رقص هایی به پیشواز سال نو می روند این رقص دسته جمعی به نام ” یانگ ” معروف است (رقصی که در آن کسی با سر و سینه آدمی و پای و سر اسب به میدان می‌آید). در این رقص کسانی که پوست اژدها و شیر می پوشند شادی و برکت را به جمع می‌برند.

ضیافت شام با حضور همه اعضای خانواده در شب آستانه عید چه در شمال چه در جنوب کشور لازم و ضروری است. در جنوب این شام غالباً از بیش از ده نوع خوراک تشکیل می‌شود که در میان آنها ماهی و خوراکی تهیه شده از خمیر سویا باید دیده ‌شود. از جمله غذاهایی که به صورت سنتی همه افراد خانواده در کنار هم پخته و می خورند جیاوجه  饺子هست.  در میان خوراک‌های سنتی عید بهار غذاهای شیرین تهیه شده از آرد برنج چسبیده به چینی حتما باید باشد. زیرا این نشانگر ارتقای دائمی سطح زندگی، گردهم آمدم و سعادتمندی اعضای خانواده است.

 

آداب و رسوم مردم چین در آستانه سال جدید

در آستانه سال جدید به تقویم کشاورزی چین، مردم با سرور و شادی با سال گذشته وداع نموده و به پیشواز سال جدید میروند. دربعضی مناطق مردم به آتش زدن ترقه و آتش بازی هم می‌پردازند. ازاول سال نو اعضای خانواده ملبس به لباس‌های زیبا و نو به استقبال مهمانان و یا دیدار از خویشاوندان و دوستان می‌پردازند.

آداب و رسوم مردم چین در سال جدید

آداب و رسوم مردم چین در ملاقات با یکدیگر و گفتن جمله “یا عید بهار مبارک باد”

آنان هنگام ملاقات جملات مبارکی چون ” سال نو مبارک” و ” یا عید بهار مبارک باد “را می‌گویند و سپس به خوردن میوه و شکلات و چای مشغول می شوند و با هم گفت و گو می‌کنند. در ایام عید بهار برنامه‌های هنری و تفریحی جالب توجه و رنگارنگ است. در بعضی جاها اپراها و فیلم‌های ویژه عید به معرض نمایش گذاشته می‌شود و دربعضی مناطق دیگر برنامه‌های هنری عامیانه نظیر رقص شیر، یان گو و رقص با چوب پا و غیره اجرا می‌شود. به این ترتیب محیطی مملو از وجد و شعف و شادی برهمه جا حکمفرما است. البته بیشتر مردم ترجیح می‌دهند درخانه برنامه‌های تلویزیونی اختصاصی عید بهار را تماشا ‌کنند. گفتنی است که نصب کردن تابلوهای خوش‌نویسی ونقاشی‌های ویژه عید بهار روی دیوار و روشن کردن فانوس نیز از جمله برنامه‌های عید بهار است. درایام این عید جشن فانوس نیز جلوه‌ای خاص دارد. فانوس‌های رنگی درواقع از جمله هنرهای دستی و سنتی مردمی چین است. مردم در دست داشتن اشکال مختلف متنوع فانوس‌ها که بر روی آن شکل حیوانات، مناظر طبیعی و چهره‌های قهرمانان ترسیم شده‌است در یک جا جمع می‌شوند و شادی می کنند. البته پابه پای ارتقای سطح زندگی مردم، آنان ضمن حفظ آداب و رسوم سنتی، برنامه‌های جدیدی به وجود آورده‌اند. برای نمونه جهانگردی و چین گردی به رسم نوین چینی‌ها در ایام عید بهار بدل شده‌است.
بزرگی و گستردگی کشور چین در حدی است که سنت و فرهنگ مردم آن بر اساس منطقه جغرافیایی و قومیت تفاوت دارد، چینی‌ها یک جامعه گروه محور هستند که متعهد‌ند نسبت به خانواده، مدرسه، گروه کاری یا کشورشان، ارتباط گروهی داشته باشند و برای حفظ هارمونی، در همه حال رفتار مناسب را رعایت کرده و کاری نمی‌کنند که باعث خجالت کسی شود و آنها حتی به خاطر منافع گروه، از احساسات خود می گذرند و اگر در یک جلسه با نظر کسی مخالف باشند سکوت می‌کنند تا آبروی طرف مقابل حفظ شود.

 

رسوم عروسی در فرهنگ چینی

در مراسم باستانی ازدواج در زمانهای قدیم، ازدواج نه بر اساس علاقه دو جوان به یکدیگر بلکه با انتخاب و خواست والدین شکل میگرفت، در چین پیروی از اصول خاصی شامل رعایت آداب 5 گانه بسیار مورد توجه بوده است، که این آداب به ترتیب شامل خواستگاری، طالع بینی روز تولد، تقدیم هدایای عروسی، تعیین تاریخ عروسی و برگزاری جشن عروسی؛ ضمنا در مراسم خواستگاری زمانی که والدین پسر جفت مناسبی برای فرزند خود می یافتند در جلسه اول یک واسط ازدواج را برای خواستگاری به همراه خود به منزل دختر می بردند و رسم بر آن است که در اولین دیدار، به دلیل آنکه هنوز موافقت طرفین اعلام نشده بود خواستگاران با چای پذیرائی نمیشدند و اگر جواب مثبت میشد، هدایا و خوراکیهایی جهت نشان دادن امتنان دو طرف به واسط ازدواج تقدیم میگردید. سپس خانواده داماد پس از پرسیدن نام کامل و روز تولد دختر، از یک طالع بین درخواست میکردند تا پیشگوئی نماید که آیا این ازدواج خوش یمن خواهد بود یا خیر و بعد از تقدیم هدایای فرخنده داماد به عروس، خانواده داماد از یک طالع بین دعوت می نماید تا بر اساس علم نجوم تاریخ خجسته ای را برای برگزاری مراسم عروسی تعیین کند.

رسوم عروسی در فرهنگ چینی

پیش از برگزاری مراسم عروسی، خانواده دختر جهیزیه عروس را به خانواده داماد ارسال می کنند که جهیزیه نمایانگر توانایی مالی خانواده عروس بوده و اقلام خاصی را شامل می شود، به عنوان مثال یک قیچی پروانه ای شکل که نشان دهنده جدایی ناپذیر بودن عروس و داماد است و نیز گلدان هایی که به معنای صلح و ثروت در میان جهیزیه دیده می شود و خانواده داماد نیز با استفاده از میوه های قرمز رنگ و لوبیای سبز و قرمز و انواع شکلات و شیرینی، محل اقامت جدید عروس و داماد را تزئین می نمایند و در آخر در روز جشن عروسی داماد در منزل عروس با او ملاقات میکند و پیش از ورود داماد به منزل عروس، یکی از زنان محترم و میانسال فامیل موی عروس را با نوارهای رنگی درست میکند و عروس لباس قرمز بر تن میکند چرا که چینی ها بر این باورند که رنگ قرمز شادی می پراکند و نیز سپس عروس با برادر بزرگتر خود به درون کالسکه عروسی هدایت می شود و با ورود کالسکه عروس به محل عروسی، با موسیقی سنتی و آتش بازی از آنان استقبال می شود، عروس و داماد بر روی فرش قرمز به محل تعیین شده برای آنان قدم می گذارند و سه مرتبه برای احترام به آسمان، والدین و همسر تعظیم می کنند و پس از جایگیری عروس و داماد در محل مخصوص، از میهمانان پذیرایی می شود.

 

کارهایی که نباید در چین انجام دهید

رفتن به چین می‌تواند فوق‌العاده هیجان‌انگیز و همچنین کمی استرس‌آور باشد. فرهنگ، آداب و رسوم و نگرش‌های اجتماعی در چین ممکن است با کشور خودتان زمین تا آسمان تفاوت داشته باشد. در ادامه لیستی از ١٠ نکته مهم در مورد حفظ آداب معاشرت در چین برایتان آماده کرده‌ایم. رعایت این نکات به شما کمک می‌کند به شکل ناخواسته به کسی توهین نکنید و رابطه خوبی با مردم چین در مدت سفرتان داشته باشید. سفر به یک کشور خارجی، مواجهه با یک فرهنگ کاملا متفاوت است، فرهنگی که می‌تواند با فرهنگی که از آن می‌آیید به اندازه یک دنیا متفاوت باشد. وقتی نوبت به چین می‌رسد با کشوری مواجه هستید که حتی نقطه به نقطه آن فرهنگی خاص و منحصر به خود را دارد. رعایت نکته‌های بسیار کوچک در سفر می‌تواند به شما کمک کند از یکی از زیباترین کشورهای دنیا نهایت لذت را ببرید.

کارهایی که نباید در چین انجام بدهید

 

مراقب باشید به خانه‌ها یا معابد بی‌احترامی نکنید

مهم است که قبل از ورود به بسیاری از معابد و خانه‌ها در چین کفش‌های خود را از پا در بیاورید. این تنها یک نکته است. بسیاری از مردم چین آداب خاصی در مورد خانه‌هایشان دارند. اگر آنها از شما می‌خواهند کفش‌های خود را در بیاورید نگران وضعیت دیده شدن پاهایتان نباشید. به میزبانان شما احتمالا بیشتر بر می‌خورد اگر با کفش به خانه‌هایشان وارد شوید، نسبت به این که جوراب سوراختان دیده شود. می‌توانید از میزبان خود در مورد در آوردن کفشهایتان سوال کنید. در ضمن حواستان باشد که نشان دادن کف پایتان به دیگران کاری بی‌ادبانه است. بنابراین وقتی در حال نشسته پا رو پا می‌گذارید سعی کنید پایتان به سمتی باشد که شخصی چینی در آن سمت ننشسته باشد. اگر جابه‌جا شدند شما هم سریع پای خود را جابه‌جا کنید.

در مورد مسائل نامناسب صحبت نکنید

مگر این که دلیل خیلی خوبی داشته باشید، راجع به مرگ صحبت نکنید یا از کسی که فوت کرده یاد نکنید. مرگ موضوعی بدشگون و خیلی جدی برای مردم چین است. رنگ سفید در چین نشان‌دهنده مرگ است، بنابراین چیزهای سفید رنگ را به عنوان هدیه ندهید و در بسته‌بندی هدیه‌هایتان هم از کاغذ سفید یا روبان سفید استفاده نکنید. چیزهایی دیگری که نباید در سفرتان راجع به آنها صحبت کنید مقایسه ژاپن و چین یا مسائل مذهبی و سیاسی هستند. مردم چین بیشتر اوقات راحت نیستند که در مورد تاریخ یا اتفاق‌های سیاسی که ممکن است باعث خجالتشان در برابر خارجی‌ها شود صحبت کنند چرا که آن‌ها به تاریخشان از زاویه دیگری نگاه می‌کنند. پرهیز از به میان کشیدن چنین مباحثی باعث می‌شود مکالمه‌هایی مثبت و دوستدانه داشته باشید.

انتظار نداشته باشید روابط فردی در چین با فرهنگ خودتان یکی باشد

سفر به یک کشور خارجی می‌تواند تمرینی برای صبر و حوصله باشد. انتظار نداشته باشید مردم چین که با آنها برخورد می‌کنید بتوانند انگلیسی صحبت کنند. این که بتوانید با مردم محلی با زبان خودشان ارتباط برقرار کنید ایده خوبی است، مگر این که در این کار کلی اشتباه تلفظی داشته باشید و آنها را گیج کنید یا بدتر از آن به آنها توهین کنید. وقتی با کسی صحبت می‌کنید با انگشت به او اشاره نکنید، به جای آن از کف دست خود استفاده کنید.

در چین مردم را لمس نکنید

مردم چین نسبت به لمس شدن حساس هستند و نسبت به دیگر کشورها بوسه و بغل کردن کمتری در فرهنگ خود دارند. وقتی با یک غریبه برخورد می‌کنید شاید بهتر باشد که با کلام با او احوالپرسی کنید تا این که بخواهید با او دست دهید. دست دادن برای خیلی از مردم چین غیر طبیعی است. وقتی با کسی احوالپرسی می‌کنید یک سر تکان دادن کوچک کافی خواهد بود. در موقع سلام و خداحافظی از تعظیم کردن، بوس کردن و بغل کردن بپرهیزید، چرا که تماس بدنی در چین آن قدر معمول نیست.

در بسیاری از نقاط چین به خاطر مذهب و سنت، سر مقدس‌ترین بخش بدن شناخته می‌شود. لمس سر می‌تواند بی‌ادبانه تلقی شود. بنابراین مراقب باشید هیچ موقع به سر کسی دست نزنید و کاری به موهایش نداشته باشید، مگر این که واقعا از جایگاهتان در مقابل او آگاه هستید. البته در مورد فضای شخصی در مکانهای عمومی و مخصوصا سیستم‌های حمل و نقل عمومی این قضیه کاملا فرق می‌کند. مردم چین در مکانهای شلوغ برای جا پیدا کردن در صف یا نشستن روی صندلی، شما را حسابی هل و فشار می‌دهند. آموختن در مورد این تفاوت‌های کوچک رفتاری به زمان نیز دارد.

هدیه دادن فراموش نشود

اگر قرار است با کسی ملاقات کنید، چه برای تجارت باشد چه دلایل شخصی، بهتر است به فکر هدیه‌ای که به او بدهید باشید. دادن هدیه مناسب در زمان مناسب می‌تواند برای ساختن یک رابطه و خوشحال کردن یک چینی خیلی موثر باشد. در چین قبول نکردن یک هدیه خیلی مورد قبول نیست. اگر کسی هدیه شما را در ابتدا قبول نکرد دوباره آن را تعارف کنید و رنجیده خاطر نشوید. معمولا باید قبل از این که هدیه‌تان پذیرفته شود چندین بار آن را تعارف کنید تا این طور به نظر نیاید که هدیه گیرنده خیلی برای گرفته هدیه حریص است. این که برای اولین بار چیزی را قبول نمی‌کنند در فرهنگ چینی وجود دارد. چینیها با این کار خویشتن‌داری خود را نشان می‌دهند. از آن سو نباید یک هدیه را در حضور شخص هدیه‌دهنده باز کنید چرا که ممکن است او وجهه خود را از دست دهد. همچنین توجه داشته باشید که ممکن است هدیه شما به عنوان رشوه تلقی شود یا ممکن است کاری کند که افراد حس کنند که مدیون شما شده‌اند. ولی در کل هدیه دادن در چین اگر به طریقی دوستانه انجام شود خیلی خوب است.

مراقب باشید با هدیه‌ای که می‌دهید کسی را ناراحت نکنید

مراقب هدایایی که می‌دهید باشید. در حالی که دادن سبدهای گل یا میوه در ایالات متحده امری عادی است، انواع خاصی از گل و میوه در چین بدیمن و نامناسب به حساب می‌آیند. بهتر است یا کلا این نوع هدایا را بی‌خیال شوید یا این که در مورد معنی خاص گل‌ها و میوه‌ها اطلاعات کسب کنید تا متوجه شوید کدام یک برای هدیه دادن مناسب هستند. گلهای بدبو هدیه ندهید و از تکه کردن و بریدن گل‌ها نیز پرهیز کنید.

فرهنگ مناطق مختلف چین در مورد رنگهای مشخص، معانی مختلف و متفاوتی دارند. بهتر است برای کادو پیچ کردن از رنگهای زرد، صورتی یا قرمز استفاده کنید. از به کار بردن رنگهای تیره یا سفید پرهیز کنید چرا که این رنگ‌ها بدیمن تلقی می‌شوند. از دادن ساعت پرهیز کنید چرا که در نظر مردم چین این کار اشاره ضمنی به مرگ است. بالاتر از همه این‌ها کلاه‌های سبز قرار دارند که برای هدیه، یک تابو هستند. اصطلاح پوشیدن کلاه سبز در چینی معنی فوق‌العاده بدی دارد. در ضمن هیچ چیز را به صورت ۴ تایی هدیه ندهید چرا که لغت ۴ در چینی صدایی مانند لغت مرگ دارد. از آن سو هدایایی که به صورت ٨ تایی ارائه می‌شوند مانند ست ٨ تایی فنجان چای یا تکه‌های شکلات، به عنوان نشانه‌ای خوب در نظر گرفته می‌شوند. این به خاطر است که در چین عدد ٨ عدد خوش‌شانسی است. وقتی کسی در چین به شما هدیه یا کارت ویزیت داد آن را با دو دست بگیرید. همچنین برای دادن هدیه یا کارت ویزیت به کسی از دو دست خود استفاده کنید. این کار به عنوان نشانه‌ای از احترام به کسی که شما او را ملاقات می‌کنید در نظر گرفته می‌شود.

انعام ندهید

انعام دادن در چین عرف نیست. راننده‌های تاکسی، خدمه رستوران‌ها و پیشخدمت‌های هتل‌ها انتظار ندارند که انعام دریافت کنند و حتی ممکن است با پیشنهاد پول بیشتر آنها را برنجانید. اگر هم ناراحت نشوند گیج شده و سعی می‌کنند پول شما را پس دهند. انعام ندادن باعث می‌شود از این موقعیت‌های عجیب دوری کنید. البته ممکن است کمی برایتان سخت باشد، اگر از جامعه‌ای می‌آیید که در آن انعام دادن خیلی مهم است.

 

وقتی یک چینی شما را مهمان می‌کند سعی نکنید حساب کنید

در چین بی‌ادبانه تلقی می‌شود اگر کسی که میزبان نیست غذا سفارش دهد. در چین میزبان تمام غذاها را سفارش داده و این کار را بدون پرسیدن از بقیه که چه غذایی دوست دارند انجام می‌دهد. ولی از آنجایی که در میان آنها شما یک خارجی هستید احتمالا مشکلی نخواهد بود اگر به میزبان بگویید چه نوع غذاهایی دوست دارید یا دوست ندارید. بار دیگر می‌گوییم که البته ممکن است این کار فوق‌العاده بی‌ادبانه تلقی شود؛ بیشتر بستگی به موقعیت دارد و این که چه کسی شما را به غذا دعوت کرده است. در چین صورت حساب رستوران هرگز تقسیم نمی‌شود، بنابراین هیچ موقع به فکر دنگی بودن غذایی که خوردید نباشید. شخص میزبان ممکن است خجالت زده شود اگر شما سعی کنید دنگ خود را پرداخت کنید. از آن سو اگر شما دیگران را به شام دعوت کرده‌اید کل صورتحساب را باید خودتان پرداخت کنید.

آداب غذا خوردن در جمع مهم است

هیچگاه آداب استفاده از چوب غذاخوری را نادیده نگیرید. مردم چین در مورد این وسیله کلی آداب دارند. چوب‌های غذاخوری تنها برای خوردن غذا هستند. هیچ گاه نباید برای اشاره به چیزی یا کسی از آنها استفاده کنید. در ضمن هیچگاه نباید از آنها برای بازی کردن استفاده کنید یا با آنها به میز ضربه بزنید. وقتی غذایتان تمام شد چوب‌های غذاخوری را داخل کاسه قرار ندهید. این چوب‌ها را داخل موهایتان نکنید. چوبها را روی کاسه قرار دهید. این یکی را به هیچ وجه انجام ندهید: هیچ وقت (هیچ وقت) چوبهای غذا خوری را به صورت عمودی در غذایتان فرو نکنید. این کار به معنی طلب مرگ کردن برای کسی است.

ناراحت نشوید

اگر در مدت حضور در چین چیز غیر منتظره‌ای برایتان اتفاق افتاد که معمولا در طول سفر به هر نقطه‌ای از دنیا ممکن است پیش آید ناراحت نشوید که باعث می‌شود کسانی که با آنها برخورد می‌کنید وجهه خود را از دست داده و موقعیت به جایی برسد که درست شدنی نباشد. بهترین راه برای کنار آمدن با چنین موقعیت‌هایی در چین آرام بودن و صبور بودن است.

شهر جنگ جو (郑州市:zhèngzhōushì) پایتخت استان هِنَن (河南:hénán)در قسمت مرکزی سرزمین چین است. این شهر یکی از شهرهای ملی در چین محسوب می‌شود و از لحاظ سیاسی، اقتصادی، تکنولوژی و آموزشی در مرکز استان هِنَن اهمیت زیادی دارد. مهم ترین سیستم های حمل و نقل شهری و برون شهری در کشور چین به شهر جنگ جو  تعلق دارد. این شهر جزو یکی از مهم ترین نواحی تقسیمات کشوری در کشور چین محسوب می شود و نقش مهمی در اقتصاد چین بازی می کند. جمعیت این شهر چیزی حدود ۱۰ میلیون نفر گزارش شده است این شهر به عنوان یکی از مهم ترین نواحی استان هِنَن به شمار می رود.

تمدن شهر شهر جنگ جو 

شهر جنگ جو (郑州市:zhèngzhōushì)، یک شهر متمدن ملی است که بسیاری از آثار تاریخی مشهور و تمدن های باستانی این منطقه را در اختیار دارد؛ به همین دلیل این شهر را یکی از هشت شهر پایتختی باستانی متمدن چین به شمار می آورند. از نظر تاریخی، شهر جنگ جو پایتخت کشور چین به عنوان هزاران سال در ۵ دوره متفاوت انتخاب شده است. دو مکان فرهنگی جهانی شامل ۱۵ جاذبه مجزا در شهر جنگ جو وجود دارد. فرودگاه شهر جنگ جو چین اولین فرودگاه اقتصادی محلی شناخته می‌شود. شهر جنگ جو در ساحل جنوبی رودخانه زرد  (黄河:huánghé) گسترش یافته است و یکی از ٨ شهر بزرگ پایتختی چین محسوب می شود.

حمل و نقل در شهر جنگ جو  چین

 راه آهن شهر جنگ جو، چین و اروپا را به هم متصل می کند؛ فرودگاه بین المللی این شهر، پروازهای مختلفی به سایر کشورهای آسیایی، اروپایی، آفریقایی، آمریکا و اقیانوسیه انجام می دهد. به طور کلی، سیستم های حمل و نقل این شهر از بهترین تکنولوژی برخوردار هستند.

 مروری بر تاریخچه شهر جنگ جو 

قدمت تاریخی شهر جنگ جو چین به دوران امپراطوری سلسله شانگ (商:shāng) باز می‌گردد. این دوره های پیش از تاریخ  تا دوران حکومت قبل از اولین امپراطوری چین در سال ۲۶۰ قبل از میلاد ادامه یافت. از سال ۱۹۵۰، طی اکتشافات باستان شناسی که در این منطقه انجام گرفتند، آثار مربوط به دوران نئولیتیک سلسله شانگ به دست آمدند. در بیرون از محدوده شهر جنگ جو ، مجموعه ساختمان های عمومی با سازه های بسیار پیچیده اما کوچک نیز کشف شدند.

نام جنگ جو  و سلسله های حکومتی

اکتشافات باستان‌شناسی نشان می‌دهند، این محل به عنوان پایتخت امپراتوری شانگ در آن زمان انتخاب شده بود. نام “جنگ جو ” برای این شهر در دوران امپراطوری سویی (۵٨١- ۶١٨) (隋:suí)  در سال ۵۸۱ پس از میلاد انتخاب شد. به نظر می رسد این شهر در آن زمان در منطقه چنگ گائوکه شهری دیگر بوده واقع شده است. در طول سلسله تانگ (۹۰۷- ۶١٨) (唐:táng ) ، حکومت به این شهر منتقل شد؛ ردپای امپراتوری سونگ (١٢٧٩- ٩۶٠) (宋:sòng )  در سال‌های ۹۶۰ تا ۱۱۲۷ نیز در شهر جنگ جو چین مشاهده می شود.

 

 موقعیت جغرافیایی شهر جنگ جو چین:

شهر جنگ جو در شمال مرکز استان هِنَن و سمت جنوب رودخانه زرد قرار دارد. این شهر از سمت غرب شهر لوایانگ(洛阳:luòyáng ) ، از سمت شمال غربی با شهر جیاو جوا (焦作:jiāozuò  ) ، از سمت شمال شرقی با شهر سین سیانگ (新乡:xīnxiang) ، از سمت شرق با شهر کَی فِنگ(开封:kāifēng  ) ، از سمت جنوب شرق با شهرسیو چانگ (许昌:xūchāng  )  و از سمت جنوب غرب با پینگ دینگ شَن(平顶山:píngdǐngshān  ) ، مرز مشترک دارد.

نقشه شهر جنگ جو (郑州市:zhèngzhōushì)

 

تقسیمات شهری و محدوده های عمومی در شهر جنگ جو از سمت غرب به شرق با یک شیب ملایم امتداد دارد. برخی از زمین های کوهستانی در سمت شرق مانند کوه های سونگ و کوه سیونگ اِر(熊耳山:xióngěrshān   )  در سمت غرب قسمت هایی از این نواحی هستند. در این سرزمین ها می‌توان دره ها و همچنین ناهمواری های زمین شناسی مختلفی را مشاهده کرد.

شرایط آب و هوایی شهر جنگ جو چین

شهر جنگ جو چین دارای آب و هوای نیمه استوایی مرطوب با چهار فصل بسیار زیبا می باشد. زمستان های این شهر، خشک و سرد و تابستان هایی مرطوب و بسیار داغ دارد. فصل بهار و پاییز در شهر جنگ جو شرایط خشک دارد و در بعضی مناطق، توده های آب و هوایی حرکت می کنند. متوسط دمای سالانه در این شهر حدود ۱۵ درجه سانتی‌گراد است و تغییرات دمایی در طول ۲۴ ساعت در طول روز، حدود نیم درجه سانتی گراد است.

دوره های بارندگی در شهر جنگ جو معمولاً در تابستان و زمستان رخ می دهند؛ جایی که جریان توده های هوای باران زا از منطقه سیبری به کشور چین وارد می شوند.

در شهر جنگ جو چین آثار باستانی و مکان های دیدنی بسیار زیادی وجود دارد که هر کدام از آنها نمادی از معماری تمدن و فرهنگ این سرزمین به شمار می‌روند. تعدادی از بهترین آثار باستانی و مکان های گردشگری که می‌توانید با سفر به این شهر آنها را تماشا کنید که در این قسمت معرفی می کنیم.

آموزش غذای چینی

دیم سُم (点心:diǎnxīn )DIM SUM از گروه غذاهای کانتونی است

که در اصطلاح فارسی بدان غذاهای میان وعده و سبک گفته می شود که انواع مختلف دارد.

دیم سُم (点心:diǎnxīn )DIM SUM  با سبزیجات بخار

این غذا برای افراد وگان (گیاهخوار) مناسب است چون در آن از هیچ گوشت و فرآورده حیوانی استفاده نشده است. دیم سُم از یک خمیر تشکیل شده که آن را با مواد مختلف پر می کنیم. در این دستور غذایی، دیم سُم با سبزیجات بخار پز را آموزش می دهیم.

مواد لازم برای پر کردن دیم سُم

۵۰۰ گرم بوا چَی(菠菜:bōcài  )(نوعی سبزی چینی)، کاملا شسته شده

۸ قارچ شیتاکی بزرگ و تازه (نوعی قارچ قهوه ای)

۳ قاشق غذا خوری روغن نباتی

۱۲۰ گرم لوبیا خشک پودر شده (به صورت بسته بندی در چین وجود دارد)

۱ قاشق چای خوری سس سویا

نصف قاشق چای خوری شکر

نصف  قاشق غذاخوری روغن کنجد

یک هشتم  قاشق چای خوری فلفل سفید آسیاب شده

نمک، به اندازه دلخواه

طرز تهیه مواد دیم سُم

برای درست کردن دیم سُم با سبزیجات بخارپز ابتدا بوا چَی ها را در آب جوش و بعد از ۱۰ ثانیه در مخلوط آب و یخ بریزید.

وقتی کاملا سرد شدند آنها را فشار دهید تا آب اضافه خارج شود

طرز تهیه مواد دیم سُم (点心:diǎnxīn )DIM SUM

سپس بوا چَی ها و قارچ ها را ریز کنید. بوا چَی ها را با دست و غذاساز می تونید خرد کنید اما قارچ ها را فقط با غذاساز خرد کنید

قارچ ها را با ۲ قاشق روغن بپزید. ۳ یا ۴ دقیقه برای پخت کافی است. سپس اجازه دهید سرد شود.

سپس پودر لوبیا خشک شده را بریزید و کنار بگذارید

بعد از خرد کردن بوا چَی ها احتمالا ته ظرف آب اضافه جمع می شود، آن را خارج کنید

در ادامه، ۱ قاشق غذاخوری روغن، سس سویا، شکر، روغن کنجد و فلفل سفید را اضافه کنید. خوب مخلوط کنید. برای بهتر طعم گرفتن مواد را در یخچال بگذارید، این کار به سبز ماندن بوا چَی ها نیز کمک می کند.

مواد لازم برای تهیه خمیر دیم سُم

سه چهارم  فنجان آب گرم

۱ قاشق چای خوری مخمر (۳ گرم)

۱ قاشق غذاخوری شکر (۳۰ گرم)

۱ و یک چهارم قاشق غذا خوری روغن نباتی

۲ فنجان آرد (۳۰۰ گرم)

۲ قاشق غذاخوری آرد ذرت (۲۰ گرم)

یک چهارم قاشق چای خوری نمک (۳ گرم)

یک  قاشق چای خوری جوش شیرین (۱ گرم)

طرز تهیه خمیر دیم سُم:

دستور العمل های زیادی برای خمیر این غذا وجود دارد. نکته اصلی درست کردن خمیر این است که آرد و آب به خوبی ترکیب شوند و بافت خمیر نرم باشد.

حتی هنگامی آب و آرد کاملا مخلوط می شوند،  ممکن است خمیر همچنان شُل باشد، پس باید به ورز دادن ادامه دهید. خمیر باید کاملا صاف و یکدست شود و به دست نچسبد. خمیر را باید بتوانید به راحتی بدون مقاومت خمیر، بکشید.

پس از اتمام کار تمام حباب های داخل خمیر را از بین ببرید. برای راحت تر شدن کار شکل دادن به خمیر، روی دستان خود و سطح کار و وردنه آرد بپاشید.

موادی که برای پر کردن استفاده می کنید نباید آب اضافه داشته باشند. اگر مواد آبکی باشند خمیر را خراب می کنند و هنگام پخت، دیم سُم ها از هم می پاشند.

پر کردن بیش از حد خمیرها باعث می شود که بستن سر خمیرها سخت شود.

هنگام پخت ۵ دقیقه پس از بخار کردن، در ظرف را بگذارید تا دیم سُمها به آرامی گرم شوند. تغییر دما ناگهانی آنها را خراب می کند. وقتی زمان پخت تمام شد، زیر آن را خاموش کنید و اجازه دهید به آرامی خنک شوند.

برای شروع ، در یک کاسه، آب، مخمر و شکر را با هم مخلوط کنید. حدود ۱۵ دقیقه خمیر را کنار بگذارید تا کف کند. ۱ قاشق غذاخوری روغن به مخلوط اضافه کنید و کنار بگذارید.

در یک کاسه متوسط، آرد، آرد ذرت، نمک و جوش شیرین را با هم مخلوط کنید. مخلوط خمیر را به آرد اضافه کنید. در ابتدا با قاشق هم بزنید وقتی مخلوط شد با دست شروع به ورز دادن کنید، می توانید در این مرحله از میکسر مخصوص خمیر هم استفاده کنید، تا خمیر نرم شود. اگر خمیر چسبناک بود، یک کمی آرد اضافه کنید. اگر خشک بود کمی آب اضافه کنید، و تا زمانیکه خمیر نرم و صاف شود، به ورز دادن ادامه دهید.

سطح خمیر را با یک قاشق چایخوری روغن چرب کنید و روی آن را با پلاستیک بپوشانید. حدود یک ساعت اجازه دهید خمیر در دمای اتاق استراحت کند تا ور بیاید. هنگامی که خمیر آماده شد آن را به ۱۴ بخش تقسیم کنید و با دستمال بپوشانید تا خشک نشود.

آموزش غذای چینی دیم سُم (点心:diǎnxīn )DIM SUM

طرز پیچیدن دیم سُم با سبزیجات بخارپز :

هر قطعه را به وسیله وردنه صاف کنید تا یک دایره با قطر حدود ۱۰ سانت ایجاد شود. مرکز دایره باید کمی از لبه ها ضخیم تر باشدیک و نیم قاشق غذاخوری از مواد آماده شده را وسط خمیر بگذارید

خمیرها را ببندید و سر آنها را جمع کنید تا مواد بیرون نریزند

دیم سُم با سبزیجات بخارپز یعنی باید دیم سُم های آماده شده را در بخارپز بچینید. زیر هرکدام یک تکه کاغذ قرار دهید به طوری که یک سانت از هر طرف بیرون باشد. مطابق عکس

آب جوش با دیم سُمها با در طول فرآیند پخت تماس ندارد. دیم سُمها درون بخار قرار می گیرند. در ظرف را بگذارید و اجازه دهید دیم سُم ها حدود ۲۰ دقیقه بپزند. سپس اجاق را خاموش کنید و اجازه دهید دیم سُمها کم کم سرد شوند.